عباس عبدی: اصلاح‌ طلب باشیم یا تختی؟!

روزنامه شرق نوشت: «هر چیز که من را نکشد، قوی‌ترم می‌کند»، این جمله شاید در حوزه فردی درست باشد، اما در عرصه عمومی اما و اگر بسیار دارد. ایران‌زمین در درازنای تاریخ خود بلای طبیعی کم ندیده و رخدادهایی از این دست تاکنون امتداد یافته است، اما حافظه و توان جمعی ما برای رویارویی با آنها غنی‌تر از گذشته نیست. ماجرا هنگامی پیچیده‌تر می‌شود که به یاد بیاوریم ما ملتی هستیم که تا مغز استخوان آغشته به سیاستیم.  خوش‌مان بیاید یا نیاید، هر کنش فردی و جمعی‌مان، تا اطلاع ثانوی انباشته از معنا و تبعات سیاسی است. زلزله‌ای که به‌تازگی غرب ایران را لرزاند نیز از این قاعده مستثنا نبود. حالا که موج نخستین احساسات برانگیخته‌شده در این فاجعه انسانی اندکی فرونشسته، بد نیست آنچه را کردیم از روزنه بی‌رحم نقد بگذرانیم و کردار خویش را در آینه به نظاره بنشینیم.
ظاهرا در کشور ما زلزله و سیاست همیشه به هم گره می‌خورند. نه‌فقط زلزله که همه‌چیز به هم گره خورده. در دهه ٤٠، زلزله بویین‌زهرا فرصتی برای تحرک و کنش‌ سیاسی مخالفان حکومت شد. سال‌ها بعد هم، وقتی در آستانه انقلاب زلزله طبس رخ داد، نقل شده که شاه به نزدیکانش گفته بود شانس آوردیم که زلزله شد چون توجه مردم از سیاست به زلزله منحرف می‌شود. اما در عمل این‌گونه نشد و زلزله کمکی به حکومتی که اعتماد مردم را از دست داده بود، نکرد. با گذشت چندین دهه از این ماجراها، هنوز هم از زلزله به‌عنوان رخدادی طبیعی، برای برجسته‌کردن ناکارآمدی دولت مستقر استفاده می‌شود. کتاب جنبش دانشجویی – که نوشته‌ام – تصویری روی جلد خود دارد که تعدادی دانشجوی پلی‌تکنیک در آن به‌خط هستند و تابلویی در دست دارند. این‌ عکس چهره‌های شناخته‌شده جنبش دانشجویی را در حال کمک‌ به آسیب‌دیدگان سیل جوادیه نشان می‌دهد. جوادیه رودخانه‌ای دارد که حالا رویش را پوشانده‌اند. سال ٤١ در آن منطقه سیل آمد. همان دوران که زلزله بویین‌زهرا رخ داد… عکس بهزاد نبوی در حال بیل‌زدن هست، مصطفی شعاعیان و دیگران هم همین‌طور. همه اینها زمینه سیاسی داشت. این رخداد طبیعی، برای فعالان سیاسی مخالف حکومت، یک فرصت بود که خودشان را بازسازی کنند و هویت یابند. زلزله اوج این فرصت بود. ماجرا فقط این نیست که یک گروه به مکان زلزله می‌روند؛ بلکه این کار تبدیل به هویت آنها می‌شود. همان‌طور که قضیه سیل جوادیه هویت دانشجویان پلی‌تکنیک شد، زلزله بویین‌زهرا هویت تختی می‌شود. جالب‌تر اینکه در مواردی مثل سیل بعد از انقلاب خوزستان وقتی مثلا تخم‌مرغ توزیع می‌‌کردند آرم سازمانشان را روی آن مهر می‌زدند.  نمی‌خواهم بگویم انگیزه انسانی نداشتند اما همیشه انگیزه سیاسی است که پررنگ می‌شود و می‌ماند. این نحوه رفتار متناسب با راهبرد سیاسی آنهاست. یعنی اگر قبل از انقلاب، هدف کنشگران براندازی و برخورد با رژیم بود، همه این‌ کارها مقدمه و لازمه‌ این هدف بود. درواقع دوست داشتند وضعیت بدتر شود که مردم بیشتر علیه سیستم باشند. این لازمه آن نگاه انقلابی است. من الان هم ایرادی نمی‌بینم که کسی این نگاه را داشته باشد، هرچند قطعا شخصا با آن مخالفم. اما حرفم این است که اگر کسی می‌خواهد با این شکل و سبک در کمک‌رسانی زلزله شرکت کند باید از موضع تختی شرکت کند؛ یا از موضع همان دانشجوهای انقلابی. نمی‌تواند موضع سیاسی دیگری داشته باشد.  یعنی معتقدید این کنشی اصلاح‌طلبانه نیست؟ بله. متأسفانه همین‌طور است.   اما در همه دنیا مردم در چنین حوادثی وارد می‌شوند و کمک می‌کنند. بله، ولی آنها برای یاری‌رساندن و رفع کمبودهای نهادهای رسمی امدادرسان وارد عمل می‌شوند. البته باید تأکید کنم من با فعالیت نهادهای غیرسیاسی مانند «محک» یا «زنجیره امید» یا «جمعیت امام علی» نه‌تنها مخالف نیستم، بلکه از این‌گونه نهادهای مدنی حمایت هم می‌کنم. نکته‌ای که می‌خواهم روی آن انگشت بگذارم این است که استفاده از رخدادها و بلایای طبیعی با اهداف پیدا و پنهان سیاسی، رویکردی اصلاح‌طلبانه نیست.  اما اگر زلزله رخ دهد و ناگهان متوجه شوید که نهادهای دولتی ناکارآمد هستند و شما هم نهادی نساخته‌اید، چه؟ فرض کنید نهادهای دولتی کاملا کارآمد هستند. آیا دیگر کسی نباید نهاد مدنی درست کند؟ این زاویه دید، درست نیست. ممکن است نهادهای دولتی کارآمد باشند اما دولت که از جیب خودش پرداخت نمی‌کند. ما باید نهادهایی داشته باشیم که بتوانند در هنگام ضرورت مردم را بسیج کنند. یعنی اگر من می‌خواهم کمک کنم باید حتما از طریق هلال‌احمر یا نهادی مرتبط با وظایف آن کمک کنم. من به صورت فرد نمی‌توانم کمک کنم.  یعنی من نمی‌توانم هم اصلاح‌طلب باشم هم معتقد باشم هلال‌احمر ناکارآمد است و خودم رأسا کمک کنم؟ اشکال ما از همین‌جا شروع می‌شود. امروز که ١/١/١ نیست. قبلا هم اتفاقاتی از این دست رخ داده، بعدا هم رخ خواهد داد. حوادث بعدی را چه‌کار خواهیم کرد؟ کسی که این‌قدر دوست دارد حضور مستقیم داشته باشد و کمک کند همین الان باید برود و نهاد و تشکیلاتش را راه بیندازد. برود نهادی مخصوص امداد و نجات برای زلزله درست کند. البته باید مشخص کند که می‌خواهد در بخش امداد، نجات یا بازسازی کمک کند. هلال‌احمر کارش فقط امداد و نجات است و در بازسازی کمک نمی‌کند و نهادهای دیگر باید وارد شوند. شما باید نهاد تخصصی داشته باشید. حرفم را با یک مثال روشن می‌کنم. همین الان یکی از کارهای بسیار ارزشمند را «پزشکان بدون مرز» انجام می‌دهند که البته خودسر به این مناطق نمی‌روند.  مثلا می‌گویند ما صد پزشک و ٢٠٠ پرستار و فلان مقدار امکانات را داریم و به‌مرور با هلال‌احمر هماهنگ شده و کار می‌کنند. این شیوه‌ کمک‌رسانی مردمی که در زلزله کرمانشاه رخ داد چندین اشکال دارد؛ اشکال سیاسی و تکنیکی و فهمی. اشکال سیاسی اینکه می‌خواهیم جایگزین دولتی ناکارآمد شویم، دولتی که معتقدیم نهادش فاسد است. این اشتباه است. تو نمی‌توانی جانشینش شوی. باید آن را اصلاح کنی. به محض اینکه کوشش می‌کنید جانشین دولت شوید هرج‌ومرج ایجاد می‌کنید. مثالی می‌زنم. الان یکی از رکن‌های فساد، صندوق‌های قرض‌الحسنه‌اند که می‌خواستند جانشین بانک‌ها شوند و در بدو کارشان هم به‌ظاهر اشکالات چندانی نداشتند. اما به‌مرور دچار فساد شدند.  چون همان بوروکراسی سازمان‌مند بانک‌ها را هم ندارد.  همان انگیزه‌هایی که باعث می‌شود افراد در نظام اداری دچار فساد شوند، در اینجا باعث می‌شود فساد بیشتری شکل بگیرد. وقتی بنده نوعی، از روی خیرخواهی نهادی درست می‌کنم، در ابتدا خودم هم مسئولش هستم اما وقتی بزرگ و بزرگ‌تر شد، به مرور از دستم خارج می‌شود. این اشکال راهبرد سیاسی است. اما اشکال جدی‌تر این است که امداد و نجات یک امر بسیار تخصصی است. توصیه می‌شود کسی که زیر آوار است را بدون داشتن تخصص لازم خارج نکنید چون ممکن است کمک شما موجب قطع نخاع او شود. حتی حق نداریم به طور خودسر دیگران را پانسمان کنیم و باید آموزش دیده باشیم. وقتی تا این حد سازمان مهم است، چطور می‌توانیم به‌عنوان فرد اقدام کنیم؟ اعتمادها جایگزین هم نمی‌شود. جامعه درست، جامعه‌ای نیست که مردم مثلا به فلان شخص اعتماد داشته باشند و به دولت اعتماد نداشته باشند. اینها هر کدام کارکرد خود را دارند.  به‌هرحال مسئله بی‌اعتمادی به نهادهای دولتی، مشکلی است که وجود دارد. باید مشکل بی‌اعتمادی را حل کنیم نه اینکه دنبال جایگزین‌های فردی باشیم. اعتماد شما به من، جایگزین اعتماد ما به هلال‌احمر نمی‌شود. درست است که بی‌اعتمادی وجود دارد اما من که نباید بی‌اعتمادی را تقویت کنم و بگویم خودم عمل می‌کنم. هلال‌احمر از پول من و شما استفاده می‌کند و باید پاسخ‌گوی عملکردش باشد نه اینکه من جایگزین هلال‌احمر شوم. شاید بگویید الان زلزله رخ داده و جای این حرف‌ها نیست اما دفعه‌های بعد چطور؟ اعتمادها مکمل هم هستند. در جامعه غربی وقتی می‌بینید اعتماد به افراد بالاست، اعتماد به دولت‌ها هم باید بالا باشد. دولت کارکردهایی دارد و اگر کار خودش را انجام ندهد، هیچ ملتی نمی‌تواند کارش را انجام دهد. اگر در جامعه‌ توسعه‌یافته مشارکت مردم مؤثر است، به این خاطر است که آن طرف هم با هم هماهنگ می‌شوند و کارآمدی دارند. فرض کنید دولتی ناکارآمد باشد، چه کسی می‌تواند جایگزین نهاد دولت شود و به زلزله‌زدگان کمک کند؟ غیرممکن است که من و شما چنین کاری را انجام دهیم.  اما کسانی که متولی این ماجرا شده‌اند یا مردمی که کمک‌هایشان را شخصا به دست زلزله‌زدگان می‌رسانند، نگاهشان این نیست كه جایگزین دولت شوند، بلکه می‌خواهند دولت را هل بدهند که وظایفش را بهتر انجام دهد. فرقی نمی‌کند. نتیجه‌‌اش یکی است.  مسئله به این سادگی‌ها هم نیست. یعنی اغلب مردم همه نهادها را به یک چشم نمی‌بینند. در زلزله اخیر دیده شده که مردم می‌گویند مثلا فلان نهاد خوب است و فلان نهاد نه. اما در سال‌های ٤١-٤٢ کل نهادهای دولتی را یک‌کاسه می‌کردند و به آن اعتماد نداشتند. از اینجا بود که تختی تبدیل می‌شود به نماد کمک به زلزله‌زدگان بویین‌زهرا. صحبت‌های شما و تمایزاتی که می‌گویید را رد نمی‌کنم، حق مردم است که چطور برخورد کنند. اما به‌عنوان خط‌مشی اصلاح‌طلبی در آینده می‌خواهیم چه کار کنیم؟ من هم اگر احساسات انسانی داشته باشم، به کسی که نیاز دارد کمک می‌کنم. اما راهبردمان به‌عنوان یک سیاست‌ورز اصلاح‌طلب باید چطور باشد؟ در همین قضیه، راهبرد مؤثر باید این باشد که نشان دهیم تمایزات چگونه است و چطور باید آن را کم کرد، نه اینکه با پتک این شکاف را عمیق‌تر کنیم.  فرض کنید یک دانشجو در انجمن اسلامی دانشگاه فعال است. از آن طرف می‌بیند که بسیج دانشجویی رفته و با تابلوی خودش به صورت منسجم و با امکاناتی که در اختیار دارد در مناطق زلزله‌زده فعال شده، او نباید مثلا با تابلوی انجمن برود آنجا کار کند؟ بنده هم دانشجو باشم و ببینم یک گروه دیگر فعالیت می‌کند، با خودم می‌گویم چرا من نباید این کار را بکنم؟ او حق دارد. ولی بحث من این نیست. سؤال این است که من به‌عنوان اصلاح‌طلب چه جریانی را باید تقویت کنم؟ آیا من در سطوح بالاتر باید همین نگاه را تقویت کنم یا اگر می‌خواهم مسئولیتی بر عهده بگیرم باید انجمن استانی و سراسری زلزله درست کنم؟ شاید اصلا نیاز نباشد که بنده به کرمانشاه بروم و کار کنم. می‌توانم نیروها را هماهنگ کنم.  یا در قالب هلال‌احمر فعال شوم. وقتی در جایی مشارکت می‌کنید، خواه ناخواه تأثیرات مثبت هم روی آن نهاد می‌گذارد. ممکن است نهادهای داوطلبانه هلال‌احمر را فعال کنید، چه چیزی بهتر و آماده‌تر از این؟  اما ممکن است نهادهای دولتی موجود – مانند هلال‌احمر- انگیزه یا تمایل به‌کارگیری این نیروها را نداشته باشند. وقتی مشارکت کنید هلال‌احمر مجبور است پاسخ‌گو باشد و ظرفیت خودش را برای جذب این نیروها درست کند. من نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم و بگویم چرا رفتید کمک کردید. می‌گویید متوجه نیاز مردم شدم و امکان کمک هم داشتم. چرا نروم؟ اما بسیاری از همین طیف به لحاظ راهبردی متوجه شده‌اند که بهتر بود یک نهاد فراگیرتر را تقویت می‌کردند. چه بسا با همه عشق و خلوصی که داشتند – به دلیل نبود سازماندهی‌ – منابعشان بیشتر از نهادهای دولتی هدر برود. مسئله اصلی هم همین است. صدتومانی که من از طریق شما کمک می‌کنم، ممکن است ٥٠ تومان بیشتر به دست نیازمند نرسد اما ممکن بود از طریق هلال‌احمر ٧٠تومانش به دست نیازمندان برسد. در مقام کنشگر سیاسی من نباید این فضای قطبی را تشدید کنم. هلال‌احمر، سپاه و ارتش نهایتا منابعشان از جیب من و شما تأمین می‌شود و خوب و بدشان هم به نام من و شماست.  شکاف اینجاست. اینجا دوگانگی ایجاد شده. این صفر و یک نیست. اما این مسیر تفاهم را باید تقویت کنیم. حرف شما کاملا درست است در میدان عمل است که مردم تمایز قائل می‌شوند. ممکن است برخی از نهادها درعین‌حال که کمک می‌کنند، بخواهند ایدئولوژی و ارزش‌هایشان را لای چراغ والور و پتو و ساندویچ بگذارند و به خورد مردم بدهند. مردم این قضیه را پس می‌زنند. آنان براساس جهت‌گیری نادرست خود می‌خواهند میان کمک‌کردن به الف و ب تمایز قائل شوند که این کار حتما اثرات منفی دارد. اما اگر آنان فقط به الف کمک می‌کنند من نباید سازمانی درست کنم و در نقطه مقابل او فقط به ب کمک کنم. چون بازی‌کردن در زمین اوست. با وجود اینها، کمک‌رسانی مردم عادی و چهره‌های شناخته‌شده در زلزله کرمانشاه، جنبه‌های مثبتی نیز داشت. از جمله اینکه منجر به کاهش شکاف قومی و تقویت همبستگی ملی شد. اینکه در مناطق زلزله‌زده، خودروهایی با پلاک‌هایی از شهرهای دوردست ایران دیده می‌شد که سرگرم کمک‌رسانی بودند، بسیاری از تبلیغات قوم‌گرایان و تجزیه‌طلبان را خنثی‌ می‌کرد. هر اقدامی در مقطعی انجام شود ممکن است منافعی داشته باشد اما مسئله این است که آیا می‌توانیم همیشه آن اقدام را انجام دهیم؟ مثلا کسی فقیر است، شما می‌توانید کمکش کنید اما فقرش پابرجا می‌ماند. من با حضور سلبریتی‌ها مشکلی ندارم، وظیفه‌شان هم هست. اگر کسی مثل شما به منطقه برود قطعا فرق می‌کند با رفتن علی دایی که حس دیگری ایجاد می‌کند. اما اینها را نباید در تعارض با آن بخش رسمی قضیه قرار داد. اینها باید همدیگر را تکمیل و تسهیل کنند. مثلا فوتبالیست مشهوری که به این منطقه می‌رود باید اشتباهات در کمک‌رسانی را تعدیل کرده و نشان دهد اساسا قصد آن نوع تمایزگذاری‌ها را ندارد.  سلبریتی‌ها باید از افراد یا آژانس‌های مشاوره‌ای کمک بگیرند. ما ظاهر قضیه را می‌بینیم اما در چنین رخداد‌هایی پیچیدگی‌های بسیاری وجود دارد.  چه اشکالی دارد که کسی که به نهادهای دولتی بی‌اعتماد است، برود و مثلا شخصا برای مردم فلان روستا آغل گوسفند بسازد؟ اشکالش این است که این نمی‌تواند جایگزین دولت و نهادهای رسمی بشود. در بهترین حالت ممکن است در این مورد خاص کارتان جواب بدهد اما مسئله امداد و نجات را حل نمی‌کند. ما نمی‌توانیم جایگزین کمکی بشویم که دولت باید انجام دهد.  توصیه شما این است که اگر کسی می‌خواهد کمک کند، برود به هلال‌احمر بپیوندد. اما مسئله اینجاست که برخی از مردم به نهادهای دولتی بی‌اعتماد هستند و آنها را ناکارآمد می‌دانند. اول اینکه چنین نیست  خیلی از مراکز هلال‌احمر بیشترین کمک‌ها را جمع‌آوری کرد. بااین‌حال در چنین شرایطی شما دو راه پیش‌رو دارید. یکی اینکه بروید تلاش کنید که مثلا هلال‌احمر را اصلاح کنید. راه دوم این است که خودتان رأسا اقدام کرده و در بهترین حالت یک نهاد جایگزین ایجاد کنید که عوارض خودش را دارد. وقتی کسی می‌خواهد شخصا این کمک‌ها را انجام دهد باید ابتدا توضیح دهد که سیستم ناکارآمد و فاسد است، در این راه غلو می‌کند و علیه روال منطقی کمک به مردم عمل خواهد کرد.  یعنی به‌طور ضمنی با شادروان تختی در دهه ٤٠ هم‌موضع می‌شود. بله و با این نگاه، همیشه این وضعیت ناسالم می‌ماند. سؤالی از شما دارم. واقعا به نظرتان هیچ فرد درستی در هلال‌احمر داوطلب نمی‌شود؟  حتما وجود دارد اما منظور کلیت نهادها هستند. وقتی شما می‌گویید هلال‌احمر ناکارآمد است این فرد باید چه واکنشی نشان دهد؟ باید از آنجا خارج شود. در واقع شما دارید به‌طور غیرمستقیم با ترغیب آدم‌های سالم به خروج از این نهادها، آن‌ نهاد را فاسدتر و ناکارآمدتر می‌کنید. اما اگر شما لباس هلال‌احمر را بپوشید و برای کمک بروید و بعد هم بگویید کمک کردم اما ایراداتی هم وجود داشت، در راستای اصلاح‌ نهادها تلاش کرده‌اید. این دو رویکرد هرکدام منافع و هزینه‌های خاص خودشان را دارند. دومی اصلاح‌طلبانه است.  شاید زمانی که دو دهه پیش زلزله رودبار رخ داد چنین سطحی از بی‌اعتمادی بین مردم نبود. اما الان در دهه ٩٠ شکاف زیاد شده است. باید دو موضع را از هم متمایز و جدا کنیم. مسئله اول این است که به دلایل گوناگون این رفتار مردم را غیرطبیعی نمی‌بینم اما مسئله دوم و مهم‌تر این است من به‌عنوان کنشگر باید چه‌کار کنم؟ من ممکن بود لباس هلال‌احمر را بپوشم و برای کمک بروم و کمکی هم اگر جمع کردم از همان طریق به مردم برسانم. درعین‌حال اگر ناکارآمدی یا فسادی دیدم به آن اعتراض کنم و سعی کنم اصلاح شود. به نظر شما این کار چه تأثیری می‌توانست داشته باشد؟  در داخل و خارج سیستم اثر مثبت داشت. پس چرا این کار را انجام ندهم و بگویم سیستم فاسد است؟ یک فرقی میان یک کنشگر آگاه و مردم عادی باید وجود داشته باشد. بنابراین این یک نگاه و رویکرد است و حتما هر کدام منافع و مضرات خودشان را دارند. اما باید به موقعیت‌های بعد و آینده هم دقت کنیم. اینکه جوانان فعال‌تر و مدیران بهتری در سیستم باشند و سیستم بازسازی شود.  بسیاری معتقدند تا حوزه سیاسی اصلاح نشده باشد، نهادهای پایین‌دستی اصلاح نمی‌شود. این قضیه مرغ و تخم‌مرغ است.  اما این بی‌اعتمادی در سطح سیاسی ایجاد شده و سپس به نهادهایی مثل هلال‌احمر کشیده، وگرنه از ابتدا که مردم چنین تصوری نداشتند. سال ٦٩ چه تفاوتی با الان داشت؟  اعتماد وجود داشت. بخشی این بود. اما اگر آن زمان هم رسانه‌های مجازی بودند و اخباری منتشر می‌شد، قضیه جور دیگری بود. به نظرتان آن زمان دزدی نشده؟ قطعا شده اما وقتی خبری منتشر نمی‌شود، یعنی از نظر افکار عمومی چنین اتفاقی نیفتاده. مثلا در تهران روزی چند نفر کشته می‌شوند. وقتی خبری در این زمینه منتشر نشود متوجه نمی‌شویم. اما کافی است فیلم یک قتل را پخش کنید و ببینید چقدر زود همه واکنش نشان می‌دهند. در قضیه بم که دزدی شده اما این‌بار این فیلم‌هاست که به صورت مستقیم و آنلاین همه‌چیز را گزارش می‌دهند.  اما دهه ٤٠ که اینترنت وجود نداشت هم مردم به نهادهای دولتی بی‌اعتماد بودند. الان ظاهرا به آن شرایط برگشته‌ایم. گفته شما را رد نمی‌کنم. اما فضای مجازی نقش مؤثری داشته. سخت است که قبول کنم اگر فضای مجازی به این شکل نبود، این بی‌اعتماد‌ی‌ها به وجود آمده بود. قبول دارم که نسبت به خیلی حوزه‌ها بی‌اعتمادی وجود دارد. نسبت به فضای پزشکی هم بی‌اعتمادی در حال شکل‌گیری است و فضای مجازی هم در این زمینه تشدید می‌کند. آیا باید نتیجه گرفت که من به خاطر بی‌اعتمادی به پزشکی مدرن، به سمت طب سنتی بروم؟  راهش این نیست.  باید سیستم موجود را اصلاح کرد. این نوع امدادرسانی مردمی مثل طب سنتی است؛ مثل این است که مردم را به خاطر خطای پزشکی به سمت طب سنتی و حجامت سوق بدهیم. اما کار درست و اصلاح‌طلبانه این است که وضعیت نظام بهداشت و درمان کشور را اصلاح کنیم.  شکاف موجود ایجادشده را چطور می‌توان ترمیم کرد؟ منظورم از منظر یک کنشگر اصلاح‌طلب است. هر دو را در دو موقعیت لحاظ می‌کنم. می‌گویم من نباید این فرایند بی‌اعتمادی را تشدید کنم اما اگر این فرایند را تشدید نکردم و سعی کردم تصحیح کنم و سیستم همراهی نکرد، مسئولیتش با من نیست. اما قرار نیست من این کار را تشدید کنم. قرار نیست طب سنتی را جایگزین طب پیشرفته کنم. اگر نظام پزشکی و پزشکان همراهی نکردند، چاره‌ای نیست.  به‌عنوان اصلاح‌طلب ما نباید تشدیدکننده این وضعیت باشیم درعین‌حال که متوجه هستیم چرا عده‌اي این مسیر را طی می‌کنند. مثلا اگر چند دانشجو این کار را بکنند، متوجه می‌شوم و اعتراضی هم ندارم اما من نباید این کار را انجام دهم. باید کوشش کنم آن مسیر دیگر و اعتمادساز را تقویت کنم.  فرض کنید شما به‌عنوان اصلاح‌طلب سعی کردید بین مردم و نهادهای دولتی اعتماد ایجاد کنید. منابع را جذب کردید و به دست نهادهای دولتی سپردید اما اگر آنها خوب عمل نکنند، این شکاف عمیق‌تر می‌شود. درست است. اما این نگاه استاتیک به قضیه است. من این‌طور به موضوع نگاه نمی‌کنم. وقتی مشارکت می‌کنید اثر خودتان را می‌گذارید. مسئله من مشارکت در نهادهاست. اگر هلال‌احمر را بدنام بدانم افراد خوب هم از آن خارج خواهند شد و وضع بدتر می‌شود. اما اگرتلاش کنیم این نهاد را تقویت و اصلاح کنیم، باعث بازسازی می‌شود. اساس نظام مدرن بر بی‌اعتمادی است نه اعتماد. اعتماد مربوط به نظام سنتی است. در نظام مدرن اصل بر این نیست که من به هلال‌احمر اعتماد دارم.  اساس نظام مدرن بر بی‌اعتمادی است اما تضمین‌هایی گرفته می‌شود که نهادها درست عمل کنند. ممکن است شما به خاطر اعتمادی که به دوست نزدیکتان دارید به او پول قرض بدهید با این اعتماد که هفته بعد پول شما را پس خواهد داد. این رفتار مدرن نیست. رفتار مدرن این است که بگویید سر سوزنی اعتماد ندارم اما پول را که می‌گیری، باید تضمین کافی بدهی که آن را برگردانی. گرفتن این تضمین موجب می‌شود دوست شما رفتار درستی انجام دهد و شما به او اعتماد پیدا کنید. این دو نگاه کاملا متفاوت است. ما به دولتمان اعتماد نداریم و نمی‌خواهیم اعتماد داشته باشیم. غربی‌ها هم اعتماد ندارند. غربی‌ها تضمین کافی می‌گیرند که اگر دولتشان کار خلافی کرد، بتوانند برخورد کنند.  با این وضع تکلیف سرمایه اجتماعی چه می‌شود؟ در تحقیقی که اخیرا با همکاری دکتر گودرزی انجام شده به خوبی توضیح داده‌ایم نظام‌های مدرن غربی براساس بی‌اعتمادی ساخته شده‌اند و کسی بدوا به دولتش اعتماد ندارد اما سازوکاری را تعبیه می‌کنند که حکومت براساس آن به نحوی رفتار می‌کند که اعتماد را جلب کند. من اگر به شما پول قرض دهم و سازوکار قاطعی گرفته باشم که شما به درستی رفتار کنید، سبب اعتماد من می‌شود. این اعتماد من به شما نیست، اعتماد به ساختار است اما ما آن را به صورت اعتماد به فرد می‌بینیم و در ما نهادینه می‌شود اما بنیانش کوشش برای رفع بی‌اعتمادی است. ساختار و ضمانت اجرائی باید اعتماد ایجاد کند وگرنه اعتماد سنتی به هلال‌احمر درست نیست و به‌ درد نمی‌خورد.  باید جوری نهادینه رفتار کنیم که دولت نتواند خلاف آنچه ضابطه است حرکت کند و چون نمی‌تواند، مردم اعتماد پیدا کنند. بنیان می‌شود بی‌اعتمادی و حل بی‌اعتمادی از طریق ضمانت. شما به هرکسی پول بی‌حساب‌وکتاب بدهید دیر یا زود فاسد می‌شود. من به شما پولی می‌دهم که بتوانم حسابش را پس بگیرم. اگر در این چارچوب عمل کنیم، به سرعت سرمایه اجتماعی ما بازسازی خواهد شد.

عملی نشدن وعده‌ها به خانواده “قهرمان ۱۴ ساله”/ درمان “هانیه” در کرمانشاه پیگیری می‌شود

هانیه به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، پس از انتشار گزارشی در خبرگزاری میزان از وضعیت دختری ۱۴ ساله که در زمان زلزله کرمانشاه قطع نخاع شده بود، موضوع در سطح رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی بازخورد ویژه‌ای پیدا کرد.

پس از انتشار گزارشی که روایت کننده این روز‌های قهرمان ۱۴ ساله کرمانشاهی بود، بسیاری برای کمک اعلام آمادگی کردند.

هانیه شب زلزله، جان خواهر کوچک خود را نجات داده اما زمان خروج از ساختمان، تیر آهنی به روی او فرود می‌آید و او قطع نخاع می‌شود. 

محسن مهرعلیزاده، استاندار اصفهان اعلام کرد که آمادگی پرداخت هزینه‌های درمان هانیه را دارد و این پیشنهاد را داد که وی برای درمان، به اصفهان منتقل شود.

همچنین دو بانک نیز برای ساخت مسکن برای خانواده هانیه اعلام آمادگی کردند.

بعد از این اتفاق، غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان نیز اعلام کرد که حاضر است بخشی از هزینه‌های درمان هانیه را پرداخت کند.
علی اصغر پیوندی، رئیس جمعیت هلال احمر هم پس از رسانه‌ای شدن وضعیت زندگی هانیه در پیامی گفت: با توجه به پتانسیل خوبی مانند بیمارستان نورافشار که در جمعیت هلال احمر وجود دارد، اعلام کرده‌ایم که می‌توانیم در خدمت او باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم تا با کمکی که تیم توانبخشی می‌کند مشکل هانیه برطرف شود.

حسن صفاریه، معاون بهداشت، درمان و توانبخشی جمعیت هلال احمر نیز گفت: هانیه به طور کامل تحت پوشش حمایتی جمعیت خواهد بود و هر گونه اقدامی که نیاز باشد برای او انجام می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه ادامه روند درمانی هانیه اهمیت دارد، اظهارکرد: این پروسه طبیعتا ماه‌ها و شاید بیشتر طول بکشد و هانیه به طور کامل در این مدت تحت پوشش حمایتی جمعیت هلال احمر خواهد بود. در واقع جمعیت هلال احمر در خدمت ایشان است تا هر گونه اقدام مورد نیاز صورت بگیرد.

علاوه بر مسئولان، خیرین نیز آمادگی خود را برای کمک به خانواده هانیه اعلام کرده اند، اما تاکنون هیچ کمکی به دست این خانواده نرسیده است.

علی یزدان شناس، پدر هانیه در این رابطه به خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان گفت: بعد از زلزله کرمانشاه، خانواده من از هم گسست. هانیه در کرمانشاه بستری شد. برادرش را برای درمان به همدان فرستادند و مادر او هنوز هم در بیمارستانی در تهران بستری است.

وی افزود: برادر ۱۲ ساله هانیه طی چند روز گذشته از بیمارستان همدان ترخیص شده، اما مادرش هنوز در تهران بستری است. پزشکان به ما گفته اند که همسرم اواخر هفته از بیمارستان مرخص خواهد شد.

یزدان شناس در پاسخ به این پرسش که آیا تاکنون از سوی مسئولان تماسی مبنی بر کمک با شما گرفته شده است یا خیر؟ تصریح کرد: از مسئولان استانداری اصفهان با من تماس گرفته شد که می‌توانیم برای درمان، دخترم را به اصفهان ببرم و آنجا شرایط اسکان خانواده ما نیز فراهم است.

وی ادامه داد: کرمانشاه، شهر من است و حاضر نیستم حال که در شهرم زلزله آمده آنجا را ترک کنم و به شهر دیگری برم.

یزدان شناس با اشاره به مشورت‌هایی که با پزشکان کرمانشاه داشته است خاطرنشان کرد: با پزشکان کرمانشاه صحبت کردم و آن‌ها اعلام کردند که شرایط برای درمان هانیه در کرمانشاه مهیا است. من حاضر نیستم که فرزندم برای درمان به استانی دیگر برود.

وی با بیان اینکه ” پزشکان وضعیت جسمی هانیه را مطلوب ارزیابی کرده اند” اظهارکرد: هانیه توانسته انگشت پایش را حرکت دهد و پزشکان ابراز امیدواری کرده اند که او بهبود پیدا کند.

یزدان شناس در خصوص وعده‌های داده شده از سوی خیرین به خانواده وی اذعان کرد: یکی از خیرین به من قول داده که خانه‌ای در کرمانشاه برای ما اجاره کند، اما تاکنون این اتفاق عملی نشده و من به همراه پسرم که به تازگی از بیمارستان مرخص شده و دختر ۳ ساله ام در خانه یکی از اقواممان در کرمانشاه مستقر هستیم.

وی در خصوص وضعیت تحصیل فرزندانش تصریح کرد: از زمان زلزله تاکنون اقدامی برای درس خواندن هانیه و برادر او صورت نگرفته و امیدوار هستم بعد از مدتی که وضعیت خانه ما مشخص شد، برای تحصیل هانیه و برادر او نیز اقدامی صورت گیرد. هانیه اکنون ۱۴ ساله و کلاس هشتم است و نباید از تحصیل عقب بماند.

گزارش اولیه خبرگزاری میزان در رابطه با وضعیت هانیه 14 ساله را اینجا بخوانید. 

هفته پژوهش آب رفت/ دست اندازهای فناوری تمام نشدنی است

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از  خبرگزاری مهر – گروه دانش و فناوری، میترا سعیدی کیا؛ آذرماه هر سال، در روزهای پاییزی، بازار دستاوردهای پژوهشی گرم است به طوریکه محصولات و نمونه های اولیه حاصل تحقیقات علمی محققان در نمایشگاه ملی هفته پژوهش در معرض دید قرار می گیرد.

محققان کشورمان همواره درصدد هستند تا تحقیقات خود را به نتیجه برسانند و آن را طوری به نمایش بگذارند که بتوانند سرمایه گذار جذب کنند و درآمدی از تحقیقات خود بدست بیاورند. به همین دلیل نمایشگاه هفته پژوهش را می توان اوج نمایش دستاوردهای فناورانه تلقی کرد.

یک هفته یا چند روز!

هفته ملی پژوهش و فناوری امسال، از سه شنبه ۲۱ آذرماه تا ۲۷ آذرماه با شعار «پژوهش تقاضا محور و تجاری سازی فناوری؛ زیربنای تولید و اشتغال» آغاز به کار کرد. در روز افتتاحیه نمایشگاه، دکتر منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، دکتر سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری، دکتر بهزاد سلطانی، رئیس صندوق نوآوری و شکوفایی، دکتر وحید احمدی، معاون سابق وزیر علوم، دکتر مسعود برومند معاون پژوهشی وزیر علوم و جمعی از محققان وپژوهشگران و اساتید دانشگاهی حضور داشتند.

در این دوره از نمایشگاه که با شعار «پژوهش تقاضامحور و تجاری سازی فناوری؛ زیربنای تولید و اشتغال» دایر شد، دستاوردهای پژوهش و فناوری پارک های علم و فناوری، دانشگاههای دولتی، علمی کاربردی، آزاد اسلامی از سراسر کشور، پژوهشگاهها و پژوهشکده ها، مراکز تحقیقاتی، مراکز رشد ، واحدهای فناور مستقر در دانشگاهها و مخترعان به نمایش گذاشته شد.

در نمایشگاه امسال، شرکت‌های دانش بنیان، موسسات دانشگاهی و سرمایه‌گذار از کشورهایی چون پاکستان، آذربایجان، قزاقستان و قرقیزستان نیز حضور داشتند.

 هفده سال است که نمایشگاه هفته پژوهش، هفت روز با نواختن زنگ پژوهش در مدرسه آغاز به کار می کند و امسال برای هجدهمین دوره طوری برگزار شد که به یک هفته نرسید و تنها کمتر از ۵ روز دستاوردهای پژوهشگران کشور به نمایش گذاشته شد.

حضور رئیس جمهور برای تقدیر از پژوهشگران

البته خالی از لطف نیست که بدانیم بعد از اتمام نمایشگاه هفته پژوهش مصادف با ۲۷ آذرماه از ۲۱ پژوهشگر و فناور برتر تقدیر می شود. پیش بینی می شود که رئیس جمهور، معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری، وزیر بهداشت و وزیر  علوم  در این مراسم حضور داشته باشند.

در چند سال اخیر قول های حضور رئیس جمهور برای تقدیر از پژوهشگران داده می شود ولی محقق نشده؛ امسال هم زمزمه هایی مبنی بر حضور رئیس جمهور برای تقدیر از پژوهشگران برتر شنیده می شود.

رونمایی یا بازرونمایی!

یک سنت دیرینه در نمایشگاه هفته پژوهش همواره وجود دارد که تعدادی محصول جدید که تاکنون در جایی ارائه نشده رونمایی شود. این رونمایی ها می تواند سرنوشت یک پروژه علمی را به خوبی رقم بزند.

سالهای گذشته نزدیک به ۴۰ محصول رونمایی می شدند اما امسال ۶۴ محصول نوآورانه معرفی شد.

با وجود اینکه می توان به افزایش تعداد رونمایی ها نسبت به سال های گذشته غره شد اما در لابلای طرح های جدید طرحهایی به چشم می خوردند که وارد بازار شده اند و اکنون مصرف کننده به خوبی با این محصول آشناست.

این رونمایی یا بازرونمایی شاید به گمان مسئولان یا محققان پروژه، سرنوشت طرح را خوب تر رقم بزند! یا شاید در فروش محصول تاثیر دوچندان بگذارد.

در گوشه کنار نمایشگاه هفته پژوهش به غیر از محصولاتی که رونمایی شدند طرح های تکراری به چشم می خورد. برخی از آنها  ارتقا یافتند یا برخی همواره همانند یک میراث پایشان به نمایشگاه باز می شود.

تکرار مکررات برای جذب سرمایه گذار بیشتر

در نمایشگاه پایه ثابت هایی به چشم می خورد که دلیل حضورشان تنها جذب سرمایه گذار بیشتر است. یکی از نمایندگان حاضر در غرفه دانشگاه آزاد در نمایشگاه امسال می گوید: با وجود اینکه این خودروی برقی که توسط محققان دانشگاه آزاد به نتیجه رسیده و تاکنون قراردادهایی مبنی بر تولید آن منعقد شده است؛ باز هم در نمایشگاه حضور می یابد.

وی گفت: نمایشگاه برای جذب سرمایه گذار است و اگر تعداد سرمایه گذار بیشتر باشد که نمی تواند بد باشد؛ از این رو در نمایشگاه مجددا حضور یافته ایم.

فروش در نمایشگاه عرضه دستاوردهای فناورانه!

هفته پژوهش در ابتدا با هدف معرفی آخرین دستاوردهای علمی و پژوهشی در کشور انتخاب شد اما با گذشت چندین سال از برگزاری این هفته اکنون هدف بزرگتر و کاربردی تری برای این هفته در نظر گرفته شده و آن هم زمینه سازی برای تجاری سازی محصولات فناورانه در کشور است.

در این میان  برخی غرفه ها نیز بودند که به جذب سرمایه گذار قانع نبوده و خرده فروشی می کردند.

گلایه های تمام نشدنی…

وقتی در نمایشگاه به سمت پژوهشگران تمرکز می کردیم گله هایی در میانشان بود؛ گویا این گلایه فناوران هیچ وقت تمامی ندارد. هرکدام به طریقی از دستاورد خود دفاع می کردند تا بتوانند سرمایه گذاری جذب کنند تا علاوه بر تولید محصولشان در اقتصاد کشور تاثیر گذار باشد.

یکی از این محصولات که نظر هر مخاطبی را جذب می کرد، موبایل نابینایان و عصای هوشمند بود که توسط سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران برای ثبت اختراع داوری شده است.

سیده اسری پاکنهاد، مخترع دستبند الکترونیکی و عصای هوشمند که گله مند از خاک خوردن طرح خود بود به خبرنگار مهر می گوید: با وجود اینکه در پنجمین نمایشگاه و جشنواره ربع رشیدی جایزه دریافت کردم ولی هنوز سرمایه گذاری برای طرحم وجود ندارد.

وی با بیان اینکه این طرح در مرکز رشد دانشگاه آزاد سنندج به نتیجه رسیده است، اظهار داشت: با وجود تمام افتخاراتی که در راستای تحقیقاتم وجود دارد و بانوی فناور برتر استان کردستان هستم و توانستم پروژه موبایل نابینایان و عصای هوشمند را برای اولین بار در دنیا به نتیجه برسانم؛ اما  با اینهمه هنوز این پروژه در قالب طرح باقی مانده است.

وی تاکید می کند با وجود اینکه بهزیستی بهترین مشتری ما محسوب می شود به دلیل اینکه پروژه در حد طرح است و به تولید انبوه نرسیده استقبال نمی کند.

پاکنهاد گفت: برخی شرکتها هستند که می توانند کمک به فروش چنین محصولی کنند اما مهم تولید است؛ در واقع اکنون حامی برای تولید نداریم.

رقیب خارجی با برند ایرانی برای محصولات کاملا ایرانی

جدایی از گله های فناوران از نبود سرمایه گذار در بخش فناوری که تعداد آنها اندک نیست، مشکلات دیگری گریبان گیر شرکت های دانش بنیان و فناوران است.

علی نظری، کارشناس فروش شرکت دانش بنیان تولید کننده «اَره جراحی قابل شارژ در عمل های ارتوپدی  مغزو اعصاب و … » به خبرنگار مهر  در زمینه موانع پیشرفت شرکت گفت: یکی از مشکلات ما در شرکت دانش بنیان تولید کننده تجهیزات پزشکی این است که با وجود آگاهی از اینکه رقیب ایرانی نداریم ولی دو شرکت هستند که رقیبمان محسوب می شوند.

وی در خصوص فعالیت این شرکتهای ایرانی گفت: این دو شرکت در واقع محصول خارجی را قاچاق می کنند و با برند ایرانی به فروش می رسانند و با این حال این شرکت رقیب ما به شمار می رود که این موضوع می تواند تمام فعالیت های یک شرکت دانش بنیان را خدشه دار کند.

به گفته وی، در واقع این نمونه داخلی «تولید نما» هستند و با ما که محصول ایرانی داریم رقابت می کنند.

وی گفت: اره های جراحی که تولید کرده ایم از دقت و سرعت بالایی نسبت به نمونه خارجی برخوردار است و از لحاظ قیمتی یک پنجم یا یک ششم نمونه خارجی است یعنی نمونه خارجی ۱۰۰ میلیون تومان و نمونه های ایرانی که به تولید رساندیم ۲۰ میلیون تومان است.

این مشکلات برای فناوران همواره فراگیر است که به صورت موردی به آن اشاره شد.

اولین بارها سخت  است!

از سوی دیگر پرویز گیلاسی مخترع و مدیر یک شرکت دانش بنیان تولید کننده خودروهای خاص و دست ساز  هم در خصوص مشکلات خود به خبرنگار مهر گفت: ما خودرویی را تولید کردیم که  کاربردی است؛ در ساخت این خودرو مشکلاتی وجود داشت زیرا برای اولین بار بود که چنین طراحی انجام می گرفت. یک سال به دلیل این که چنین طرحی وجود نداشت و همه طراحی آن برای اولین بار بود زمان برد که بتوانیم طرح را به نتیجه برسانیم.

و در پایان

برگزاری نمایشگاههایی همچون نمایشگاه دستاوردهای فناورانه مثمر ثمر است ولی این درحالی می تواند رضایت بخش باشد که طرح های پژوهشی برای سرمایه گذاران همواره موضوع جدیدی باشد تا بعد از  نمایش اولین بار، مذاکراتی برای تولید آن صورت گیرد؛ نه اینکه در نمایشگاههای بعدی هم به عنوان طرح پژوهشی به نمایش گذاشته شوند. 

اکنون در این برهه زمانی که خاک خوردن طرح های پژوهشی باید به فراموشی سپرده شود ضروری است شاهد به میان آمدن صنعت و بخش خصوصی باشیم تا فناوری در زندگی مردم محسوس و ملموس شود. در این راستا باور محققان و پژوهشگران و اعتماد به آنها می تواند سرنوشت جدیدی را برای کشور رقم بزند.

نقش سلامت قلب در سبک زندگی از منظر قرآن کریم

چکیده

ابعاد وجودی انسان، متعدد است و شریف‏ترین آن‏ها، قلب یا دل او است؛ بنابراین وقتی خداوند می‌خواهد به او عنایت کند و انسان را مورد خطاب قرار دهد، با این بعد وجودی او ارتباط برقرار می‏کند؛ یعنی آن بعدی که انسان با آن می‏تواند با خدای متعال ارتباط برقرار کند، قلب است. قلب به عنوان یکی از ابزارهای مهم شناخت از جایگاه مهمی در سیستم آفرینش انسان برخوردار است به نحوی که مؤثرترین راه برای اثر بخشی هدایت، شمرده می‏ شود. شناخت ویژگی‏های قلب و هدایت صحیح آن در جهت سلامت، از منظر قرآن و اهل بیت (ع)، لازمه تکامل آگاهی‏ های هر فرد برای یافتن راه هدایت و بهبود سبک زندگی خود و سایرین است. عدم توجه به این ریشه، هر تلاشی برای اصلاح و هدایت را ابتر و ناقص می نماید. در این تحقیق که با روش تحلیلی ـ توصیفی، با استناد به آیات و روایات و تحلیل‏ های صاحب نظران قرآنی انجام شده این نتیجه حاصل شد که لازمه اصلاح سبک زندگی، اصلاح و سلامت قلب است. باید نقش قلب، حالات و خصوصیات آن، چگونگی حیات و موت قلب و دلایل آن را از دیدگاه قرآن و اهل بیت (ع) شناخت تا به الگوهای مناسبی برای سبک زندگی دست یافت.

کلمات کلیدی : قلب، سلامت قلب، سبک زندگی

نویسندگان:

مرضیه عبدالله خانی، سیده راضیه پورمحمدی

مجله پژوهشهای میان رشته ای قرآن کریم  – سال ششم، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

تاملی بر یافته های پژوهشی فراغت زنان از منظر جامعه شناسی

چکیده

این مقاله با مرور پژوهش های صورت گرفته مرتبط با فراغت زنان و تحلیل ثانویه یافته های میدانی آنان در قالب تحقیقات کوچک مقیاس و نیز تحقیقات پهن دامنه از یک سو و ارائه آمارهای جهانی فراغت بر حسب داده های در دسترس سازمان ها و موسسات بین المللی، به مطالعه تطبیقی فراغت زنان پرداخته و تصویری از وضعیت چگونگی پرداختن به فعالیت های فراغتی و نیز موانع فراغت زنان در ایران به دست می دهد. داده ها بر حسب دوره زندگی زنان ارائه شده و فراغت زنان جوان، میانسال و سالمند را از یکدیگر بازمی شناسد. یافته ها نشان می دهد: فراغت مانند سایر اُبژه های اجتماعی تحت تاثیر متغیرهای ساختاری چون طبقه و جنسیت است. رواج برخی الگوهای فراغتی، امتداد انتظارات از نقش سنتی زن را منعکس می سازد. در مجموع ضعف های اطلاعاتی موجود و نیز فقدان سیاست ها و امکانات فراغتی مخاطب محور، ضرورت انجام مطالعات جامع نگر با توجه به ورود فناوری های نوین ارتباطی و نیز فعالیت های فراغتی جدید به منظور برنامه ریزی های استراتژیک را ایجاب می کند.

کلیدواژگان: فراغت، تفریح، فراغت زنان، دوره زندگی و تقسیم کار خانگی

نویسنده:
سمیه سادات شفیعی

فصلنامه راهبرد اجتماعی فرهنگی – سال چهارم، شماره 15، تابستان 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

شناخت درمانی با استمداد از گزاره های قرآنی با تاکید بر اضطراب و افسردگی

چکیده

انسان در سراسر زندگى در معرض تنش ‏ها، ناکامی‏ ها و استرس ‏ها قرار دارد. فرد با اعتقاد به کل‏ نگرى و جامعیت دستورات الهى و توجه به رهنمودهاى اسلامى از جمله ادای وظایف بندگى خدا، آموزش ‏هاى هماهنگ با فطرت، توکل، ذکر، تمرین و آموزش روش ‏هاى خودسازى، به خوبى مى‏ تواند با پیامدهاى اضطراب و افسردگی مقابله کند. او همیشه با استرس ‏هاى حاصل از تفاوت بین نیازها و ناتوانى خود در تأمین نیازها و موانع و محدودیت‏ هاى موجود در محیط جهت رفع آنها، مواجه است و در هر لحظه به واسطه خواسته ‏ها و عدم امکان تأمین آنها در تنش بوده است. بر این اساس، شناخت عوامل ایجاد اضطراب و افسردگی به عنوان عامل مؤثر بر سلامت اهمیت می یابد. این پژوهش با بهره‏ گیری از روش پژوهش تحلیلی و استمداد از گزاره های قرآنی به شناخت درمانی اضطراب و افسردگی می پردازد و سعی دارد برای تمام فاکتورهای تعریف شده در خطاهای شناختی مؤثر در بروز اضطراب و افسردگی، آموزه‏ای از قرآن برای شناخت و درمان ارائه دهد. برخی گزاره ‏های قرآنی به مثابه نظریه ‏ای روانشناختی در موازات شایع‏ترین خطاهای شناختی (اضطراب‏ آور و افسرده ‏ساز) قرار می‏ گیرند و باور به آن در پیشگیری و درمان شایع‏ترین اختلالات روانی، مؤثر است.

کلمات کلیدی : شناخت‏ درمانی، قرآن، اضطراب افسردگی

نویسنده:

لیلا برزو 

مجله پژوهشهای میان رشته ای قرآن کریم  – سال ششم، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

ساخت بیمارستان ۲۳۹ تختخوابی بروجن رو به اتمام است

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از گروه اقتصادی خبرگزاری برنا به نقل از روابط عمومی اداره کل راه و شهرسازی چهارمحال و بختیاری؛ محمدجعفر علیزاده در جریان بازدید از بیمارستان در حال ساخت بروجن گقت: از نگاه سازمان بهداشت جهانی؛ بیمارستان با معیارهای علمی، درمانی، اجتماعی و فرهنگی و عجین شده با زندگی مردم است که به این مسائل در بیمارستان بروجن توجه شده و از بیمارستان‌هایی است که به‌صورت ویژه کار شده است.

وی زمان آغاز عملیات اجرایی این بیمارستان را سال ۸۸ عنوان کرد و افزود: دلیل تأخیر در اجرای این طرح تخریب برخی بخش‌ها و نوسازی دوباره حدود ۲۵ درصد از فضای بیمارستان بر اساس همین استانداردها و توسعه شهر بروجن است.

همچنین علیزاده گفت: با توجه به اهمیت بالای بخش اورژانس در بیمارستان ۲۰ تخت جدید به این بخش و ۳۳ تخت به بخش مراقبت‌های ویژه افزوده شد.

وی زمان تحویل این طرح به دانشگاه علوم پزشکی استان را در گرو تجهیز بیمارستان از سوی دانشگاه عنوان کرد و افزود: پیش از اتمام طرح، تیم ویژه‌ای از سوی وزارت راه و شهرسازی و دانشگاه علوم پزشکی چهارمحال و بختیاری برای بررسی کامل طرح، اعمال نقطه نظرات کارشناسان معاونت درمان و رفع نواقص به‌زودی به بروجن اعزام می‌شوند.

نماینده مردم شهرستان بروجن در مجلس شورای اسلامی نیز راه‌اندازی بخش ام آر آی در این بیمارستان را ضروری دانست و از رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان خواست تا این طرح را در اولویت‌های تجهیز قرار دهد.

همچنین مساعد نبودن جاده دسترسی به بیمارستان، درب کوچک ورودی اورژانس و کوچک بودن مکان امحای زباله‌های بیمارستانی از مشکلاتی بود که در بازدید معاون وزیر راه از بیمارستان بروجن مطرح شد.

گفتنی است ساخت بیمارستان جدید بروجن با ظرفیت ۲۳۹ تخت با ۱۶ هزار و ۶۸۰ مترمربع زیربنا از سال ۸۸ آغاز شده و هم اینک به پیشرفت ۹۵ درصدی رسیده است

سرفه؛ خوب یا بد؟

جام جم: گاهی سرفه علامت یک بیماری ساده است و گاهی نشانه سرطان؛ بنابراین طیف وسیعی ازبیماری‌ها موجب سرفه می‌شوند. سرفه حاد به طور ناگهانی شروع می‌شود و کمتر از سه هفته طول می‌کشد. علت این نوع سرفه‌ها عفونت ریه یا عفونت دستگاه تنفس تحتانی یا دستگاه تنفس فوقانی است، اما سرفه مزمن بیش از هشت هفته طول می‌کشد. سرفه‌ای که بین سه تا هشت هفته طول بکشد، سرفه تحت حاد می‌گوییم.

سرفه در کدام حالت اهمیت دارد؟

سرفه همواره اهمیت دارد. اگر طول بکشد یا همراه خلط سبز یا خلط زرد یا خلط خونی باشد، اهمیت دارد. سرفه اگر همراه تب، تنگی نفس، درد سینه و تنفس کوتاه باشد نیز باید بلافاصله بررسی شود.

در چه مواردی علل سرفه مربوط به خارج از دستگاه تنفس است؟

زمانی که ناشی از ریفلاکس معده به مری، سرفه عادتی یا سرفه ناشی از تیک عصبی باشد.

خوددرمانی سرفه چه اندازه درمان را پیچیده می‌کند؟

در کودکان کمتر از چهار سال به هیچ وجه خوددرمانی نکنیم. باید آنها ر ابه پزشک ارجاع دهیم و براساس نظر پزشک، دارو و درمان انجام شود. بیشتر سرفه‌های حاد ویروسی هستند و برای درمانشان نیاز به مصرف آنتی‌بیوتیک وجود ندارد. باید علت سرفه مشخص و درمان آن انجام شود، در غیر این صورت درمان مشکل می‌شود.

چه اقداماتی هنگام سرفه توصیه می‌شود؟

ـ آب و مایعات بیشتر استفاده شود. به‌این ترتیب ریه بیشتر مرطوب و دفع خلط بیشتر می‌شود.

ـ هنگام سرفه، موقع خوابیدن سرمان بالا باشد تا ترشحات راحت‌تر از ریه خارج شود.

ـ آب نمک گرم یا نرمال سالین، قرقره کنیم. یک لیوان آب یعنی 250 سی‌سی همراه یک قاشق مرباخوری نمک کافی است.

ـ اگر با این مراقبت‌ها بهبود حاصل نشد، به پزشک مراجعه کنیم. البته سرفه‌ای که به‌دنبال سرماخوردگی است طی هفت تا ده روز از بین می‌رود. اگر سرفه طول بکشد یا تشدید شود یا همراه علائم هشداردهنده باشد، مثل کاهش وزن، بی‌اشتهایی، تب طول کشنده و تنگی نفس باید به پزشک مراجعه کنیم.

آیا آلرژی می‌تواند باعث سرفه شود؟

بله. اگر فرد بررسی شده ولی باز هم سرفه دارد، احتمالا سرفه‌اش ناشی از آلرژی است. سرفه همراه با ترشح از بینی هم می‌تواند ناشی از رینیت آلرژیک باشد، یعنی حساسیت در بینی. افراد سن بالا با مصرف آنتی‌هیستامین یا نسل سوم ـ کورتیکواستروئید استنشاقی می‌توانند بهبود داشته باشند. بهتر است یک بررسی اولیه رادیوگرافی از قفسه سینه و تست ریه انجام دهند که به تشخیص قطعی برسند.

مصرف سیگار و قلیان تاثیری بر سرفه مزمن دارد؟

اگر در خانه کسی سیگار یا قلیان استفاده می‌کند می‌تواند تاثیر داشته باشد. علت سرفه گاهی شغلی و گاهی ناشی از مصرف برخی داروهاست. معمولا سرفه‌ای که خیلی طول می‌کشد به علت رینیت آلرژیک، آسم یا برگشت اسید معده به مری است. آلرژی دربینی با شست‌وشوی آب نمک قبل از خواب و صبح بعد از بیدار شدن از خواب و استفاده از اسپری بینی کورتیکو استروئید بهبود می‌یابد.

چرا کودک مبتلا به آسم دائم سرفه می‌کند؟

ممکن است پایبندی به درمان نداشته باشد، عامل تحریک‌کننده‌ای در خانه داشته باشد که حذف نشده یا حیوان خانگی داشته باشد. مصرف سیگار یا دخانیات در اطرافیان باید حذف شود. انواع اسپری و پرنده خانگی باید حذف شود. گاهی کودک به سرما حساسیت دارد. در این صورت کودک باید در فصل سرد خوب پوشانده و جلوی بینی و دهان او گرفته شود.

کاهش وزن تنها با ورزش به سلامت زانو کمکی نمی‌کند

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از ایسنا و به نقل از Science daily ، تحقیقاتی در زمینه افزایش سلامت زانو در افراد مبتلا به چاقی مفرط در جلسه سالانه انجمن رادیولوژی آمریکا ارائه شد. طبق این تحقیقات افرادی که به چاقی مفرط مبتلا هستند و این مساله باعث تحلیل رفتن زانوی آنها می‌شود باید حتما از رژیم غذایی استفاده کنند و ورزش برای آنها کافی نیست.

چاقی مفرط یکی از دلایل اصلی آرتروز مفاصل است. بیش از یک سوم افراد بالای 60 سال به آرتروز مبتلا هستند و آرتروز زانو یکی از شایع‌ترین انواع این بیماری است. در بیشتر موارد آرتروز زانو فرد مجبور به تعویض زانو می‌شود.

مدیر این تحقیقات در این باره می‌گوید: هنگامی که غضروف زانو از بین می‌رود بیماری قابل درمان نیست بنابراین افرادی که نشانه‌های آرتروز را متوجه می‌شوند باید اقدام به کاهش وزن کنند و این کار با رژیم غذایی قابل انجام است.

تحقیقات در این زمینه  در 96 ماه بر روی افراد مبتلا به چاقی مفرط انجام شده است و بیماران مورد بررسی آرتروز با شدت کم تا متوسط داشتند.

افرادی که در این تحقیقات اقدام به کاهش وزن توسط رژیم غذایی و ورزش کردند نسبت به دیگران در ناحیه زانو شرایط بهتری داشتند. پیش‌تر این تصور وجود داشت که تنها با ورزش می‌توان در افراد در معرض خطر آرتروز وزن را کاهش داد اما مطالعات اخیر نشان داد که رژیم غذایی نقش مهم‌تری در این زمینه  ایفا می‌کند.

انتهای پیام

بررسی راهکارهای استفاده از اوقات فراغت در قرآن و روایات و اثر آن بر سلامتی

چکیده

اوقات فراغت، بستر مناسبی برای رشد شخصیت و اعتلای وجود و زمینه ی همواری برای هدایت زندگی و تأمین سلامتی است. این اوقات از ارکان مهم زندگی است که در قرآن نیز به آن توجه شده است و در تعالیم اسلامی، تفریح سالم و گردش در طبیعت در رابطه با آن ذکر شده است. ارزش و اهمیت این اوقات در زندگی و به خصوص سلامت انسان بسیار بالا و مهم است، به همین خاطر هدف از انجام این پژوهش که با روش اسنادی و با توجه به منابع مروری و کتابخانه ای انجام گرفته است، ارائه دانش کاربردی درباره گذران اوقات فراغت از نظر قرآن و دستورات ائمه معصومین (علیهم السلام) است که راهکارهای مختلفی چون بهره بردن مادی و معنوی از این اوقات، پرداختن به اموری چون ورزش، گشت و گذار، سیر و سیاحت در طبیعت و انجام امور مذهبی مانند بازدید از اماکن مذهبی و صله رحم و … را ارائه کرده اند. این راهکارها علاوه بر پر کردن مناسب این اوقات، می توانند موجب حفظ و ارتقای سلامتی افراد و جامعه گردند و برنامه ریزی صحیح اوقات فراغت مبتنی بر دین و علم، روشی مؤثر در هدایت این اوقات، جهت رسیدن به شادابی، معنویت و سلامتی جامعه و خانواده ها است.

کلمات کلیدی : اوقات فراغت، گردش، قرآن سلامتی

نویسندگان:

احمد عباسی دره بیدی، سید احمد محمودیان  

مجله پژوهشهای میان رشته ای قرآن کریم  – سال ششم، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

اجرا شده توسط: همیار وردپرس