قتل به خاطر فیلم سیاه +عکس

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از جام‌جم، 16 شهریور 96 محوطه متروکه‌ای در خیابان مولوی تهران آتش گرفت. پس از اطفای حریق توسط آتش‌نشانان، جسد سوخته یکی از خیاط‌های محل به نام بابک پیدا شد. کارآگاهان متوجه شدند بابک دقایقی قبل از جنایت با یکی از همکارانش به نام سعید شام خورده است.

سعید دستگیر شد و با اعتراف به قتل گفت: «بابک دو فیلم غیراخلاقی در تلفن همراهش داشت. چند بار از او خواستم دست از این کارهایش بردارد اما قبول نکرد. مدتی که گذشت، کارت حافظه گوشی تلفن همراهش را به من داد تا برایش نگه دارم اما من آن را گم کردم. هرچه گفتم گم کرده‌ام باور نکرد. فکر کرد دروغ می‌گویم و می‌خواهم با پخش فیلم‌ها، آبرویش را ببرم. تا این‌که روز حادثه با هم قرار گذاشتیم تا درباره فیلم‌ها حرف بزنیم. موقع رفتن به کارگاهش، دو بطری دوغ خریدم و یکی از آنها را مسموم کردم. او بعد از خوردن دوغ بیهوش شد و فوت کرد. من از ترس، جسدش را لای پتو پیچیدم و به خرابه پشت کارگاه بردم و فرار کردم. می‌خواستم چند ساعت بعد برگردم و دفنش کنم اما یکی از آشنایانش زنگ زد و گفت خرابه آتش گرفته و جسد سوخته بابک پیدا شده است.»

با ثبت این اعترافات، کیفرخواست پرونده صادر شد و برای رسیدگی در اختیار شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت.

در نخستین جلسه دادگاه، اولیای دم درخواست قصاص کردند و متهم برخلاف اعترافات قبلی‌اش خود را بی‌گناه دانست و گفت: «من تحت فشار اعتراف کردم. هشت ماه در بازداشتگاه بودم و مجبور شدم برای خلاصی از آن شرایط به قتل اعتراف کنم. آن شب بدون این‌که اتفاق خاصی بیفتد کارگاه را ترک کردم و به مغازه خودم برگشتم. نمی‌دانم چه کسی بابک را کشته است.»

وکیل متهم نیز با بیان این که براساس نظریه پزشکی قانونی، آثاری از وجود سم در معده مقتول کشف نشده است، خواستار بررسی علت اصلی مرگ شد. با این درخواست، جلسه دادگاه تجدید شد.

سرانجام صبح دیروز با نهایی شدن نظریه پزشکی قانونی، آخرین جلسه محاکمه در شعبه دهم برگزار شد. اولیای دم بار دیگر قصاص خواستند و متهم نیز با تکرار اظهارات قبلی‌اش گفت: «آن روز برای خوردن شام به خیاطی بابک رفتم. قرار بود همان شب تعدادی آگهی خیاطی را روی دیوارها بچسبانیم. بعد از شام، برای عوض کردن لباس‌هایم به کارگاه خودم رفتم و 40 دقیقه بعد برگشتم اما بابک نبود. دوباره به مغازه خودم رفتم و خوابیدم. دو ساعت بعد یکی از آشنایانش زنگ زد و گفت از بابک خبر نداری؟ گفتم نه. او چند دقیقه بعد دوباره تماس گرفت و این بار گفت اطراف کارگاه آتش گرفته است و جسد بابک را پیدا کرده‌اند.»

سعید درباره اعترافاتش در بازجویی‌ها نیز گفت: «من هشت ماه در بازداشتگاه بودم و شرایط خوبی نداشتم. مجبور شدم تحت فشار اعتراف کنم. آنجا پرونده یکی از متهمان که سه عضو خانواده‌اش را کشته بود نشانم دادند. من هم از روی آن خیالبافی کردم و گفتم مرتکب قتل شده‌ام. در حالی که من بی‌گناهم و کاری نکرده‌ام.»

وکیل متهم نیز با بیان این‌که نظریه جدید پزشکی قانونی نیز علت مرگ را غیرقابل تعیین اعلام کرده است خواستار تبرئه متهم از قتل عمد و آزادی‌اش شد. قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.

دانشگاه تهران میزبان «نشست تخصصی شهر دانش، دانشگاه کارآفرین، سبز و هوشمند» شد

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از ایسنا، نشست تخصصی با عنوان «شهر دانش، دانشگاه کارآفرین، سبز و هوشمند»، با حضور مسئولان سازمان‌های مربوطه از جمله دکتر پیروز حناچی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و معاون شهرداری تهران، دکتر محمدحسن طالبیان، معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، دکتر علی محقر، معاون سازمان توسعه و سرمایه‌گذاری و طرح ساماندهی دانشگاه و دکتر مهدی قاسمیه، مدیر کل طرح‌های عمرانی و پشتیبانی دانشگاه و جمعی از رؤسای پردیس‌ها و دانشکده‌های دانشگاه تهران، استادان معماری و شهرسازی و دانشجویان رشته‌های ذیربط برگزار شد.

در ابتدای این نشست، دکتر شاهین حیدری، رئیس پردیس هنرهای زیبا، بر ضرورت توجه به تغییرات اجباری که در دنیا در حال اتفاق است و همه چیز را تحت‌الشعاع خود قرار داده اشاره و تذکر داد که تغییر در نظام کالبدی و فضایی دانشگاه‌ها ضرورتی جهانی است که این تغییر در دانشگاه تهران به عنوان دانشگاه برتر ایران و به عنوان الگوی کشور باید انجام شود.

بعد از سخنان رئیس پردیس هنرهای زیبا، دکتر محقر، معاون سازمان توسعه و سرمایه‌گذاری و طرح ساماندهی دانشگاه، در سخنانی با اشاره به روند شکل‌گیری طرح و اهمیت آن به بررسی چالش‌های موجود و البته نقاط قوت طرح پرداخت.

وی تاکید کرد که دانشگاه تهران با جدیت مسئله را دنبال خواهد کرد و تلاش می‌کند که مشکلات را با کمک مسئولان دلسوز حل نماید.

دکتر قوهستانی، مشاور معاون توسعه مدیریت و برنامه‌ریزی منابع دانشگاه علوم پزشکی تهران، نیز از ضرورت توجه به مسئله و اهمیت آن برای مسئولان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی با توجه به گسترش آن تاکید و آمادگی دانشگاه علوم پزشکی را برای هرگونه کمک به طرح اعلام کرد.

سپس دکتر حناچی، به تاریخچه مسئله و میزان اهمیت آن پرداخت وتاکید کرد که مسئولان مرتبط نظام به واقع سند را پذیرفته‌اند و همگام با آن حرکت می‌کنند.

دکتر طالبیان نیز با توجه به ضرورت این طرح، به ثبت جهانی دانشگاه تهران اشاره و آمادگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را در این زمینه برای ادامه کار اعلام کرد.

در بخش بعدی مراسم مهندس کامران صفامنش، مشاور طرح توسعه دانشگاه به صورت مبسوط در دو بخش سخنرانی کرد. وی در بخش اول ضمن تشریح ویژگی‌های طرح در زمینه شهری به تغییرات جهانی اشاره و به وظایف دانشگاه خودکفا و کارآفرین پرداخت.

دکتر ساعد سمیعی، از استادان برتر و با سابقه دانشگاه تهران، سخنران آخر بخش اول نشست بود. وی در سخنان خود به ارائه خطوط طرح پرداخت.

مهندس صفامنش در بخش دوم سخنان خود به تشریح کامل شهر دانش و دانشگاه کارآفرین پرداخت و معیارهای جهانی و تغییراتی را که در طرح خود به آن توجه داشته را برای حضار به بحث گذاشت.

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از روابط‌عمومی دانشگاه تهران، در خاتمه این نشست با حضور دکتر سمیعی، دکترحبیبی، دکتر طالبیان و مهندس صفامنش، میزگرد پرسش و پاسخ برگزار و به پرسش‌های استادان و دانشجویان پاسخ داده شد.

انتهای پیام

سهم 40 درصدی وزارت بهداشت در تولید علم در ایران

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از روز یکشنبه ایرنا، سید حسن قاضی زاده هاشمی در نخستین همایش علمی ایرانیان مقیم چین در پکن افزود: اعتبارات پژوهش ما حداکثر 12 درصد اعتبارات پژوهشی کشور است اما بیشترین تعداد مقالات در حوزه استاد و دانشجو را حوزه پزشکی دارد.
وی به تحصیل یکهزار و 400 دانشجوی ایرانی در دانشگاه های چین اشاره کرد و گفت: تعداد دانشجویان رشته پزشکی در چین کم است.
وزیر بهداشت ادامه داد: علاقه مندیم همه این فرصت را پیدا کنند که در داخل کشور تحصیل و برای کسب مهارت به خارج از کشور سفر کنند با این حال همه کشورها محدودیت هایی دارند و سلایق افراد هم متفاوت است.
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با یادآوری اینکه در گروه پزشکی شرایط سخت تری برای تحصیل در خارج از کشور فراهم شده است گفت: دانشگاه هایی که رتبه زیر 700 جهان را داشته باشند از نظر ما مورد تایید هستند.
هاشمی ادامه داد: با توجه به اینکه بعضی از دانشکده های پزشکی شرایط متفاوتی نسبت به سایر رشته ها دارند ممکن است برخی دانشگاه ها که رتبه زیر 700 جهان را ندارند اما گروه پزشکی قویی داشته باشند به لیست دانشگاه های مورد تایید ما اضافه شوند.
وزیر بهداشت اظهار امیدواری کرد به جای تحصیل داشجویان ایرانی در برخی دانشگاه های غیر معتبر یا کشورهایی که در مسیر توسعه نیستند چین را انتخاب کنند.
وی بالاترین سرمایه در این جهان را دانش و مهارت توام با اخلاق عنوان کرد و گفت: این همان دینی است که ما از آن اسم می بریم شاید روزی تصور می شد زور بازو بالاتر از علم است اما امروز آنهایی که زور بازوی قوی دارند اقای دنیا نیستند.
هاشمی افزود: در جامعه ای که اخلاق وجود نداشته باشد آن جامعه به سعادت نخواهد رسید کسی که اخلاق نداشته باشد نمی تواند عنصر مفیدی برای جامعه باشد حتی کسی که دانش و مهارت هم دارد اما اخلاق نداشته باشد ممکن است زیان هم برساند.
وزیر بهداشت اظهار امیدواری کرد کشور ما هم مثل چین در حوزه علمی پیشرفت کند و دانشجویانی که اکنون اینجا تحصیل می کنند به کشور بازگردند و کشور را توسعه دهند.
وی گفت: در خارج از ایران استعدادهای درخشان، افراد بسیار موفق، فداکار و وطن دوستی داریم که آرزو می کنم بتوانند در کشور خودمان تحول ایجاد کنند.
وزیر بهداشت به دانشجویان توصیه کرد سعی کنید بهترین باشید و در هر کجا که هستید به کم راضی نباشید و از هر فرصتی برای توسعه علمی و عمران کشورمان استفاده کنید ایرانی هر جا که باشد می تواند اثرگذار باشد اما ارجح این است که در ایران باشید.
این همایش با هدف توسعه و بهبود ارتباطات علمی، پژوهشی و کاربردی جامعه علمی ایرانیان مقیم چین و ایجاد بستری مناسب جهت تبادل و مستند سازی اطلاعات و تجربیات ارزشمند برگزار شد.
همایش 'تجربیات و فرصت های آموزش و پژوهش در چین' در دو زیر شاخه علمی پژوهشی و تجربی عملی برگزار شد.
زبان، فرهنگ و هنر، پزشکی و طب سنتی، فنی و مهندسی، اقتصاد، علوم سیاسی، علوم انسانی و مردم شناسی از جمله زیر شاخه های این همایش علمی فرهنگی بود.
همایش مذکور را مجمع دانشجویان ایرانی مقیم پکن با حمایت سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، وزارت علوم تحقیقات و فناوری و چندین موسسه و مرکز علمی دیگر برگزار کرد.
سید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که به دعوت وزیر بهداشت و رفاه اجتماعی چین و به منظور امضای چند قرارداد همکاری به چین سفر کرده است شنبه شب وارد فرودگاه پکن شد.
به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از ایرنا در این سفر سه روزه هیاتی متشکل از وزارت بهداشت و کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، هاشمی را همراهی می کنند.
شرکت در نخستین همایش جامعه علمی ایرانیان مقیم چین در پکن، بازدید از بیمارستان ملی پکن، بازدید از بیمارستان طب سنتی 'گوان گان من' و امضای اسناد قرار داد ساخت بیمارستان در ایران از جمله برنامه های سفر وزیر بهداشت به چین است.
وزیر بهداشت کشورمان پیش از سفر به چین، با دعوت وزیر بهداشت و رفاه اجتماعی کره جنوبی به سئول سفر کرده بود.
در سفر هاشمی به سئول علاوه بر بازدید از چند بیمارستان و مرکز ساخت تجهیزات پزشکی، هفت تفاهمنامه و اسناد قرارداد همکاری با کره جنوبی امضا شد.
شبد**آساق**1904**1010
انتشار:حسن معظمی

تاریخ مصرف سیاست های درمانی گذشته است

تاریخ مصرف سیاست های درمانی گذشته استشهرام یزدانی در گفت و گو با خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، پژوهش در حوزه آموزش پزشکی در سطح وسیعی انجام می‌شود، اما جایگاه قابل قبولی برای حمایت‌های مادی و معنوی در زمینه اعطای گرند‌های پژوهشی، توانمند سازی آموزش و نظارت در کشور پیدا نکرده است. بنابرین مرکز مطالعات راهبردی آموزش پزشکی در یک ساختار از پیش تعیین شده در وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی، زنجیره ارتباطی میان پژوهشگر و تصمیم گیرنده را ایجاد می‌کند تا نقش کاربردی پژوهش‌ها محقق شود.

وی افزود: در حال حاضر پژوهش‌های فوق العاده‌ای در کشور انجام شده است، اما متأسفانه این علم از عرصه اجرایی سیاست گذاری‌ها محروم مانده است بنابراین باید فاصله بین پژوهش‌ها و سیاست گذاران به منظور کارایی علم نوین کاهش یافته و سیاست‌های اجرایی را در قالب پیشرفت‌های علمی، به روز کنیم. عملکرد مستقلانه پژوهشگران و تصمیم‌های زود هنگام سیاست گذاران نیاز به مدیریت دارد تا عملکرد بهتری داشته باشیم.

معاون پژوهشی مرکز مطالعات راهبردی آموزش پزشکی خاطر نشان کرد: به منظور ایجاد ارتباطی علمی برای سیاست گذاری‌ها، باید شواهد و پژوهش مورد نیاز شناسایی شده و در قالب گرند‌های پژوهشی تبدیل به دانشی شود که سیاست گذار برای تبیین قانون به آن احتیاج داشته و در نهایت مورد پردازش وفرآوری قرار می‌گیرد.

وی عنوان کرد: سیاست‌های مربوط به بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در مراجع مختلف سیاست گذاری همچون شورای عالی و برنامه ریزی، شورای عالی گسترش، شورای آموزش پیش تخصصی، کمیسیون آموزش عالی و کمیسیون بهداشت و درمان در مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام در فرهنگستان علوم پزشکی و شورای عالی انقلاب انجام می‌شود، اما درصد علمی بودن سیاست‌های تبیین شده مشخص نیست در حالی که کلیه مباحث و نتایج اتخاذ شده باید از لحاظ علمی قابل دفاع بوده و تائیدیه پژوهش داشته باشد.

یزدانی در خصوص انتقاد به سطح علمی پزشکان و پرستاران در بیمارستان‌های دولتی اذعان داشت: پزشکان ایرانی بسیاری از آموزش‌های نظام پرشکی در دنیا را تجربه کرده اند و به جرأت می‌توان گفت در زمینه نظام آموزشی در سطح بالایی از علم قرار داریم که آمار جذب پزشکان توسط کشور‌های خارجی و کسب جوایز متعدد علمی و بین المللی دلیل محکمی برای این امر است. با این وجود منکر لزوم ارتقای کیفیت آموزش و ارائه خدمات نیستیم و باید بر مبنای ارتقای کیفیت دانشی اقدام شود.  

ور در پایان افزوذ: در حال حاضراصلاحات متعددی در حیطه آموزش صورت گرفته و اقدامات طرح تحول آموزش از طریق وزارت بهداشت پیگیری می‌شود. با بهره مندی از پژوهش‌های نوین در علم پزشکی و ایجاد تناسب در سیاست گذاری‌های درمانی می‌توان میزان رضایت مردم و کیفیت خدمات را افزایش داد.

فدراسیون پزشکی ورزشی هزینه‌های درمان مسعود مینایی را پرداخت می‌کند

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از خبرنگار گروه ورزشی خبرگزرای میزان، جلسه مسئولان فدراسیون ورزش‌های رزمی با رییس فدراسیون پزشکی ورزشی نتایج مثبتی در پی داشت و قرار شد تمام هزینه‌های درمان کاپیتان تیم ملی موی تای ایران پرداخت شود.

مسعود مینایی در این خصوص به خبرنگار میزان گفت: تمام فاکتور‌ها را جمع آوری کردم و قرار است بزودی راهی فدراسیون پزشکی شوم تا هزینه‌های درمانم را پرداخت کنند. فدراسیون ورزش‌های رزمی و فدراسیون پزشکی در این زمینه کمک‌های زیادی کردند و بابت این همکاری از آن‌ها تشکر می‌کنم.

همچین علیرضا امینی دبیر فدراسیون ورزش‌های رزمی در خصوص این مسئله اظهار داشت: جلسه خوبی با دکتر نوروزی رییس فدراسیون پزشکی ورزشی داشتیم و او هم مساعدت‌های لازم را انجام داد. حتی یک نفر را به بیمارستانی که مینایی در آنجا بستری بود فرستاد تا پیگیر کار‌های مسعود باشد.

وی افزود: به امید خدا با مساعدت و کمک‌های فدراسیون پزشکی ورزشی هزینه‌های درمان مسعود مینایی پرداخت می‌شود و هیچ مشکلی از این بابت وجود ندارد.

امینی تصریح کرد: فدراسیون ورزش‌های رزمی نیز هدیه‌ای برای کاپیتان تیم ملی موی تای در نظر گرفته که در آینده‌ای نزدیک به این ورزشکار شایسته کشورمان تقدیم خواهیم کرد.

اخلاق پزشکی بهتر خدمت با کیفیت‌تری دارد/ مجازات تخلف پزشکی بر عهده وزارت بهداشت نیست

قاسم جان بابایی معاون درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، با بیان اینکه معاونت درمان در حوزه اخلاق پزشکی باید نظارت دائمی داشته باشد اظهار کرد: آنچه ما می‌توانیم در حوزه اخلاق پزشکی انجام دهیم نظارت است؛ مردم باید خدمت درست بگیرند، اگر پزشکی رفتار نادرست داشته و خدمت مناسبی به مردم ارائه ندهد باید بتوانیم پیگیری جدی کرده و تا جایی که می‌توانیم از آسیب پیشگیری کنیم.
وی افزود: کسانی که وارد حیطه درمان شوند تحت آموزش بوده و می‌بایست در حوزه اخلاق در پژوهش و آموزش بر روی آنان کار شود، پس از فارغ التحصیلی این افراد در اختیار ما قرار گرفته و از طریق نظارت، رعایت اخلاق از سوی آنان را رصد می‌کنیم.
جان‌بابایی با اشاره به مکانیسم وزارت بهداشت در رابطه با کاهش خطا‌های پزشکی اظهار کرد: موضوع اقرار به خطا از قدیم در وزارت بهداشت بوده، حال به آن عمل می‌شود یا خیر بسته به بیمارستان دارد، ما کمیته‌های بیمارستانی داریم و یکی از آن‌ها کمیته مرگ و میر است که هر زمانی ناخواسته تیم پزشکی موجب مرگ می‌شوند عملکرد آن‌ها بررسی می‌شود.
وی ادامه داد: ما همچنین کمیته‌های مختلف اخلاق در بیمارستان‌ها را داریم، در ستاد وزارت بهداشت نیز کمیته مادران باردار وجود دارد اگر خدایی نکرده مادر بارداری بمیرد و یا اینکه آسیبی به او یا نوزادش برسد ما در این کمیته بلافاصله رئیس دانشگاه مربوطه را احضار کرده دلیل مرگ این مادر یا آسیب به او را از او خواستار می‌شویم و این مسأله را پیگیری می‌کنیم.
معاون درمان وزارت بهداشت بیان کرد: ما هر چه وقت خود را بر روی اخلاق پزشکی گذاشته و دقت خود را افزایش دهیم بازهم کم کارکرده‌ایم، هر چه اخلاق در خدمات بهداشتی و درمانی بیشتر باشد مطمئنا خدمت سالمتری ارائه می‌دهیم.
وی در رابطه با تخلفات پزشکی نیز عنوان کرد: پزشکی که تخلف می‌کند از سوی ما مجازات نمی‌شود بلکه دادگاه حکم او را می‌دهد، کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم این است که فرد را از ارتقا محروم کرده و در اختیار بازرسی قرار می‌دهیم.

عباس عبدی: اصلاح‌ طلب باشیم یا تختی؟!

روزنامه شرق نوشت: «هر چیز که من را نکشد، قوی‌ترم می‌کند»، این جمله شاید در حوزه فردی درست باشد، اما در عرصه عمومی اما و اگر بسیار دارد. ایران‌زمین در درازنای تاریخ خود بلای طبیعی کم ندیده و رخدادهایی از این دست تاکنون امتداد یافته است، اما حافظه و توان جمعی ما برای رویارویی با آنها غنی‌تر از گذشته نیست. ماجرا هنگامی پیچیده‌تر می‌شود که به یاد بیاوریم ما ملتی هستیم که تا مغز استخوان آغشته به سیاستیم.  خوش‌مان بیاید یا نیاید، هر کنش فردی و جمعی‌مان، تا اطلاع ثانوی انباشته از معنا و تبعات سیاسی است. زلزله‌ای که به‌تازگی غرب ایران را لرزاند نیز از این قاعده مستثنا نبود. حالا که موج نخستین احساسات برانگیخته‌شده در این فاجعه انسانی اندکی فرونشسته، بد نیست آنچه را کردیم از روزنه بی‌رحم نقد بگذرانیم و کردار خویش را در آینه به نظاره بنشینیم.
ظاهرا در کشور ما زلزله و سیاست همیشه به هم گره می‌خورند. نه‌فقط زلزله که همه‌چیز به هم گره خورده. در دهه ٤٠، زلزله بویین‌زهرا فرصتی برای تحرک و کنش‌ سیاسی مخالفان حکومت شد. سال‌ها بعد هم، وقتی در آستانه انقلاب زلزله طبس رخ داد، نقل شده که شاه به نزدیکانش گفته بود شانس آوردیم که زلزله شد چون توجه مردم از سیاست به زلزله منحرف می‌شود. اما در عمل این‌گونه نشد و زلزله کمکی به حکومتی که اعتماد مردم را از دست داده بود، نکرد. با گذشت چندین دهه از این ماجراها، هنوز هم از زلزله به‌عنوان رخدادی طبیعی، برای برجسته‌کردن ناکارآمدی دولت مستقر استفاده می‌شود. کتاب جنبش دانشجویی – که نوشته‌ام – تصویری روی جلد خود دارد که تعدادی دانشجوی پلی‌تکنیک در آن به‌خط هستند و تابلویی در دست دارند. این‌ عکس چهره‌های شناخته‌شده جنبش دانشجویی را در حال کمک‌ به آسیب‌دیدگان سیل جوادیه نشان می‌دهد. جوادیه رودخانه‌ای دارد که حالا رویش را پوشانده‌اند. سال ٤١ در آن منطقه سیل آمد. همان دوران که زلزله بویین‌زهرا رخ داد… عکس بهزاد نبوی در حال بیل‌زدن هست، مصطفی شعاعیان و دیگران هم همین‌طور. همه اینها زمینه سیاسی داشت. این رخداد طبیعی، برای فعالان سیاسی مخالف حکومت، یک فرصت بود که خودشان را بازسازی کنند و هویت یابند. زلزله اوج این فرصت بود. ماجرا فقط این نیست که یک گروه به مکان زلزله می‌روند؛ بلکه این کار تبدیل به هویت آنها می‌شود. همان‌طور که قضیه سیل جوادیه هویت دانشجویان پلی‌تکنیک شد، زلزله بویین‌زهرا هویت تختی می‌شود. جالب‌تر اینکه در مواردی مثل سیل بعد از انقلاب خوزستان وقتی مثلا تخم‌مرغ توزیع می‌‌کردند آرم سازمانشان را روی آن مهر می‌زدند.  نمی‌خواهم بگویم انگیزه انسانی نداشتند اما همیشه انگیزه سیاسی است که پررنگ می‌شود و می‌ماند. این نحوه رفتار متناسب با راهبرد سیاسی آنهاست. یعنی اگر قبل از انقلاب، هدف کنشگران براندازی و برخورد با رژیم بود، همه این‌ کارها مقدمه و لازمه‌ این هدف بود. درواقع دوست داشتند وضعیت بدتر شود که مردم بیشتر علیه سیستم باشند. این لازمه آن نگاه انقلابی است. من الان هم ایرادی نمی‌بینم که کسی این نگاه را داشته باشد، هرچند قطعا شخصا با آن مخالفم. اما حرفم این است که اگر کسی می‌خواهد با این شکل و سبک در کمک‌رسانی زلزله شرکت کند باید از موضع تختی شرکت کند؛ یا از موضع همان دانشجوهای انقلابی. نمی‌تواند موضع سیاسی دیگری داشته باشد.  یعنی معتقدید این کنشی اصلاح‌طلبانه نیست؟ بله. متأسفانه همین‌طور است.   اما در همه دنیا مردم در چنین حوادثی وارد می‌شوند و کمک می‌کنند. بله، ولی آنها برای یاری‌رساندن و رفع کمبودهای نهادهای رسمی امدادرسان وارد عمل می‌شوند. البته باید تأکید کنم من با فعالیت نهادهای غیرسیاسی مانند «محک» یا «زنجیره امید» یا «جمعیت امام علی» نه‌تنها مخالف نیستم، بلکه از این‌گونه نهادهای مدنی حمایت هم می‌کنم. نکته‌ای که می‌خواهم روی آن انگشت بگذارم این است که استفاده از رخدادها و بلایای طبیعی با اهداف پیدا و پنهان سیاسی، رویکردی اصلاح‌طلبانه نیست.  اما اگر زلزله رخ دهد و ناگهان متوجه شوید که نهادهای دولتی ناکارآمد هستند و شما هم نهادی نساخته‌اید، چه؟ فرض کنید نهادهای دولتی کاملا کارآمد هستند. آیا دیگر کسی نباید نهاد مدنی درست کند؟ این زاویه دید، درست نیست. ممکن است نهادهای دولتی کارآمد باشند اما دولت که از جیب خودش پرداخت نمی‌کند. ما باید نهادهایی داشته باشیم که بتوانند در هنگام ضرورت مردم را بسیج کنند. یعنی اگر من می‌خواهم کمک کنم باید حتما از طریق هلال‌احمر یا نهادی مرتبط با وظایف آن کمک کنم. من به صورت فرد نمی‌توانم کمک کنم.  یعنی من نمی‌توانم هم اصلاح‌طلب باشم هم معتقد باشم هلال‌احمر ناکارآمد است و خودم رأسا کمک کنم؟ اشکال ما از همین‌جا شروع می‌شود. امروز که ١/١/١ نیست. قبلا هم اتفاقاتی از این دست رخ داده، بعدا هم رخ خواهد داد. حوادث بعدی را چه‌کار خواهیم کرد؟ کسی که این‌قدر دوست دارد حضور مستقیم داشته باشد و کمک کند همین الان باید برود و نهاد و تشکیلاتش را راه بیندازد. برود نهادی مخصوص امداد و نجات برای زلزله درست کند. البته باید مشخص کند که می‌خواهد در بخش امداد، نجات یا بازسازی کمک کند. هلال‌احمر کارش فقط امداد و نجات است و در بازسازی کمک نمی‌کند و نهادهای دیگر باید وارد شوند. شما باید نهاد تخصصی داشته باشید. حرفم را با یک مثال روشن می‌کنم. همین الان یکی از کارهای بسیار ارزشمند را «پزشکان بدون مرز» انجام می‌دهند که البته خودسر به این مناطق نمی‌روند.  مثلا می‌گویند ما صد پزشک و ٢٠٠ پرستار و فلان مقدار امکانات را داریم و به‌مرور با هلال‌احمر هماهنگ شده و کار می‌کنند. این شیوه‌ کمک‌رسانی مردمی که در زلزله کرمانشاه رخ داد چندین اشکال دارد؛ اشکال سیاسی و تکنیکی و فهمی. اشکال سیاسی اینکه می‌خواهیم جایگزین دولتی ناکارآمد شویم، دولتی که معتقدیم نهادش فاسد است. این اشتباه است. تو نمی‌توانی جانشینش شوی. باید آن را اصلاح کنی. به محض اینکه کوشش می‌کنید جانشین دولت شوید هرج‌ومرج ایجاد می‌کنید. مثالی می‌زنم. الان یکی از رکن‌های فساد، صندوق‌های قرض‌الحسنه‌اند که می‌خواستند جانشین بانک‌ها شوند و در بدو کارشان هم به‌ظاهر اشکالات چندانی نداشتند. اما به‌مرور دچار فساد شدند.  چون همان بوروکراسی سازمان‌مند بانک‌ها را هم ندارد.  همان انگیزه‌هایی که باعث می‌شود افراد در نظام اداری دچار فساد شوند، در اینجا باعث می‌شود فساد بیشتری شکل بگیرد. وقتی بنده نوعی، از روی خیرخواهی نهادی درست می‌کنم، در ابتدا خودم هم مسئولش هستم اما وقتی بزرگ و بزرگ‌تر شد، به مرور از دستم خارج می‌شود. این اشکال راهبرد سیاسی است. اما اشکال جدی‌تر این است که امداد و نجات یک امر بسیار تخصصی است. توصیه می‌شود کسی که زیر آوار است را بدون داشتن تخصص لازم خارج نکنید چون ممکن است کمک شما موجب قطع نخاع او شود. حتی حق نداریم به طور خودسر دیگران را پانسمان کنیم و باید آموزش دیده باشیم. وقتی تا این حد سازمان مهم است، چطور می‌توانیم به‌عنوان فرد اقدام کنیم؟ اعتمادها جایگزین هم نمی‌شود. جامعه درست، جامعه‌ای نیست که مردم مثلا به فلان شخص اعتماد داشته باشند و به دولت اعتماد نداشته باشند. اینها هر کدام کارکرد خود را دارند.  به‌هرحال مسئله بی‌اعتمادی به نهادهای دولتی، مشکلی است که وجود دارد. باید مشکل بی‌اعتمادی را حل کنیم نه اینکه دنبال جایگزین‌های فردی باشیم. اعتماد شما به من، جایگزین اعتماد ما به هلال‌احمر نمی‌شود. درست است که بی‌اعتمادی وجود دارد اما من که نباید بی‌اعتمادی را تقویت کنم و بگویم خودم عمل می‌کنم. هلال‌احمر از پول من و شما استفاده می‌کند و باید پاسخ‌گوی عملکردش باشد نه اینکه من جایگزین هلال‌احمر شوم. شاید بگویید الان زلزله رخ داده و جای این حرف‌ها نیست اما دفعه‌های بعد چطور؟ اعتمادها مکمل هم هستند. در جامعه غربی وقتی می‌بینید اعتماد به افراد بالاست، اعتماد به دولت‌ها هم باید بالا باشد. دولت کارکردهایی دارد و اگر کار خودش را انجام ندهد، هیچ ملتی نمی‌تواند کارش را انجام دهد. اگر در جامعه‌ توسعه‌یافته مشارکت مردم مؤثر است، به این خاطر است که آن طرف هم با هم هماهنگ می‌شوند و کارآمدی دارند. فرض کنید دولتی ناکارآمد باشد، چه کسی می‌تواند جایگزین نهاد دولت شود و به زلزله‌زدگان کمک کند؟ غیرممکن است که من و شما چنین کاری را انجام دهیم.  اما کسانی که متولی این ماجرا شده‌اند یا مردمی که کمک‌هایشان را شخصا به دست زلزله‌زدگان می‌رسانند، نگاهشان این نیست كه جایگزین دولت شوند، بلکه می‌خواهند دولت را هل بدهند که وظایفش را بهتر انجام دهد. فرقی نمی‌کند. نتیجه‌‌اش یکی است.  مسئله به این سادگی‌ها هم نیست. یعنی اغلب مردم همه نهادها را به یک چشم نمی‌بینند. در زلزله اخیر دیده شده که مردم می‌گویند مثلا فلان نهاد خوب است و فلان نهاد نه. اما در سال‌های ٤١-٤٢ کل نهادهای دولتی را یک‌کاسه می‌کردند و به آن اعتماد نداشتند. از اینجا بود که تختی تبدیل می‌شود به نماد کمک به زلزله‌زدگان بویین‌زهرا. صحبت‌های شما و تمایزاتی که می‌گویید را رد نمی‌کنم، حق مردم است که چطور برخورد کنند. اما به‌عنوان خط‌مشی اصلاح‌طلبی در آینده می‌خواهیم چه کار کنیم؟ من هم اگر احساسات انسانی داشته باشم، به کسی که نیاز دارد کمک می‌کنم. اما راهبردمان به‌عنوان یک سیاست‌ورز اصلاح‌طلب باید چطور باشد؟ در همین قضیه، راهبرد مؤثر باید این باشد که نشان دهیم تمایزات چگونه است و چطور باید آن را کم کرد، نه اینکه با پتک این شکاف را عمیق‌تر کنیم.  فرض کنید یک دانشجو در انجمن اسلامی دانشگاه فعال است. از آن طرف می‌بیند که بسیج دانشجویی رفته و با تابلوی خودش به صورت منسجم و با امکاناتی که در اختیار دارد در مناطق زلزله‌زده فعال شده، او نباید مثلا با تابلوی انجمن برود آنجا کار کند؟ بنده هم دانشجو باشم و ببینم یک گروه دیگر فعالیت می‌کند، با خودم می‌گویم چرا من نباید این کار را بکنم؟ او حق دارد. ولی بحث من این نیست. سؤال این است که من به‌عنوان اصلاح‌طلب چه جریانی را باید تقویت کنم؟ آیا من در سطوح بالاتر باید همین نگاه را تقویت کنم یا اگر می‌خواهم مسئولیتی بر عهده بگیرم باید انجمن استانی و سراسری زلزله درست کنم؟ شاید اصلا نیاز نباشد که بنده به کرمانشاه بروم و کار کنم. می‌توانم نیروها را هماهنگ کنم.  یا در قالب هلال‌احمر فعال شوم. وقتی در جایی مشارکت می‌کنید، خواه ناخواه تأثیرات مثبت هم روی آن نهاد می‌گذارد. ممکن است نهادهای داوطلبانه هلال‌احمر را فعال کنید، چه چیزی بهتر و آماده‌تر از این؟  اما ممکن است نهادهای دولتی موجود – مانند هلال‌احمر- انگیزه یا تمایل به‌کارگیری این نیروها را نداشته باشند. وقتی مشارکت کنید هلال‌احمر مجبور است پاسخ‌گو باشد و ظرفیت خودش را برای جذب این نیروها درست کند. من نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم و بگویم چرا رفتید کمک کردید. می‌گویید متوجه نیاز مردم شدم و امکان کمک هم داشتم. چرا نروم؟ اما بسیاری از همین طیف به لحاظ راهبردی متوجه شده‌اند که بهتر بود یک نهاد فراگیرتر را تقویت می‌کردند. چه بسا با همه عشق و خلوصی که داشتند – به دلیل نبود سازماندهی‌ – منابعشان بیشتر از نهادهای دولتی هدر برود. مسئله اصلی هم همین است. صدتومانی که من از طریق شما کمک می‌کنم، ممکن است ٥٠ تومان بیشتر به دست نیازمند نرسد اما ممکن بود از طریق هلال‌احمر ٧٠تومانش به دست نیازمندان برسد. در مقام کنشگر سیاسی من نباید این فضای قطبی را تشدید کنم. هلال‌احمر، سپاه و ارتش نهایتا منابعشان از جیب من و شما تأمین می‌شود و خوب و بدشان هم به نام من و شماست.  شکاف اینجاست. اینجا دوگانگی ایجاد شده. این صفر و یک نیست. اما این مسیر تفاهم را باید تقویت کنیم. حرف شما کاملا درست است در میدان عمل است که مردم تمایز قائل می‌شوند. ممکن است برخی از نهادها درعین‌حال که کمک می‌کنند، بخواهند ایدئولوژی و ارزش‌هایشان را لای چراغ والور و پتو و ساندویچ بگذارند و به خورد مردم بدهند. مردم این قضیه را پس می‌زنند. آنان براساس جهت‌گیری نادرست خود می‌خواهند میان کمک‌کردن به الف و ب تمایز قائل شوند که این کار حتما اثرات منفی دارد. اما اگر آنان فقط به الف کمک می‌کنند من نباید سازمانی درست کنم و در نقطه مقابل او فقط به ب کمک کنم. چون بازی‌کردن در زمین اوست. با وجود اینها، کمک‌رسانی مردم عادی و چهره‌های شناخته‌شده در زلزله کرمانشاه، جنبه‌های مثبتی نیز داشت. از جمله اینکه منجر به کاهش شکاف قومی و تقویت همبستگی ملی شد. اینکه در مناطق زلزله‌زده، خودروهایی با پلاک‌هایی از شهرهای دوردست ایران دیده می‌شد که سرگرم کمک‌رسانی بودند، بسیاری از تبلیغات قوم‌گرایان و تجزیه‌طلبان را خنثی‌ می‌کرد. هر اقدامی در مقطعی انجام شود ممکن است منافعی داشته باشد اما مسئله این است که آیا می‌توانیم همیشه آن اقدام را انجام دهیم؟ مثلا کسی فقیر است، شما می‌توانید کمکش کنید اما فقرش پابرجا می‌ماند. من با حضور سلبریتی‌ها مشکلی ندارم، وظیفه‌شان هم هست. اگر کسی مثل شما به منطقه برود قطعا فرق می‌کند با رفتن علی دایی که حس دیگری ایجاد می‌کند. اما اینها را نباید در تعارض با آن بخش رسمی قضیه قرار داد. اینها باید همدیگر را تکمیل و تسهیل کنند. مثلا فوتبالیست مشهوری که به این منطقه می‌رود باید اشتباهات در کمک‌رسانی را تعدیل کرده و نشان دهد اساسا قصد آن نوع تمایزگذاری‌ها را ندارد.  سلبریتی‌ها باید از افراد یا آژانس‌های مشاوره‌ای کمک بگیرند. ما ظاهر قضیه را می‌بینیم اما در چنین رخداد‌هایی پیچیدگی‌های بسیاری وجود دارد.  چه اشکالی دارد که کسی که به نهادهای دولتی بی‌اعتماد است، برود و مثلا شخصا برای مردم فلان روستا آغل گوسفند بسازد؟ اشکالش این است که این نمی‌تواند جایگزین دولت و نهادهای رسمی بشود. در بهترین حالت ممکن است در این مورد خاص کارتان جواب بدهد اما مسئله امداد و نجات را حل نمی‌کند. ما نمی‌توانیم جایگزین کمکی بشویم که دولت باید انجام دهد.  توصیه شما این است که اگر کسی می‌خواهد کمک کند، برود به هلال‌احمر بپیوندد. اما مسئله اینجاست که برخی از مردم به نهادهای دولتی بی‌اعتماد هستند و آنها را ناکارآمد می‌دانند. اول اینکه چنین نیست  خیلی از مراکز هلال‌احمر بیشترین کمک‌ها را جمع‌آوری کرد. بااین‌حال در چنین شرایطی شما دو راه پیش‌رو دارید. یکی اینکه بروید تلاش کنید که مثلا هلال‌احمر را اصلاح کنید. راه دوم این است که خودتان رأسا اقدام کرده و در بهترین حالت یک نهاد جایگزین ایجاد کنید که عوارض خودش را دارد. وقتی کسی می‌خواهد شخصا این کمک‌ها را انجام دهد باید ابتدا توضیح دهد که سیستم ناکارآمد و فاسد است، در این راه غلو می‌کند و علیه روال منطقی کمک به مردم عمل خواهد کرد.  یعنی به‌طور ضمنی با شادروان تختی در دهه ٤٠ هم‌موضع می‌شود. بله و با این نگاه، همیشه این وضعیت ناسالم می‌ماند. سؤالی از شما دارم. واقعا به نظرتان هیچ فرد درستی در هلال‌احمر داوطلب نمی‌شود؟  حتما وجود دارد اما منظور کلیت نهادها هستند. وقتی شما می‌گویید هلال‌احمر ناکارآمد است این فرد باید چه واکنشی نشان دهد؟ باید از آنجا خارج شود. در واقع شما دارید به‌طور غیرمستقیم با ترغیب آدم‌های سالم به خروج از این نهادها، آن‌ نهاد را فاسدتر و ناکارآمدتر می‌کنید. اما اگر شما لباس هلال‌احمر را بپوشید و برای کمک بروید و بعد هم بگویید کمک کردم اما ایراداتی هم وجود داشت، در راستای اصلاح‌ نهادها تلاش کرده‌اید. این دو رویکرد هرکدام منافع و هزینه‌های خاص خودشان را دارند. دومی اصلاح‌طلبانه است.  شاید زمانی که دو دهه پیش زلزله رودبار رخ داد چنین سطحی از بی‌اعتمادی بین مردم نبود. اما الان در دهه ٩٠ شکاف زیاد شده است. باید دو موضع را از هم متمایز و جدا کنیم. مسئله اول این است که به دلایل گوناگون این رفتار مردم را غیرطبیعی نمی‌بینم اما مسئله دوم و مهم‌تر این است من به‌عنوان کنشگر باید چه‌کار کنم؟ من ممکن بود لباس هلال‌احمر را بپوشم و برای کمک بروم و کمکی هم اگر جمع کردم از همان طریق به مردم برسانم. درعین‌حال اگر ناکارآمدی یا فسادی دیدم به آن اعتراض کنم و سعی کنم اصلاح شود. به نظر شما این کار چه تأثیری می‌توانست داشته باشد؟  در داخل و خارج سیستم اثر مثبت داشت. پس چرا این کار را انجام ندهم و بگویم سیستم فاسد است؟ یک فرقی میان یک کنشگر آگاه و مردم عادی باید وجود داشته باشد. بنابراین این یک نگاه و رویکرد است و حتما هر کدام منافع و مضرات خودشان را دارند. اما باید به موقعیت‌های بعد و آینده هم دقت کنیم. اینکه جوانان فعال‌تر و مدیران بهتری در سیستم باشند و سیستم بازسازی شود.  بسیاری معتقدند تا حوزه سیاسی اصلاح نشده باشد، نهادهای پایین‌دستی اصلاح نمی‌شود. این قضیه مرغ و تخم‌مرغ است.  اما این بی‌اعتمادی در سطح سیاسی ایجاد شده و سپس به نهادهایی مثل هلال‌احمر کشیده، وگرنه از ابتدا که مردم چنین تصوری نداشتند. سال ٦٩ چه تفاوتی با الان داشت؟  اعتماد وجود داشت. بخشی این بود. اما اگر آن زمان هم رسانه‌های مجازی بودند و اخباری منتشر می‌شد، قضیه جور دیگری بود. به نظرتان آن زمان دزدی نشده؟ قطعا شده اما وقتی خبری منتشر نمی‌شود، یعنی از نظر افکار عمومی چنین اتفاقی نیفتاده. مثلا در تهران روزی چند نفر کشته می‌شوند. وقتی خبری در این زمینه منتشر نشود متوجه نمی‌شویم. اما کافی است فیلم یک قتل را پخش کنید و ببینید چقدر زود همه واکنش نشان می‌دهند. در قضیه بم که دزدی شده اما این‌بار این فیلم‌هاست که به صورت مستقیم و آنلاین همه‌چیز را گزارش می‌دهند.  اما دهه ٤٠ که اینترنت وجود نداشت هم مردم به نهادهای دولتی بی‌اعتماد بودند. الان ظاهرا به آن شرایط برگشته‌ایم. گفته شما را رد نمی‌کنم. اما فضای مجازی نقش مؤثری داشته. سخت است که قبول کنم اگر فضای مجازی به این شکل نبود، این بی‌اعتماد‌ی‌ها به وجود آمده بود. قبول دارم که نسبت به خیلی حوزه‌ها بی‌اعتمادی وجود دارد. نسبت به فضای پزشکی هم بی‌اعتمادی در حال شکل‌گیری است و فضای مجازی هم در این زمینه تشدید می‌کند. آیا باید نتیجه گرفت که من به خاطر بی‌اعتمادی به پزشکی مدرن، به سمت طب سنتی بروم؟  راهش این نیست.  باید سیستم موجود را اصلاح کرد. این نوع امدادرسانی مردمی مثل طب سنتی است؛ مثل این است که مردم را به خاطر خطای پزشکی به سمت طب سنتی و حجامت سوق بدهیم. اما کار درست و اصلاح‌طلبانه این است که وضعیت نظام بهداشت و درمان کشور را اصلاح کنیم.  شکاف موجود ایجادشده را چطور می‌توان ترمیم کرد؟ منظورم از منظر یک کنشگر اصلاح‌طلب است. هر دو را در دو موقعیت لحاظ می‌کنم. می‌گویم من نباید این فرایند بی‌اعتمادی را تشدید کنم اما اگر این فرایند را تشدید نکردم و سعی کردم تصحیح کنم و سیستم همراهی نکرد، مسئولیتش با من نیست. اما قرار نیست من این کار را تشدید کنم. قرار نیست طب سنتی را جایگزین طب پیشرفته کنم. اگر نظام پزشکی و پزشکان همراهی نکردند، چاره‌ای نیست.  به‌عنوان اصلاح‌طلب ما نباید تشدیدکننده این وضعیت باشیم درعین‌حال که متوجه هستیم چرا عده‌اي این مسیر را طی می‌کنند. مثلا اگر چند دانشجو این کار را بکنند، متوجه می‌شوم و اعتراضی هم ندارم اما من نباید این کار را انجام دهم. باید کوشش کنم آن مسیر دیگر و اعتمادساز را تقویت کنم.  فرض کنید شما به‌عنوان اصلاح‌طلب سعی کردید بین مردم و نهادهای دولتی اعتماد ایجاد کنید. منابع را جذب کردید و به دست نهادهای دولتی سپردید اما اگر آنها خوب عمل نکنند، این شکاف عمیق‌تر می‌شود. درست است. اما این نگاه استاتیک به قضیه است. من این‌طور به موضوع نگاه نمی‌کنم. وقتی مشارکت می‌کنید اثر خودتان را می‌گذارید. مسئله من مشارکت در نهادهاست. اگر هلال‌احمر را بدنام بدانم افراد خوب هم از آن خارج خواهند شد و وضع بدتر می‌شود. اما اگرتلاش کنیم این نهاد را تقویت و اصلاح کنیم، باعث بازسازی می‌شود. اساس نظام مدرن بر بی‌اعتمادی است نه اعتماد. اعتماد مربوط به نظام سنتی است. در نظام مدرن اصل بر این نیست که من به هلال‌احمر اعتماد دارم.  اساس نظام مدرن بر بی‌اعتمادی است اما تضمین‌هایی گرفته می‌شود که نهادها درست عمل کنند. ممکن است شما به خاطر اعتمادی که به دوست نزدیکتان دارید به او پول قرض بدهید با این اعتماد که هفته بعد پول شما را پس خواهد داد. این رفتار مدرن نیست. رفتار مدرن این است که بگویید سر سوزنی اعتماد ندارم اما پول را که می‌گیری، باید تضمین کافی بدهی که آن را برگردانی. گرفتن این تضمین موجب می‌شود دوست شما رفتار درستی انجام دهد و شما به او اعتماد پیدا کنید. این دو نگاه کاملا متفاوت است. ما به دولتمان اعتماد نداریم و نمی‌خواهیم اعتماد داشته باشیم. غربی‌ها هم اعتماد ندارند. غربی‌ها تضمین کافی می‌گیرند که اگر دولتشان کار خلافی کرد، بتوانند برخورد کنند.  با این وضع تکلیف سرمایه اجتماعی چه می‌شود؟ در تحقیقی که اخیرا با همکاری دکتر گودرزی انجام شده به خوبی توضیح داده‌ایم نظام‌های مدرن غربی براساس بی‌اعتمادی ساخته شده‌اند و کسی بدوا به دولتش اعتماد ندارد اما سازوکاری را تعبیه می‌کنند که حکومت براساس آن به نحوی رفتار می‌کند که اعتماد را جلب کند. من اگر به شما پول قرض دهم و سازوکار قاطعی گرفته باشم که شما به درستی رفتار کنید، سبب اعتماد من می‌شود. این اعتماد من به شما نیست، اعتماد به ساختار است اما ما آن را به صورت اعتماد به فرد می‌بینیم و در ما نهادینه می‌شود اما بنیانش کوشش برای رفع بی‌اعتمادی است. ساختار و ضمانت اجرائی باید اعتماد ایجاد کند وگرنه اعتماد سنتی به هلال‌احمر درست نیست و به‌ درد نمی‌خورد.  باید جوری نهادینه رفتار کنیم که دولت نتواند خلاف آنچه ضابطه است حرکت کند و چون نمی‌تواند، مردم اعتماد پیدا کنند. بنیان می‌شود بی‌اعتمادی و حل بی‌اعتمادی از طریق ضمانت. شما به هرکسی پول بی‌حساب‌وکتاب بدهید دیر یا زود فاسد می‌شود. من به شما پولی می‌دهم که بتوانم حسابش را پس بگیرم. اگر در این چارچوب عمل کنیم، به سرعت سرمایه اجتماعی ما بازسازی خواهد شد.

عملی نشدن وعده‌ها به خانواده “قهرمان ۱۴ ساله”/ درمان “هانیه” در کرمانشاه پیگیری می‌شود

هانیه به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، پس از انتشار گزارشی در خبرگزاری میزان از وضعیت دختری ۱۴ ساله که در زمان زلزله کرمانشاه قطع نخاع شده بود، موضوع در سطح رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی بازخورد ویژه‌ای پیدا کرد.

پس از انتشار گزارشی که روایت کننده این روز‌های قهرمان ۱۴ ساله کرمانشاهی بود، بسیاری برای کمک اعلام آمادگی کردند.

هانیه شب زلزله، جان خواهر کوچک خود را نجات داده اما زمان خروج از ساختمان، تیر آهنی به روی او فرود می‌آید و او قطع نخاع می‌شود. 

محسن مهرعلیزاده، استاندار اصفهان اعلام کرد که آمادگی پرداخت هزینه‌های درمان هانیه را دارد و این پیشنهاد را داد که وی برای درمان، به اصفهان منتقل شود.

همچنین دو بانک نیز برای ساخت مسکن برای خانواده هانیه اعلام آمادگی کردند.

بعد از این اتفاق، غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان نیز اعلام کرد که حاضر است بخشی از هزینه‌های درمان هانیه را پرداخت کند.
علی اصغر پیوندی، رئیس جمعیت هلال احمر هم پس از رسانه‌ای شدن وضعیت زندگی هانیه در پیامی گفت: با توجه به پتانسیل خوبی مانند بیمارستان نورافشار که در جمعیت هلال احمر وجود دارد، اعلام کرده‌ایم که می‌توانیم در خدمت او باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم تا با کمکی که تیم توانبخشی می‌کند مشکل هانیه برطرف شود.

حسن صفاریه، معاون بهداشت، درمان و توانبخشی جمعیت هلال احمر نیز گفت: هانیه به طور کامل تحت پوشش حمایتی جمعیت خواهد بود و هر گونه اقدامی که نیاز باشد برای او انجام می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه ادامه روند درمانی هانیه اهمیت دارد، اظهارکرد: این پروسه طبیعتا ماه‌ها و شاید بیشتر طول بکشد و هانیه به طور کامل در این مدت تحت پوشش حمایتی جمعیت هلال احمر خواهد بود. در واقع جمعیت هلال احمر در خدمت ایشان است تا هر گونه اقدام مورد نیاز صورت بگیرد.

علاوه بر مسئولان، خیرین نیز آمادگی خود را برای کمک به خانواده هانیه اعلام کرده اند، اما تاکنون هیچ کمکی به دست این خانواده نرسیده است.

علی یزدان شناس، پدر هانیه در این رابطه به خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان گفت: بعد از زلزله کرمانشاه، خانواده من از هم گسست. هانیه در کرمانشاه بستری شد. برادرش را برای درمان به همدان فرستادند و مادر او هنوز هم در بیمارستانی در تهران بستری است.

وی افزود: برادر ۱۲ ساله هانیه طی چند روز گذشته از بیمارستان همدان ترخیص شده، اما مادرش هنوز در تهران بستری است. پزشکان به ما گفته اند که همسرم اواخر هفته از بیمارستان مرخص خواهد شد.

یزدان شناس در پاسخ به این پرسش که آیا تاکنون از سوی مسئولان تماسی مبنی بر کمک با شما گرفته شده است یا خیر؟ تصریح کرد: از مسئولان استانداری اصفهان با من تماس گرفته شد که می‌توانیم برای درمان، دخترم را به اصفهان ببرم و آنجا شرایط اسکان خانواده ما نیز فراهم است.

وی ادامه داد: کرمانشاه، شهر من است و حاضر نیستم حال که در شهرم زلزله آمده آنجا را ترک کنم و به شهر دیگری برم.

یزدان شناس با اشاره به مشورت‌هایی که با پزشکان کرمانشاه داشته است خاطرنشان کرد: با پزشکان کرمانشاه صحبت کردم و آن‌ها اعلام کردند که شرایط برای درمان هانیه در کرمانشاه مهیا است. من حاضر نیستم که فرزندم برای درمان به استانی دیگر برود.

وی با بیان اینکه ” پزشکان وضعیت جسمی هانیه را مطلوب ارزیابی کرده اند” اظهارکرد: هانیه توانسته انگشت پایش را حرکت دهد و پزشکان ابراز امیدواری کرده اند که او بهبود پیدا کند.

یزدان شناس در خصوص وعده‌های داده شده از سوی خیرین به خانواده وی اذعان کرد: یکی از خیرین به من قول داده که خانه‌ای در کرمانشاه برای ما اجاره کند، اما تاکنون این اتفاق عملی نشده و من به همراه پسرم که به تازگی از بیمارستان مرخص شده و دختر ۳ ساله ام در خانه یکی از اقواممان در کرمانشاه مستقر هستیم.

وی در خصوص وضعیت تحصیل فرزندانش تصریح کرد: از زمان زلزله تاکنون اقدامی برای درس خواندن هانیه و برادر او صورت نگرفته و امیدوار هستم بعد از مدتی که وضعیت خانه ما مشخص شد، برای تحصیل هانیه و برادر او نیز اقدامی صورت گیرد. هانیه اکنون ۱۴ ساله و کلاس هشتم است و نباید از تحصیل عقب بماند.

گزارش اولیه خبرگزاری میزان در رابطه با وضعیت هانیه 14 ساله را اینجا بخوانید. 

نقش سلامت قلب در سبک زندگی از منظر قرآن کریم

چکیده

ابعاد وجودی انسان، متعدد است و شریف‏ترین آن‏ها، قلب یا دل او است؛ بنابراین وقتی خداوند می‌خواهد به او عنایت کند و انسان را مورد خطاب قرار دهد، با این بعد وجودی او ارتباط برقرار می‏کند؛ یعنی آن بعدی که انسان با آن می‏تواند با خدای متعال ارتباط برقرار کند، قلب است. قلب به عنوان یکی از ابزارهای مهم شناخت از جایگاه مهمی در سیستم آفرینش انسان برخوردار است به نحوی که مؤثرترین راه برای اثر بخشی هدایت، شمرده می‏ شود. شناخت ویژگی‏های قلب و هدایت صحیح آن در جهت سلامت، از منظر قرآن و اهل بیت (ع)، لازمه تکامل آگاهی‏ های هر فرد برای یافتن راه هدایت و بهبود سبک زندگی خود و سایرین است. عدم توجه به این ریشه، هر تلاشی برای اصلاح و هدایت را ابتر و ناقص می نماید. در این تحقیق که با روش تحلیلی ـ توصیفی، با استناد به آیات و روایات و تحلیل‏ های صاحب نظران قرآنی انجام شده این نتیجه حاصل شد که لازمه اصلاح سبک زندگی، اصلاح و سلامت قلب است. باید نقش قلب، حالات و خصوصیات آن، چگونگی حیات و موت قلب و دلایل آن را از دیدگاه قرآن و اهل بیت (ع) شناخت تا به الگوهای مناسبی برای سبک زندگی دست یافت.

کلمات کلیدی : قلب، سلامت قلب، سبک زندگی

نویسندگان:

مرضیه عبدالله خانی، سیده راضیه پورمحمدی

مجله پژوهشهای میان رشته ای قرآن کریم  – سال ششم، شماره 2، پاییز و زمستان 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

سرفه؛ خوب یا بد؟

جام جم: گاهی سرفه علامت یک بیماری ساده است و گاهی نشانه سرطان؛ بنابراین طیف وسیعی ازبیماری‌ها موجب سرفه می‌شوند. سرفه حاد به طور ناگهانی شروع می‌شود و کمتر از سه هفته طول می‌کشد. علت این نوع سرفه‌ها عفونت ریه یا عفونت دستگاه تنفس تحتانی یا دستگاه تنفس فوقانی است، اما سرفه مزمن بیش از هشت هفته طول می‌کشد. سرفه‌ای که بین سه تا هشت هفته طول بکشد، سرفه تحت حاد می‌گوییم.

سرفه در کدام حالت اهمیت دارد؟

سرفه همواره اهمیت دارد. اگر طول بکشد یا همراه خلط سبز یا خلط زرد یا خلط خونی باشد، اهمیت دارد. سرفه اگر همراه تب، تنگی نفس، درد سینه و تنفس کوتاه باشد نیز باید بلافاصله بررسی شود.

در چه مواردی علل سرفه مربوط به خارج از دستگاه تنفس است؟

زمانی که ناشی از ریفلاکس معده به مری، سرفه عادتی یا سرفه ناشی از تیک عصبی باشد.

خوددرمانی سرفه چه اندازه درمان را پیچیده می‌کند؟

در کودکان کمتر از چهار سال به هیچ وجه خوددرمانی نکنیم. باید آنها ر ابه پزشک ارجاع دهیم و براساس نظر پزشک، دارو و درمان انجام شود. بیشتر سرفه‌های حاد ویروسی هستند و برای درمانشان نیاز به مصرف آنتی‌بیوتیک وجود ندارد. باید علت سرفه مشخص و درمان آن انجام شود، در غیر این صورت درمان مشکل می‌شود.

چه اقداماتی هنگام سرفه توصیه می‌شود؟

ـ آب و مایعات بیشتر استفاده شود. به‌این ترتیب ریه بیشتر مرطوب و دفع خلط بیشتر می‌شود.

ـ هنگام سرفه، موقع خوابیدن سرمان بالا باشد تا ترشحات راحت‌تر از ریه خارج شود.

ـ آب نمک گرم یا نرمال سالین، قرقره کنیم. یک لیوان آب یعنی 250 سی‌سی همراه یک قاشق مرباخوری نمک کافی است.

ـ اگر با این مراقبت‌ها بهبود حاصل نشد، به پزشک مراجعه کنیم. البته سرفه‌ای که به‌دنبال سرماخوردگی است طی هفت تا ده روز از بین می‌رود. اگر سرفه طول بکشد یا تشدید شود یا همراه علائم هشداردهنده باشد، مثل کاهش وزن، بی‌اشتهایی، تب طول کشنده و تنگی نفس باید به پزشک مراجعه کنیم.

آیا آلرژی می‌تواند باعث سرفه شود؟

بله. اگر فرد بررسی شده ولی باز هم سرفه دارد، احتمالا سرفه‌اش ناشی از آلرژی است. سرفه همراه با ترشح از بینی هم می‌تواند ناشی از رینیت آلرژیک باشد، یعنی حساسیت در بینی. افراد سن بالا با مصرف آنتی‌هیستامین یا نسل سوم ـ کورتیکواستروئید استنشاقی می‌توانند بهبود داشته باشند. بهتر است یک بررسی اولیه رادیوگرافی از قفسه سینه و تست ریه انجام دهند که به تشخیص قطعی برسند.

مصرف سیگار و قلیان تاثیری بر سرفه مزمن دارد؟

اگر در خانه کسی سیگار یا قلیان استفاده می‌کند می‌تواند تاثیر داشته باشد. علت سرفه گاهی شغلی و گاهی ناشی از مصرف برخی داروهاست. معمولا سرفه‌ای که خیلی طول می‌کشد به علت رینیت آلرژیک، آسم یا برگشت اسید معده به مری است. آلرژی دربینی با شست‌وشوی آب نمک قبل از خواب و صبح بعد از بیدار شدن از خواب و استفاده از اسپری بینی کورتیکو استروئید بهبود می‌یابد.

چرا کودک مبتلا به آسم دائم سرفه می‌کند؟

ممکن است پایبندی به درمان نداشته باشد، عامل تحریک‌کننده‌ای در خانه داشته باشد که حذف نشده یا حیوان خانگی داشته باشد. مصرف سیگار یا دخانیات در اطرافیان باید حذف شود. انواع اسپری و پرنده خانگی باید حذف شود. گاهی کودک به سرما حساسیت دارد. در این صورت کودک باید در فصل سرد خوب پوشانده و جلوی بینی و دهان او گرفته شود.