از آثار فاخر قرآنی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآنی رونمایی شد

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از ایسنا، آیین رونمایی از جدیدترین آثار پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآنی یکشنبه ششم خرداد با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین حمید محمدی دبیر شورای عالی توسعه فرهنگ قرآنی و حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق یوسفی‌مقدم رئیس پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآنی در بخش حوزوی بیست و ششمین نمایشگاه قرآن کریم برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین یوسفی مقدم با بیان اینکه نمایشگاه قرآن هر سال سنت حسنه‌ای است که در آن شاهد رونمایی از مجموعه آثاری هستیم که به همت و کوشش پژوهشگران و محققان این پژوهشکده برگزار می‌شود، اظهار کرد: امسال نسبت به سال گذشته وضع بهتری در تولید آثار در بخش دیجیتال و مکتوب داشتیم. چهار اثر دیجیتال و 13 اثر مکتوب را رونمایی می‌کنیم.

وی یادآور شد: آثار مکتوبی که رونمایی می‌شوند عبارتند از «پیام‌های آسمانی» ویژه کودکان، «اعجاز قرآنی با گرایش‌های شبه پژوهشی» که جلد سوم آن رونمایی می‌شود، «وفاق و اتحاد در اندیشه مفسران»، «اصلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن» که در 600 صفحه گردآوری شده است، «اعجاز هدایتی قرآن کریم»، «تفسیر قرآن به قرآن در آیینه روایات» در دو جلد، «تفسیرشناسی قرآن»، «دانشنامه علوم قرآنی»، «ترجمه عرب فرهنگ قرآن» جلد ششم، «فقه قرائت» که از تالیفات این حقیر است.

در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی با بیان اینکه یک پژوهشگر نمادی ارزشمند از تلاش و ممارست است، گفت: یک پژوهشگر نمادی ارزشمند از تلاش و ممارست است. او حول یک موضوع حرکت کرده و در قالب اثر قرآنی آن را ارائه می‌دهد. به جرأت می‌توان گفت اثر پژوهشی یک محقق تبدیل عمر به عنوان یک امر نفیس به کالای نفیس‌تر از خودش است که پیرامون قرآن حرکت کرده. به نظر من رونمایی از آثار قرآن خروج از پرده‌نشینی و عمومیت یافتن آنهاست.

وی یادآور شد: از جمله اهداف اصلی شورای عالی توسعه فرهنگ قرآنی حمایت از روند تحقیقی و پژوهشی پژوهشکده‌های قرآنی است. با توجه به نیاز عمومی جامعه و به ویژه مخاطبان کودک و نوجوان باید به این امر توجه بیشتری کنیم. نکته دیگری که باید به آن توجه شود بین‌المللی کردن آثار است و در گام اول بهتر است آثار به هفت زبان مطرح دنیا ترجمه شود.

وی افزود: این ترجمه‌ها باید با توجه و اشراف کامل به خصوصیات زبانی و فرهنگی زبان مقصد انجام شود. بازسازی و بازنویسی آثار گذشته را نیز باید پژوهشکده در دستور کار خود قرار دهد. به ویژه برای نسل جوان باید آثار را ساده‌نویسی کرد.

در پایان این مراسم از 13 اثر مکتوب و 4 اثر دیجیتال پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن رونمایی شد.

انتهای پیام

دیپلماسی رسانه‌ای و مذاکرات هسته‌ای ج.ا.ا

چکیده

این پژوهش به بررسی هویت نمایش داده شده از کشورهای عضو 1+5 در رابطه با موضوع مذاکرات هسته‌ای در روزنامه ایران دوره زمانی 1382 تا 1392 پرداخته است. در مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای 1+5، کشورهای غربی با کمک دیپلماسی رسانه‌ای سعی در امنیتی کردن پرونده هسته‌ای ایران و همراه کردن آن با واژگانی از قبیل بمب اتمی، تهدیدی برای امنیت جهان داشته‌اند. بر همین اساس دیپلماسی رسانه‌ای یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین عوامل بر روی مسائل جدید به‌طور عام و مسأله پرونده هسته‌ای ایران به‌طور خاص است. سؤال تحقیق بدین‌صورت مطرح شده است: «هویت اعضای 1+5 در متن روزنامه ایران سال‌های 92-82، چگونه تصویر شده است؟» در این پژوهش از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته‌های تحقیق ضمن تأکید بر، برساخته بودن هویت کشورها در روابط بین الملل، هویت اعضای 1+5 را در گروه‌های «دوست» و «دشمن» نمایش می‌دهد

کلیدواژه‌ها: مذاکرات هسته‌ای؛ ایران؛ روزنامه ایران؛ دیپلماسی رسانه‌ای؛ هویت؛ تحلیل محتوا

نویسندگان:

قاسم میسایی: کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی (نویسنده مسئول)

فائز دین‌پرست: استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی

 محمد جعفری: کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد

 مسلم گلستان: کارشناسی ارشد دیپلماسی و سازمان های بین‌المللی دانشکده وزارت خارجه

فصلنامه مطالعات فرهنگ – ارتباطات – دوره 18، شماره 38، پیاپی 70، تابستان 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

ببینید در الجزایر و تونس و مانند اینها به‌وسیله‌ی همین فرانسه‌ی ظاهرالصّلاحِ منظّمِ مرتّبِ مؤدّب چه گذشت

///////به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از KHAMENEI.IR، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۴ در دیدار رؤسای دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری بیانات مهمی را ایراد فرمودند.

مشروح بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)
الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین.

خیلی خوش‌آمدید برادران و خواهران عزیز! جلسه‌ی علم و عالم و دانشگاهی است و برای این حقیر، این یکی از بهترین و شیرین‌ترین جلسات است. بیانات دو وزیر محترم را هم من با دقّت گوش کردم و شنیدم و بهره‌مند شدیم. امیدواریم خداوند به شما و به ما توفیق بدهد که بتوانیم از این‌جور جلسات و نشست‌ها و گفتن‌ها و شنیدن‌ها یک فایده‌ای تولید کنیم برای کشور؛ [و] صِرف نشستن و دیدن و گفتن نباشد.

درباره‌ی اهمّیّت علم و اهمّیّت دانشگاه خیلی حرف زده‌ایم؛ هم ما گفتیم، هم دیگران گفتند؛ خوشبختانه سالها است درباره‌ی اهمّیّت علم و به تبع آن اهمّیّت دانشگاه حرف زده میشود. و همان‌طور که آقای دکتر هاشمی الان اشاره کردند، آرزوی ما این بود که اهمّیّت علم و لزوم پرداختن به علم در کشور، تبدیل بشود به گفتمان و حالا تقریباً همین‌جور شده؛ باید خدا را شکرگزاری کنیم.

علم مهم‌ترین ابزار پیشرفت و اقتدار ملّی است؛ این را باید مسلّم گرفت؛ واقعاً همین‌جور است. علم برای یک ملّت مهم‌ترین ابزار آبرو و پیشرفت و اقتدار است. دانشگاه هم مهم‌ترین تربیت‌کننده‌ی مدیران آینده‌ی کشور است. خب، از این چه چیزی مهم‌تر؟ شما دارید مدیران آینده‌ی کشور را تربیت میکنید. اگر خوب تربیت کردید -که ان‌شاءالله همین‌جور است- آینده‌ی کشور، خوب اداره خواهد شد؛ اگر نتوانستیم خوب اداره کنیم، کوتاهی کردیم، طبعاً آینده‌ی کشور، تحت تأثیر همین کوتاهی‌ها قرار خواهد گرفت؛ یعنی اهمّیّت دانشگاه این است. البتّه دانشگاه با شکل کنونی یک پدیده‌ی غربی است -این را همه میدانیم- لکن دانشگاه به معنای تربیت‌کننده‌ی نوابغ و نخبه‌ها، به‌هیچ‌وجه غربی نیست؛ در کشور ما ریشه‌ی هزار ساله دارد. بله، به این شکل کنونی از غرب وارد شده لکن این کشور مدارسی داشته که در آن ابن‌سیناها، فارابی‌ها، محمّدبن‌زکریای رازی‌ها، خوارزمی‌ها تربیت شدند؛ در همین کشور. این اسمهایی که ما می‌آوریم، اسمهای معروف است؛ هزاران نام غیرمعروف وجود دارد از پزشک، مهندس، مخترع، ادیب، فیلسوف، عارف که همه در این مملکت پرورش پیدا کردند.

یک جمله‌ای را من نقل کنم از جُرج سارتُن؛ چون دیگران که میگویند، باورپذیرتر میشود تا خود ما بگوییم! از این جهت بنده [میگویم‌]، وَالّا عادت ندارم دائم حرف این و آن را از فرنگی‌ها و غربی‌ها نقل کنم. امّا این جُرج سارتُن -که تاریخ علم را نوشته که معروف است و ترجمه شده و چاپ شده و لابد همه دیده‌اید- میگوید: دانشمندان ایرانی، بیشترین سهم و نقش را در این تمدّن داشته‌اند و آنگاه که آثار فرزانگان ایرانی را از این مجموعه برداریم، زیباترین بخش آن را کنار گذاشته‌ایم؛ [او] مورّخ علم است. یک حرف دیگر هم -که این را من از حافظه‌ام نقل میکنم، چون خیلی سابق دیده‌ام، نمیتوانم روی کلماتش دقّت کنم- مال پی‌یر روسو است که او هم تاریخ علوم را نوشته و این هم سالها است به فارسی ترجمه شده است؛ در دست همه است. سالها پیش من این را دیدم؛ عرض کردم میخواستم مراجعه کنم و دوباره ببینم، در حقیقت فرصت نکردم لکن آدرسش را یادداشت کردم؛ یادم هست که آدرسش را یک جایی نوشتم که این حرف را کجا زده؛ در همین کتاب «تاریخ علوم» است. او گفتگوی یک تاجر اروپایی -ایتالیایی یا فرض کنید فرانسوی- را نقل میکند با یک آدم خبره‌ی علمیِ آن روز؛ مال دوران قرون وسطی‌ است. مشورت میکند و میگوید بچّه‌ام را میخواهم بگذارم درس بخواند و عالم بشود؛ کدام کشور بگذارم، کدام دانشگاه بگذارم. آن شخص میگوید که اگر به چهار عمل اصلی ریاضیّات قانعی که برود چهار عمل اصلی را یاد بگیرد، در هرکدام از این مدارس اروپا که میخواهی بگذاری، فرقی نمیکند، بگذار؛ امّا اگر بیشتر از این میخواهی، باید بروی اندلس. اندلس آن روز دست مسلمانها بود. این تاریخ علم در اسلام [است‌]؛ آن اوّلی مربوط به ایران بود، این مربوط به اسلام [است‌]. یعنی یک‌چنین تاریخی ما داریم، یک‌چنین میراثی ما داریم؛ چه در محیط اسلامی، چه در محیط ایرانی. البتّه این را هم عرض بکنیم -حمل بر روحیّه‌ی قوم‌گرایی و ناسیونالیستی نشود- در بین کشورهای اسلامی قلّه‌ی تولید فکر و تولید علم، باز هم ایران است؛ یعنی هیچ‌جای دیگر ما نداریم شخصیّت‌های بزرگی؛ مثلاً فرض کنید یک کسی مثل کِندی -که در بین فلاسفه یک نفر [است‌]- و از این قبیل، در ایران متعدّدند؛ یعنی اگر ما راجع به تاریخ علم اسلامی هم صحبت میکنیم، باز قلّه‌ی آن مربوط به ایران است. این میراث ما است؛ این گذشته‌ی ما است؛ این تاریخ ما است.

دوران قاجار و پهلوی هم تاریخهای روشنی دارد. من البتّه متأسّفم از اینکه باسوادهای ما و کتاب‌خوان‌های ما از تاریخ نزدیک به ما و معاصر ما -چه تاریخ دوره‌ی قاجار، چه تاریخ دوره‌ی پهلوی- کمتر اطّلاع دارند؛ اطّلاعاتشان خیلی محدود است، وسیع نیست؛ جزئیّات را غالباً مطّلع نیستند. از اواسط دوره‌ی قاجار به این طرف تا زمان دوره‌ی پهلوی -که دیگر آن نهایتش بود- دلایل خاصّی وجود داشت که از این میراث معنوی در هنگام شکوفایی علم در دنیا، استفاده‌ی درستی نشد.

خب، میدانید دوران ما، یعنی همین قرن اخیر و صد سال اخیر، دوران شکوفایی و رشد علم در دنیا است و هر کشوری به جایی رسیده، در همین ۱۰۰ سال، ۱۲۰ سال به جایی رسیده. ما در این دوران -که دانشگاه ما هم هشتاد و چند سال عمر دارد در کشور- میتوانستیم وقتی دانشگاه غربی و اروپایی را وارد کشور کردیم، از آن میراث استفاده کنیم؛ از آن روحیّه، از آن استعداد، از آن زمینه‌ها و ظرفیّتهای موجود در کشورمان استفاده کنیم و دانشگاه را ایرانی بسازیم؛ دانشگاه را بومی‌سازی کنیم؛ میتوانستیم این کار را بکنیم، نکردیم؛ به دلایل خاصّ مربوط به حکومت پهلوی‌ها و حکومت قاجارها. یعنی از آن میراث ارجمند، در هنگام ورود دانش غربی به کشور استفاده نشد. امروز در کشور ما، در محیط دانشگاه ما، در محیط علمی ما، روحیّه‌ی ساختن و اتّکاءبه‌نفْس و اعتمادبه‌نفْس و حرف داشتن و حرف زدن و مقاله‌ی استنادی تولید کردن که دیگران در دنیا به آن استناد کنند، از این حرفها امروز در کشور ما زیاد است؛ آن روز نبود. آن روز ما نه توانستیم از اخلاق علمی و زمینه‌ی علمی میراث خودمان استفاده کنیم، نه توانستیم از میراث معنوی و میراث اخلاقی محیط علمی خودمان استفاده کنیم. اینها شرح مفصّلی دارد که حالا من وارد آن شرحها نمیخواهم بشوم که اخلاق علمی ما در محیطهای علمی در گذشته چه‌جوری بود، بعد که شیوه‌ی غربی وارد کشور شد اخلاق علمی ما چه‌جوری شد. در آن دوره‌های گذشته، شاگرد در مقابل معلّم دوزانو می‌نشست؛ به معلّمش اهانت نمیکرد. با اینکه محیطهای علمی و مانند اینها محیطهای آزادی بوده، الان هم حوزه‌های علمیّه همین‌جور است؛ درس که ما میدهیم، همه‌ی طلبه‌هایی که در درس نشسته‌اند حقّ اشکال کردن دارند، اشکال هم میکنند، داد میکشند، حرف میزنند؛ ایرادی هم ندارد، کسی هم این را عیب نمیداند؛ استاد هم موظّف است مؤدّبانه پاسخ بدهد. این بوده است در گذشته امّا درعین‌حال شاگرد در مقابل استاد خاشع بود، خاضع بود. این مال گذشته‌ی اخلاق علمی ما و اخلاق دانشگاهی دیرین ما است؛ لکن در دوره‌ی جدید، تعداد معلّمهایی که از دست شاگردشان کتک خوردند -چه در مدارس متوسّطه، چه در دانشگاه- یا اساتیدی که به دست دانشجویشان چاقو خوردند، بعضی کشته شدند، کم نیست؛ یعنی اخلاق علمی بکلّی تغییر پیدا کرد. نه میراث علمی ما و ظرفیّت علمی ما منتقل شد، نه میراث اخلاق علمی ما و اخلاق دانشگاهی ما منتقل شد. دانشگاه این‌جوری شکل گرفت.

خب، غربی‌ها برای دانشگاه ما برنامه‌ریزی داشتند. این هم که من عرض میکنم، از روی اطّلاع و محاسبه عرض میکنم؛ این حرف منبری و سخنرانی نیست؛ نه، این تحقیق‌شده است؛ کسانی که اهل تحقیق هستند در مسائل جامعه‌شناسی و اجتماعی یا مسائل سیاست خارجی و مانند اینها، کاملاً تحقیق کرده‌اند. غربی‌ها برای آنچه آن را جهان سوّم مینامیدند، برنامه‌ریزی کردند برای تربیت آدمهایی که در این کشورها با اخلاق آنها، با شیوه‌ی آنها، با سبک زندگی آنها تربیت بشوند و رشد کنند و اداره‌ی آن کشور را به عهده بگیرند؛ این برنامه‌ای بوده که آنها ریختند. برای دانشگاه ما هم آنها یک چنین برنامه‌ای داشتند؛ یعنی میخواستند دانشگاه ما پلی باشد به‌سمت سرازیر شدن هرآنچه غربی‌ها مایلند در ایران اتّفاق بیفتد؛ نظر آنها این بود امّا نشد؛ یعنی دانشگاه ما در خدمت اهداف غرب عملاً قرار نگرفت؛ این یکی از مسائل بسیار مهم و نکات بزرگ کشور ما است. آنها میخواستند دانشگاه محلّ پمپاژ افکار غربی و سبک زندگی غربی باشد، خب تا حدودی هم در یک جاهایی موفّق شدند، در این تردیدی نیست -آن کسانی که در رأس کار بودند؛ بخصوص در همان دوره‌ی تأسیس دانشگاه در زمان رضاخان، آنها کسانی بودند که سرتاپا معتقد به غرب و به تمدّن غربی بودند که حرفهایشان را شنیده‌اید- امّا در نهایت موفّق نشدند؛ [چون‌] هویّت ایرانی کار خودش را کرد. هویّت ایرانی یک چیز عجیبی است در تاریخ؛ همه‌ی کسانی که به ایران تهاجم کردند به یک نحوی، در ایران بعد از مدّتی حل شدند: زبانشان، آدابشان، فرهنگشان؛ تنها چیزی که مستثنی‌ است، اسلام است که اسلام آمد ایران و در ایران غرق نشد، ماند و ایرانی اسلام را از بُن دندان قبول کرد؛ والّا در کشورهای مورد تهاجمِ عربهای مسلمان، هرجا رفته‌اند زبان عوض شده است؛ مصر زبانش عوض شد، فلسطین زبانش عوض شد، شامات زبانش عوض شد، زبانشان عربی شد، [امّا] ایران زبانش عوض نشد، فارسی باقی ماند؛ یعنی یک چیز عجیبی است در ایران؛ این خصوصیّتی است که مال کشور ما است. اینجا هم همین‌جور شد، هویّت ایرانی کار خودش را کرد.

اوّلاً در داخل دانشگاه افرادی که ظواهر دینی را حفظ کردند، وجود داشتند؛ با اینکه این بشدّت مورد نفی طرف مقابل بود؛ یعنی رضاخان اصلاً با ظواهر دینی موافق نبود؛ آنهایی هم که دانشگاه را در ایران تشکیل دادند -که من نمیخواهم اسم آن رجال را حالا بیاورم- آنها هم همین‌جور، مثل خود رضاخان [بودند]؛ اصلاً آنها این فکرها را بیشتر توی کلّه‌ی رضاخان تزریق کرده بودند؛ آنها اصلاً مایل نبودند که در دانشگاه کسی نماز بخواند، در دانشگاه کسی اسم خدا بیاورد امّا این اتّفاق افتاد؛ همین‌طور که اشاره کردند، انجمنهای اسلامی تشکیل شد، مسلمانهایی در داخل دانشگاه به مقام استادی رسیدند، دین را ترویج کردند، در مقابل افکار غیردینی ایستادند؛ یعنی از اینجا شروع شد. هرچه گذشت، این روحیّه‌ی دینی و ایمانی در داخل دانشگاه تقویت شد تا رسید به نهضت اسلامی سال ۴۱؛ اینجا دانشگاه یک حرکت عظیمی در جهت دینی شدن، ایمانی شدن انجام داد، با اینکه آن روز کمونیست‌ها هم بودند؛ آن روز کمونیست‌ها و مارکسیست‌ها در داخل دانشگاه خیلی فعّال بودند. حالا در مشهد که بنده زیاد مرتبط بودم از نزدیک میدیدم، در جاهای دیگر هم -تهران و بعضی جاهای دیگر که مسافرت میکردیم و با دانشجوها بنده ارتباط داشتم- حضور تفکّر مارکسیستی را در دانشگاه‌ها میدیدم؛ و عجیب این است که کسانی که تفکّر مارکسیستی در داخل دانشگاه داشتند، با دستگاه همکاری میکردند در مقابل تفکّر رو به رشد اسلامی در داخل دانشگاه! کتابهایشان چاپ میشد، آزادانه فروش میرفت؛ درحالی‌که کتابهای انقلابیّون مسلمان و جوانهای مسلمان -چه آن کتابهایی که خودشان تولید میکردند که البتّه کم بود، چه آن کتابهایی که میخواستند بخوانند- در کمال شدّت با آنها مقابله میشد و با کمال عسرت آن کتابها را میتوانستند به دست بیاورند. دستگاه پهلوی در دوران نهضت اسلامی، در واقع تمام توجّهش به حرکت اسلامی بود و با آن معارضه میکرد؛ [امّا] با چپها و مارکسیست‌ها و مانند اینها مدارا میکردند، خب اینها هم به آن مدارا جواب دادند، خیلی‌هایشان رفتند در دفتر فرح پهلوی عضو شدند! خیلی‌هایشان رفتند در صداوسیما، در تلویزیون و رادیو عضو شدند، همکاری کردند، همان چپهای تند دهه‌ی ۳۰، در دهه‌ی ۴۰ شدند همکاران دستگاه! [امّا] حرکت دانشگاه به سمت تفکّر اسلامی روزبه‌روز پایدارتر، قوی‌تر، عمیق‌تر شد.

تا رسیدیم به انقلاب. این حرکت البتّه حرکت مقاومت اسلامی بود، ریشه‌دار و دارای تفکّر؛ افکار مرحوم مطهّری یک نمونه از آن چیزهایی بود که در دانشگاه بین دانشجوها ترویج میشد. خب، انقلاب اسلامی که در سال ۵۷ به پیروزی رسید، دنیا را تکان داد؛ بدون مبالغه این‌جور است؛ یعنی واقعاً پیروزی اسلام در ضمن یک انقلاب و تشکیل یک حکومت بر پایه‌ی اسلام، اصلاً دنیا را -غرب و شرق را- تکان داد؛ بدیهی است تأثیری در دانشگاه میگذاشت و گذاشت؛ بسیاری از نیروهای داخل دانشگاه، چه در میان اساتید، چه در میان دانشجویان جزو صادق‌ترین و فداکارترین یاران انقلاب بودند، این جزو سوابق تاریخی دانشگاه ما است، این مقطع را هرگز نباید فراموش کرد و از یاد برد. خب، این مال گذشته است.

در این ۳۷ سالی که از آن روزها میگذرد، ما افت‌وخیز زیاد داشته‌ایم، کارهای زیادی شده است، دانشگاه پیشرفت کرده، پسرفت کرده، جریانات گوناگون بر دانشگاه در برهه‌ای از زمان حاکم شدند؛ دانشگاه افت‌وخیز داشته است. این هم طبیعی است، یعنی با یک نگاه دقیق، خلاف انتظار نیست که وقتی حکومت در اختیار اسلام است، آن کسانی که اسلامی فکر میکنند، در درون خودشان سلایق و جریانهای گوناگونی به وجود بیاید و این منجر بشود به موج‌آفرینی‌های گوناگون در داخل دانشگاه. البتّه مخالفین فکری هم در دانشگاه فعّال شدند، حتّی مارکسیست‌ها! بنده چون کتاب زیاد میخوانم -کتابهایی که دستم می‌آید، همین‌طور می‌نشینم میخوانم- تعدادی کتاب دیدم که نشان‌دهنده‌ی این بود که از درون دانشگاه میخواهند تفکّر مارکسیستی را باز دوباره سرِپا کنند، آن هم کِی؟ بعد از سقوط شوروی، بعد از زوال مارکسیسم و حکومتهای مارکسیستی در دنیا! [این کار] نگرفت و دانشگاه از آن استقبالی نکرد. به‌هرحال دانشگاه مراحل گوناگون و دوره‌های گوناگون را در این ۳۷ سال گذرانده؛ حالا امروز ماییم و دانشگاه.

ما چه‌کار کنیم که از این دانشگاه با این سوابق، با این تاریخ، با این زمینه‌های تاریخی، با این میراث، با این تجربه‌ی خوب و آزمون خوبی که دانشگاه در دوران انقلاب داد و با مشکلاتی که در دانشگاه به‌وجود آمد -همه‌ی اینها را در کنار هم قرار بدهیم- بتوانیم برای ایجاد تمدّن نوین اسلامی بهره ببریم؟ چون هدف این است دیگر؛ هدف، ایجاد یک حاکمیّت اسلامی است که بتواند جامعه را به جامعه‌ی مورد نظر و آرمانی اسلام تبدیل بکند؛ ما دنبال این هستیم دیگر، ما میخواهیم کشور خودمان -در درجه‌ی اوّل، حالا بحث کشورهای دیگر و مسائل بین‌المللی و جهانی را نمیکنیم- یک کشوری بشود که به آن خطوط آرمانی اسلام برسد که این خطوط آرمانی یک چیز مطلوب و شیرینی برای هر انسان متفکّری است؛ یعنی هرکسی که بنشیند فکر کند، مطالعه کند، از این وضع آرمانی جامعه‌ی اسلامی لذّت میبرد؛ جامعه‌ای که در آن، هم علم هست، هم پیشرفت هست، هم عزّت هست، هم عدالت هست، هم قدرت مقابله‌ی با امواج جهانی هست، هم ثروت هست؛ یک تصویر این‌جوری؛ ما به این میگوییم تمدّن نوین اسلامی، میخواهیم کشورمان به اینجا برسد. دانشگاه [در این زمینه‌] چه نقشی میتواند ایفا کند و چه‌کار باید بکند؟ اوّلا نقش‌آفرینی دانشگاه لازم است، ثانیاً سؤال این است که: چه باید کرد؟ ما چه‌کار کنیم که بتوانیم به اینجا برسیم؟ البتّه این موضوعِ بحث امروز من نیست، چون بحث جلسه‌ای و سخنرانی‌ای نیست؛ اینها کارهای تحقیقاتی مفصّلی لازم دارد؛ من فقط میخواهم این را تذکّر بدهم که دانشگاه ما روی این فکر کند، شما به‌عنوان مدیران دانشگاه‌ها و مسئولان دستگاه آموزش عالی کشور روی این فکر کنید؛ مسئولیّت دانشگاه را بر این اساس قرار بدهید، برنامه‌ها را بر این اساس بریزید که دانشگاه با این سوابقی که گفته شد، با این ریشه‌ی عمیق تاریخی که گفته شد، با این آزمون بزرگی که از خودش در انقلاب نشان داد، این دانشگاه چه نقشی میتواند ایفا کند برای ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آن‌چنان جامعه‌ای و آن‌چنان ایرانی؟ روی این باید فکر کنید؛ یعنی همه‌ی کارها را بر این اساس باید قرار بدهید.

من فقط چند تذکّر میدهم؛ البتّه گزارشهایی که آقایان دادند، بخصوص گزارشی که آقای دکتر فرهادی دادند، گویا این‌جور از این گزارش انسان استفاده میکند که همه‌ی آن چیزهایی که جزو آرزوها و مطالبات ما است، اینها در دانشگاه تحقّق پیدا کرده؛ خب خیلی خوب است، این نشان میدهد همّت خوبی وجود دارد، منتها باید خروجی‌ها را نگاه کرد. بنده بتدریج آدم با تجربه‌ای شده‌ام در این مسائل گزارش‌گیری؛ گزارشها صرفاً آن چیزی که در گزارش به بنده یا به مدیر ارشد ارائه میشود، نیست؛ حواشی‌ای دارد، گوشه‌کنارهایی دارد که گاهی محتوای گزارش را عوض میکند؛ اگر ما بخواهیم واقعیّتها را درست بفهمیم، بایستی برویم میدانی نگاه کنیم؛ یعنی مثلاً فرض کنید [گزارشی که‌] آقای دکتر فرهادی در زمینه‌ی علم و در زمینه‌ی تحقیق و پژوهش و پارک [فنّاوری] و کارهای دینی و ارزشی و مانند اینها ذکر کردند؛ واقعاً بروند میدانی نگاه کنند؛ ببینند چقدر از این آرزوها و این گزارشها روی زمین وجود دارد؛ این مهم است. گاهی اوقات گزارشهایی میرسد که انسان تردید پیدا میکند در تحقّق بعضی از این آرزوها؛ این نکته‌ی مهمّی است؛ من تذکّراتم بیشتر ناظر به این جهات است، همین چیزهایی که ایشان گفتند یا آقای دکتر هاشمی بیان کردند، همین چیزها لازم است، همینها بایستی تحقّق پیدا کند؛ امّا صِرف اینکه «میخواهیم بکنیم» یا «دستور داده‌ایم که بشود» یا «گزارش شده است که این شده است»، کافی نیست. اگر به این‌جور گزارشی انسان دل‌خوش بکند، بعد یک‌وقت چشم باز میکنیم می‌بینیم که فاصله‌ی واقعیّت با آنچه ما خواسته‌ایم زیاد شده. تذکّرات من راجع به این است.

من در دو بخش تذکّراتی را عرض میکنم: یکی مسائل مربوط به علم؛ یکی مسائل مربوط به جنبه‌های ارزشی و اخلاقی، در واقع انسان‌سازی و سازندگی نیروی انسانی؛ چون نیروی انسانی خیلی مهم است. دیروز یکی از دوستانی که الان در جلسه حضور دارند -از افراد وارد و مطّلع- به من میگفتند که ما از لحاظ نیروی انسانیِ آماده، جزو چهار پنج کشور اوّل دنیاییم؛ یعنی کشورهایی که جمعیّتشان دو برابر کشور ما یا گاهی بعضی سه برابر کشور ما است، این تعداد نیروی انسانی تحصیل‌کرده و درس‌خوانده ندارند که ما داریم. ایشان گفتند سی میلیون؛ حالا عددها ممکن است یک مقداری کم و زیاد بشود. خب این مهم است؛ این خیلی مهم است. ما این نیروی انسانی را چه‌جوری میخواهیم جهت بدهیم؟ جهت دادن مهم است. اگرچنانچه علم بود و جهت غلط، همین خواهد شد که امروز در دنیای عالِم، دنیای اهل تحقیق و پیشرفت علمی، امروز و دیروز در آنها مشاهده شده. خب شما ملاحظه کنید، استعمار بلای بزرگی بود که بر سر کشورهای منطقه‌ی آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین فرود آمد؛ استعمار چیز عجیبی بود. این استعمار را چه چیزی به‌وجود آورد؟ علم. قدرتهای اروپایی این توفیق را پیدا کرده بودند که چند صباحی زودتر از فلان کشورها، مثلاً فرض کنید که به اسلحه‌ی خودکار آتشی دست پیدا کنند؛ همین موجب شد که یک کشوری مثل انگلیس -مثلاً یک جزیره‌ی دورافتاده- بتواند بر کشور عظیمی مثل هند مسلّط بشود. بروید نگاهی به تاریخ جهان را بخوانید -نوشته‌ی نِهرو(۲) است- ببینید بر هند چه گذشته؛ البتّه فقط آن کتاب نیست، خیلی در این زمینه [کتاب هست‌]. همین برمه، همین کشوری که امروز اسمش میانمار [است‌]؛ اینجا مرکز ثروت است. یک انگلیسی با داشتن یک تفنگ و یک اسلحه‌ی کمری، ده‌ها نفر را اسیر خودش میکرد که برای او کار کنند و جرئت نمیکردند نفَس بکشند. آنجا درختهای عظیم کائوچو و انواع و اقسام چوبهای قیمتی وجود داشت که اینها را غارت کردند بردند؛ اینها در نوشته‌های تاریخی هست. عرض کردم، متأسّفانه تاریخ معاصر کمتر مورد توجّه جامعه‌ی کتاب‌خوان ما قرار میگیرد؛ بخوانید ببینید در هند چه گذشت از استعمار، در برمه چه گذشت، در منطقه‌ی آفریقا چه گذشت، در آمریکای لاتین چه گذشت، در الجزایر و تونس و مانند اینها به‌وسیله‌ی همین فرانسه‌ی ظاهرالصّلاحِ منظّمِ مرتّبِ مؤدّب چه گذشت و استعمار چه کرد با اینها. خب این استعمار را چه چیزی به‌وجود آورد؟ علم. علم وقتی جهت نداشت میشود استعمار. پدر میلیون‌ها انسان را درآوردند به‌وسیله‌ی علم. علم بی‌جهت، علم بی منطق اخلاقی و معنوی، خب میشود این. ما احتیاج داریم به اینکه اداره کنیم دستگاه خودمان را؛ خودمان را اداره کنیم، خودمان را هدایت کنیم، مراقب باشیم علم ما به آن سمت نرود؛ علم وقتی‌که در راه خطا افتاد میشود بمب اتم. الان این کره‌ی زمین قابلیّت این را دارد که ده‌ها بار کُن‌فَیَکون بشود؛ یعنی همان چیزهایی که خدای متعال در قرآن فرموده است که در قیامت پیش می‌آید، به‌وسیله‌ی همین بمب اتم‌هایی که آمریکا و روسیه و بعضی کشورهای دیگر دارند، قابل تحقّق است، قابل انجام گرفتن است. این خطر بزرگی است برای بشریّت، برای تمدّن، برای انسان، برای مادّه و معنا؛ این به‌خاطر علم است، علم گاهی این‌جوری میشود. پس ما بایستی دستگاه علمی خودمان را مراقبت کنیم و یک راه جدیدی برای علم درست کنیم. آن چیست؟ آن عبارت است از سازندگی اخلاقی و معنوی در کنار علم؛ لذا تذکّرات ما، یک مقداری مربوط به مسائل علمی است، یک مقداری مربوط به آن مسائل اخلاقی و سازندگی اخلاقی و معنویِ نیروی انسانی است.

در مورد مسائل علمی، چند نکته من اینجا یادداشت کرده‌ام؛ البتّه این نکات را قبلاً هم گفتیم، قبلاً هم بارها همین نکات را گفتم، در ضمن بیانات آقایان هم شاید بود لکن من تأکید میکنم؛ چون احساس میکنم نیاز هست که اینها گفته بشود و تحقّق پیدا کند. یکی مسئله‌ی علم نافع است. دنبال علمی باشیم که برای کشور لازم و نافع است؛ نه فقط برای حال کشور، بلکه برای ده سال بعد و بیست سال بعد کشور. ممکن است ما در بیست سال بعد، یک نیازی داشته باشیم که از امروز باید تحقیقاتِ آن نیاز شروع بشود. اگر امروز تحقیق نکردیم، اگر امروز خودمان را آماده نکردیم، آن‌وقتی که لازم داریم دستمان خالی خواهد بود. باید این نیازسنجی انجام بگیرد و نیازهای امروز هم مورد ملاحظه قرار بگیرد. دانش‌جویی و دانش‌آموزی و فراگیری علم و تعلیم علم، بر مبنای نفع آن و نیاز آن باشد. الان به من گزارش میدهند که بسیاری از همین مقالاتی که گفته شد -که خب تعداد مقالات زیاد است- به درد کشور نمیخورد؛ یعنی کار تحقیقی‌ای مقاله‌نویس انجام داده امّا مفیدِ برای کشور نیست؛ یا مفیدِ برای هیچ‌کس نیست، یا مفیدِ برای آن شرکت خارجی‌ای است که به‌نحوی سفارش‌دهنده‌ی این مقاله است؛ شاید خود صاحب‌مقاله هم نداند که سفارش‌دهنده‌ی این مقاله کیست! به نفع او است. این فایده ندارد. حتّی پایان‌نامه‌های دکتری -این‌جور که به من گزارش کرده‌اند؛ من نمیخواهم تکیه کنم و حتماً بگویم این‌جور است- به من این‌جور گزارش کرده‌اند که با نگاه خوش‌بینانه، ده درصد پایان‌نامه‌های دکتری به درد مسائل کشور میخورد. خب پایان‌نامه‌ی دکتری یک ذخیره است، یک گنج است؛ پایان‌نامه‌های دانشجویان واقعاً یک گنجینه و یک ذخیره است برای کشور. موضوع این پایان‌نامه چه باشد که برای کشور مفید باشد؟ این مسئله‌ی اوّل. در روایات ما هم راجع به علم نافع تکیه شده. خود اساتید هم در این جلسات ماه رمضان -که معمولاً هر سال یک جلسه با آقایان و خانمهای اساتید دانشگاه داریم، اینجا می‌آیند سخنرانی میکنند- چندین نفر از آنها تا حالا، من یادم است که راجع به این نافع نبودن بعضی از کارهای تحقیقی در کشور هشدار میدادند؛ بنده هم بارها این را گفته‌ام. پس اوّلین مطلب این است که علم باید، هم نیاز امروز را تأمین کند، هم نیاز آینده را؛ این آینده را حدس بزنید، محاسبه کنید ببینید چه چیزی لازم داریم.

راجع به این مسائل انرژی هسته‌ای که در چند سال قبل از این -دو سه سال، سه چهار سال قبل از این- بحث بود، بعضی‌ها میگفتند ما که این‌همه نفت داریم اتّفاقاً آمریکایی‌ها هم همین را گفتند! آمریکایی‌ها هم میگفتند ایران این‌همه نفت دارد، میخواهد چه کار کند انرژی هسته‌ای را؟ بنده گفتم خب ما امروز دست به سیاه‌وسفید انرژی هسته‌ای نزنیم، پس‌فردا که نفتمان تمام شد آن‌وقت [باید] برویم انرژی هسته‌ای را گدایی کنیم از این و آن. خب بله دیگر؛ وقتی آنها داشته باشند، ما نداشته باشیم و احتیاج داشته باشیم، پدر ما را درمی‌آورند. دیدید سر این بیست درصد چه کردند؟ ما به اورانیوم غنی‌شده‌ی بیست درصد احتیاج داشتیم برای این رآکتور تهران -همین رآکتور کوچکی که در تهران هست که داروهای هسته‌ای تولید میکند، برای این ما احتیاج [داشتیم‌]- [چون‌] داشت تمام میشد و گفتند چند ماه دیگر تمام میشود؛ یک ژستی گرفتند غربی‌ها، یک قیافه‌ای گرفتند، یک شروطی گذاشتند که واقعاً خفّت‌آور بود. به نظرم مال حدود سال ۸۹ یا ۹۰ بود. البتّه آخرش به نفع ما تمام شد؛ یعنی جوانهای ما وقتی دیدند که راجع به فروش بیست درصد که بفروشند و پولش را بگیرند، ناز میکردند، وقتی دیدند اینها این‌جور دارند اذیّت میکنند، درصدد برآمدند خودشان بیست درصد را تولید کنند. رفتند زحمت کشیدند خودکُشون کردند و بیست درصد را خودشان تولید کردند. زحمت عمده هم تا بیست درصد است؛ یعنی در غنی‌سازی اورانیوم، از اورانیوم خام تا بیست درصد، راهِ دشوار و راهِ سربالا است؛ از ۲۰ درصد تا ۹۹ درصد، راهِ هموار است؛ یعنی کسی که به بیست درصد رسید، رسیدن به پنجاه درصد و هشتاد درصد و نود درصد برایش آسان است؛ اینکه آنها دستپاچه شدند به‌خاطر همین است. خب چشمشان کور؛ میخواستند به ما بفروشند تا ما نرویم دنبال تولیدش. من گفتم که اگر این نفتی که ما داریم، ما نداشتیم [بلکه‌] آنها داشتند و به نفت احتیاج داشتیم، نفت را به ما بطری‌بطری میفروختند؛ ما حالا بشکه‌بشکه و تُن تُن میفروشیم، تُنی این‌قدر تُنی این‌قدر؛ اینها اگر ما احتیاج به این نفت داشتیم، همین نفت سیاه را به ما بطری‌بطری میفروختند؛ این‌جوری است. آن روزی که ما به انرژی هسته‌ای نیاز پیدا کنیم به‌خاطر نبودن نفت یا یک [بُروز] مشکلی در نفت؛ فرض کنید مثلاً قیمت نفت آن‌قدر ارزان بشود -که الان می‌بینید دیگر؛ چطور راحت ارزان شد- که به تولیدش و به زحمت هزینه‌ی تولیدش نیرزد، خب آنجا انسان چه کار میکند؟ از نفت چشم میپوشد. خب در یک چنین مواقعی ما احتیاج داریم به انرژی هسته‌ای. از کجا بیاوریم؟ چه کسی به ما بدهد؟ این ممکن است ده سال دیگر، پنج سال دیگر، پانزده سال دیگر پیش بیاید؛ این را باید از حالا به فکر بود. همین‌جور باید [مدام‌] فکر کنید؛ یعنی باید نیازسنجی کنید برای آینده و برای امروز، و آن‌وقت [میشود] علم نافع؛ علمی که برای رفع این نیازها به درد میخورد. این یک نکته است که من لازم دانستم عرض بکنم.

یک نکته مسئله‌ی سرعت پیشرفت است. این پایگاه‌های استنادی که ذکر کردند رتبه‌ی نوزدهم یا رتبه‌ی هفدهم [ایران را] در دنیا، خب این درست است، همین را میگویند، ما داریم در میدان علم پیش میرویم؛ خیلی هم افتخار میکنیم، هرکس هم انکار کند اوقاتمان تلخ میشود که چرا انکار میکنند -این هم اینجا در پرانتز عرض بکنم؛ بعضی‌ها که خودشان هم دانشگاهی‌اند، متأسّفانه میروند در دانشگاه‌ها برای دانشجوها سخنرانی میکنند؛ میگویند این پیشرفتهای علمی که میگویند، دروغ است! خب، چه چیزی دروغ است؟ مرکز تحقیقاتی رژیم صهیونیستی از پیشرفت علمی ایران ابراز نگرانی میکند- این در دنیا منتشر شده؛ اینکه دیگر ما نیستیم؛ اینکه مورد اعتماد شما است، رژیم صهیونیستی است؛ دارد میگوید -اقلاًّ به حرف او اعتماد کنید. میروند میگویند «نخیر، این پیشرفتهای علمی که میگویند درست نیست» نه، پیشرفت علمی بلاشک وجود دارد، سرعتش هم خوب است- منتها ما با وجود همین پیشرفتی که داریم، عقبیم! این را که نباید خودمان فراموش کنیم؛ ما خیلی عقبیم! ما را سالهای سال عقب نگه‌داشتند. حالا مثلاً این فنّاوری‌های جدید در آمریکا، الان حدود ۱۳۰ یا ۱۴۰ سال است که شروع شده؛ از بعد از جنگهای داخلی آمریکا که سال ۱۸۶۰ تا ۶۴ یا ۶۵ بوده؛ تا آن‌وقت، آمریکایی‌ها از اروپا وارد میکردند؛ از آنجا به بعد، آمریکایی‌ها روی پای خودشان ایستادند و شروع کردند به فنّاوری‌های جدید. خیلی خب، پس ۱۵۰ سال از ما جلو هستند؛ ۱۳۰ یا ۱۴۰ سال از ما جلو هستند! و علم هم این‌جوری است؛ وقتی انسان یک قدم جلو رفت، قدم دوّم سرعت مضاعف میشود. من بارها مثال زده‌ام؛ گفتم شما دو نفر دارید با همدیگر راه میروید، یک نفر اتّفاقاً یک دوچرخه پیدا میکند؛ خب، طبعاً از شما جلو میزند و با یک فاصله‌ای جلو می‌افتد؛ بعد او با دوچرخه که جلو افتاد، میرسد به یک اتومبیل و شما میرسید به دوچرخه؛ آن‌وقتی که شما به دوچرخه رسیدید، او به اتومبیل رسیده؛ خب سرعت اتومبیل چندین برابر دوچرخه است. به همین ترتیب او جلو می‌افتد؛ مرتّب سرعت، روزبه‌روز افزایش پیدا میکند و این فاصله روزبه‌روز زیاد میشود. این فاصله وجود دارد. ما باید به این سرعت پیشرفت خیلی اهّمیّت بدهیم. آنکه چشم دنیا را هم خیره کرد، سرعت پیشرفت ما بود که گفتند سرعت پیشرفت جمهوری اسلامی در علم -یعنی پیشرفت علمی‌اش- سیزده برابر متوسّط دنیا است؛ سیزده برابر! درست هم بود؛ البتّه الان نمیدانم چقدر است؛ این مال سه چهار سال قبل است. اینها را هم همان پایگاه‌های بین‌المللی گفته‌اند؛ اینها حرفهای ما نیست. خب، ما باید این سرعت را حفظ کنیم. اگر پیشرفت علم از دُور افتاد و این سرعت کم شد، آن‌وقت دیگر معلوم نیست چه خواهد شد؛ عقب میمانیم. بنابراین سرعت پیشرفت هم مهم است.

یک مسئله‌ی دیگر، مسئله‌ی پژوهش است؛ پژوهش خیلی مهم است. البتّه ما پژوهشگاه‌هایی داریم، خوب هم هست امّا خود دانشگاه‌ها باید پژوهش‌محور بشوند؛ پژوهشگاه درست کنند، پژوهشکده درست کنند و خود دانشگاه بشود پژوهش[محور]. منافاتی هم ندارد که بیرون هم باشند، پژوهشگاه‌ها و پژوهشکده‌های بیرونی وجود داشته باشند امّا خود دانشگاه‌ها بشوند پژوهش‌محور. این هم یک نکته است.

یک مسئله‌ی دیگر، مسئله‌ی نقشه‌ی جامع علمی است. خب، نقشه‌ی جامع علمی بالاخره بعد از فرازونشیب‌های زیاد، تصویب شد و ابلاغ شد و عمل شد؛ منتها این نقشه‌ی جامع علمی را باید در اجزای مهم، اجرائی کنیم. این جزو همان چیزهایی است که شما تا در میدان نروید و ملاحظه‌ی میدانی نکنید، نمیتوانید تشخیص بدهید که چقدر نقشه‌ی جامع علمی عمل شد. چه رشته‌هایی اولویّت دارند؟ چه تعداد دانشجو برای رشته‌های مورد اولویّت لازمند و برای رشته‌هایی که اولویّت ندارند لازم است؟ همه‌ی اینها را باید نقشه‌ی [جامع‌] علمی برای ما معیّن کند. در کدام مناطق از کشور، چه رشته‌هایی بایستی مورد توجّه قرار بگیرند براساس نیازها؟ خب، این طبعاً آمایش سرزمینی وزارت علوم را لازم دارد؛ وزارت علوم باید آمایش سرزمینی‌ای را داشته باشد برای خودش تا بداند که در کجا، دانشگاه چه چیزی لازم دارد. دوستان، آقایان وزیران محترم که گزارش دادند، راجع به مأموریّت‌محور کردن دانشگاه‌ها بحث کردند؛ این بسیار فکر خوبی است؛ این را من تأکید میکنم که حتماً این کار انجام بگیرد؛ منتها این کار مقدّمات دارد. چه‌جوری میشود مأموریّت‌محور کرد یک دانشگاه را در فلان شهرستان دور یا نزدیک، یا فلان مرکز استان؟ اینها چیزهایی است که جزئیّاتش را نقشه‌ی علمی به ما بایستی بیان بکند.

یک موضوع دیگری که عرض بکنیم، مسئله‌ی کیفیّت آموزش عالی است. ما از لحاظ کمیّت پیشرفتهای خوبی داشتیم [ولی‌] از لحاظ کیفیّت نقایصی وجود دارد؛ شاخص باید معیّن بشود برای کیفیّت. البتّه در دنیا شاخصهایی هست، منتها این شاخصها لزوماً منطبق با نیازهای ما نیست؛ بعضی از شاخصهایشان خوب است، بعضی از شاخصهایشان منطبق با نیازهای ما یا با واقعیّات کشور ما نیست. باید مسئولین وزارت علوم بنشینند و خودشان شاخصهایی را برای پیشرفت کیفیّت مشخّص کنند.

یک مسئله‌ی بعدی -که ناچارم اینها را کوتاه و خلاصه عرض بکنم- مسئله‌ی شغل تحصیل‌کردگان ما است. خب، یکی از راه‌های ایجاد اشتغال برای تحصیل‌کردگان ما، همین مسئله‌ی ارتباط صنعت و دانشگاه است. صنعت و دانشگاه باید ارتباط پیدا کنند؛ هم برای صنعت خوب است، هم برای دانشگاه؛ برای دانشگاه، هم برای مدیریّت دانشگاه خوب است، هم برای دانشجو؛ این هنوز در کشور راه نیفتاده. بنده اطّلاع دارم از کارهایی که انجام گرفته و آقای دکتر فرهادی هم بعضی‌هایش را گفتند؛ مثلاً در زمینه‌ی مسائل دفاعی که مستقیماً بنده آنجا وارد هستم میدانم، همکاری‌های خیلی خوبی در زمینه‌ی مسائل دفاعی با دانشگاه‌های مختلف وجود دارد، قراردادهایی بسته‌اند، کارهای خوبی دارد انجام میگیرد، منتها اینها کافی نیست؛ بنده شنیده‌ام ندیده‌ام که در کشورهای پیشرفته، در جلسه‌ی دفاع دانشجوها، صاحبان صنعت می‌آیند شرکت میکنند، دفاع را گوش میکنند؛ از همانجا که این [دانشجو] دارد دفاع میکند، با او قرارداد میبندند؛ یعنی این‌جور دانشجوی فارغ‌التّحصیل آماده‌ی‌به‌کار را میقاپند. صنعت ما هم بایستی به این معنا توجّه بکند. این کار هم فعّالیّت لازم دارد؛ این فعّالیّت آقایان وزرا را در دولت لازم دارد؛ بنشینند با مسئولین صنعت، مسئولین بخش خصوصی، بخش دولتی، کاری کنند که به‌طور واقعی و به معنای حقیقی کلمه و به‌صورت جامع، یک همکاری بین دانشگاه و صنعت کشور [انجام بگیرد]. فقط هم صنعت نیست؛ بخشهای گوناگون مدیریّتی خصوصی و دولتی احتیاج به تحقیقات دانشگاهی دارند؛ [باید] در همه‌جا این کار انجام بگیرد. این هم [یک‌] مسئله است.

یک مسئله هم مسئله‌ی نقش‌آفرینی در اقتصاد مقاومتی است که اقتصاد دانش‌بنیان پایه‌ی آن است. البتّه در این زمینه هم حرف زیاد زده‌ایم، دوستان هم مطالبی بیان کرده‌اند، دیگران هم گفته‌اند لکن آنچه در واقعِ عمل باید اتّفاق بیفتد، هنوز اتّفاق نیفتاده. بنده این را عرض بکنم؛ تازه گزارش مسئولین دولتی برای برنامه‌های اجرائی اقتصاد مقاومتی دست بنده رسیده؛ تازه چند روز است! یعنی آنچه در واقع باید تحقّق پیدا کند در اقتصاد مقاومتی، هنوز ما با آن فاصله داریم. خب، شما در دانشگاه در این زمینه نقش ایفا کنید؛ یعنی واقعاً بروید سهم خودتان را پیدا کنید و آن سهم را به معنای واقعی کلمه عمل کنید.

اینها مربوط به مسائل علم بود. البتّه مسائل گوناگون دیگری هم هست، بنده هم بارها گفته‌ام این چیزها را، خود شماها هم میدانید لکن در تکرارش فایده است.

بخش دوّم، آن کار فرهنگی دانشگاه‌ها است. بعضی‌ها کار فرهنگی را در داخل دانشگاه با کنسرت و اردوهای مختلط اشتباه گرفته‌اند؛ خیال میکنند کار [فرهنگی این است‌]؛ میگویند باید دانشجو شاد باشد! شاد بودن برای هر محیطی چیز خوبی است امّا چه‌جوری؟ به چه قیمتی؟ غربی‌ها چقدر بهره برده‌اند از این اختلاط دختر و پسر که ما بهره ببریم؟ یک روزی به ما میگفتند که در اروپا -آن روز اروپا را مطرح میکردند- حجاب نیست و زن و مرد با هم قاطی‌اند، هوس و شوق جنسی هم در آنجا طبعاً کنترل‌شده است. خب، حالا شما نگاه کنید ببینید همین‌جور است؟ آیا هوسها کنترل‌شده است یا هوسها تحریک‌شده است؟ این‌همه جنایت جنسی امروز دارد در آمریکا و در اروپا اتّفاق می‌افتد؛ به جنس مخالف هم دیگر حالا اکتفا نمیکنند! و از این بدتر هم خواهد شد. اسلام انسان را شناخته است که حکم حجاب را داده، حکم عدم اختلاط زن و مرد را داده. اسلام من و شما را شناخته؛ [انسان‌] مال خدا است و [او] آفریننده‌ی ما است. اردوی مختلط یعنی چه؟ کوهنوردی مختلط، اردوی مختلط، گاهی حتّی خارج از کشور! نه، کار فرهنگی ماهیّت دیگری دارد، مفهوم دیگری دارد. مسئولین فرهنگی دانشگاه‌ها بفهمند چه‌کار میکنند.

باید کار فرهنگی دانشگاه این‌جوری باشد که افرادی تربیت کند مؤمن، متخلّق -با اخلاق خوب- انقلابی؛ کار فرهنگی چیزی است که اینها را تأمین کند. کار فرهنگیِ درست آن چیزی است که جوان ما را انقلابی بار بیاورد. این کشور انقلاب کرده، به این انقلاب باید پابند بود؛ مبانی این انقلاب را بایستی جزو اصول زندگی خود قرار داد تا بتوانیم پیش برویم؛ معتقد به آرمانها، دوستدار کشور -کشورش را واقعاً دوست داشته باشد- دوستدار نظام، دارای بصیرت و عمق دینی و سیاسی. این جوان بایستی در نگاه دینی و نگاه سیاسی عمق داشته باشد تا به هر شبهه‌ی کوچکی پایش نلغزد، یا اشتباه نکند در زمینه‌های مسائل سیاسی. خیلی‌ها در این حوادثی که در همین فتنه‌ی سال ۸۸ اتّفاق افتاد لغزیدند؛ آدمهای بدی نبودند [امّا] لغزیدند به‌خاطر کم بودن بصیرت. خب، شما وقتی میبینی که یک نفری میگوید: «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» باید چه‌کار کنی؟ شما که معتقد به نظامی، شما که جانت را حاضر شدی برای نظام و برای حفظ نظام بدهی، تا میبینی یک عدّه‌ای دارند این‌جوری شعار میدهند، باید چه‌کار کنی؟ این، نبودن بصیرت است؛ ملتفت نشدن به وظیفه در لحظه‌ی لازم است. [باید] افرادی تربیت بشوند با اعتمادبه‌نفس، با انگیزه، سرشار از امید. درست گفته‌اند که یأس بزرگ‌ترین ضرر است؛ مأیوس نباید بشوند، باید امیدوار باشند به آینده‌ی کشور؛ جای امید هم هست؛ جای یأس نیست؛ این‌همه ظرفیّت! بنده آن روز در دولت گفتم(۳) -یکی دو ماه پیش- و همه‌ی آقایان تصدیق کردند؛ گفتم اینکه میگویند مثلاً فرض کنید رشد فلان کشور اروپایی یک‌ونیم درصد یا یک درصد است -و این چیز عجیبی نیست- و ما توّقع داریم رشد ما هشت درصد، نُه درصد باشد، به‌خاطر این است که آنها از همه‌ی ظرفیّتهایشان استفاده کرده‌اند و ظرفیّت خالی‌مانده‌ای ندارند، [امّا] ظرفیّتهای ما معطّل‌مانده است؛ ما میتوانیم به رشد ده درصد هم برسیم. این ظرفیّتها باید پر بشود؛ از این ظرفیّتها باید استفاده بشود. خب، جای امید نیست در کشوری که این‌همه ظرفیّت وجود دارد؟

[تربیت افرادی‌] با فهم درست از موقعیّت کشور؛ بفهمند کشور الان در چه وضعی است. همه‌ی دنیا -دشمنان ما یک‌جور، دوستان ما یک‌جور- میگویند جمهوری اسلامی ایران کشور قدرتمندی است [امّا] این آقا در داخل میرود فلان‌جا سخنرانی میکند، میگوید آقا، ما کسی نیستیم، ما چیزی نیستیم، ما منزوی هستیم! خودکمتربین؛ حالا خودش را کم ببیند؛ ملّت را چرا کم میبیند؟ نظام جمهوری اسلامی و کشور را چرا کم میبیند؟ این خودکم‌بینی خیلی چیز خطرناکی است؛ احساس حقارت؛ که همه‌ی دنیا میگویند کشور عزیزی است، کشور مقتدری است، گله دارند، ناراحتند که [ایران‌] نفوذ پیدا کرده، همه‌جا را گرفته، این آقا اینجا در داخل، در روزنامه یا در سخنرانی یا در فلان دانشگاه به دانشجوها میگوید نه، ما چیزی نیستیم، ما کسی نیستیم!

[تربیت افرادی‌] معتقد به استقلال؛ استقلال فکری، استقلال سیاسی، استقلال فرهنگی، استقلال اقتصادی؛ جوانی که تربیت میشود در کار فرهنگی، باید به معنای واقعی کلمه اعتقاد داشته باشد به استقلال کشورش؛ مؤمن به مبانی انقلاب و نظام، مؤمن به فرهنگ اسلامی، خوش‌بین، خوش روحیّه. کار فرهنگی این است. خب، این کار آسانی نیست؛ خیلی کار سختی است. این برنامه‌ریزی میخواهد.

البتّه خبرهایی که به من از بعضی از دانشگاه‌ها میرسد، اینها را نشان نمیدهد. کاری کنید فضا بیفتد دست جوانِ مؤمنِ انقلابیِ خوش‌روحیّه‌ی باانگیزه‌ی دارای احساس عزّت‌به‌نفس و متدیّن. یکی از بزرگ‌ترین مسئولیّتهای شما این است: کاری کنید که این مجموعه‌های مؤمن و سرشار از ایمان به انقلاب و به اسلام حرف اوّل را بزنند؛ فضای غالب دست اینها باشد؛ این جزو وظایف شما است.

بالاخره توجّه داشته باشید برادران و خواهران عزیز من، دانشگاهی‌های عزیز! بنده به دانشگاه علاقه‌مندم؛ من از دیرباز هم به دانشگاه معتقدم، هم بسیار علاقه‌مندم؛ بدانید دانشگاه و دانشجو امروز آماج بزرگ‌ترین توطئه‌ها است؛ از اینکه ما دانشگاهی داشته باشیم که دانشجوی آن، استاد آن با روحیّه‌ی انقلابی، با روحیّه‌ی تهاجمی وارد میدان بشود، خطهای قرمز را که دشمنها برایش درست کرده‌اند به هم بزند، پیش برود، کشور را پیش ببرد، پرچم علم را بالا ببرد، شعارهای انقلابی را پُررنگ کند وحشت دارند؛ برای اینکه این اتّفاق نیفتد، دارند برنامه‌ریزی میکنند؛ پولها خرج میکنند. دشمنان راه سلطه‌ی آینده [را برنامه‌ریزی میکنند]. آن شکل استعمار قدیمی، امروز دیگر عملی نیست؛ آن چیزی هم که به آن میگفتند «استعمار نو»، حالا یواش‌یواش کهنه شده؛ آن چیزی که لازم است و دنبالش هستند این است که تفکّرات در درون عناصر فعّال و هوشمند و نخبه در یک کشور جوری بشود که اهداف آنها را برآورده کند؛ دارند برای این سرمایه‌گذاری میکنند، دارند برای این پول خرج میکنند. به این دغدغه‌ها باید توجّه کرد.

اساتید ارزشی خوبی هم [داریم‌]؛ خوشبختانه ما هزاران استاد مؤمن، انقلابی، علاقه‌مند داریم؛ قبلها هم بودند، در دوران دفاع مقدّس هم داشتیم امّا امروز چندین برابرِ آن روز بحمدالله ما اساتید مؤمن و انقلابی داریم؛ از اینها باید قدردانی کرد. امیدواریم خدای متعال به شما و به ما توفیق بدهد که بتوانیم از این کارها انجام بدهیم.

دیگر وقت تمام شد، ما هم امروز زیاد با شما صحبت کردیم؛ شما هم خوب گوش دادید. شنونده وقتی‌که خوب دل میدهد -احساس میکنیم که شما الحمدلله همه‌تان دل دادید و گوش دادید- ما هم دیگر گفتیم، منتها من آنچه یادداشت کرده‌ام، بیش از آن چیزی بود که به شما عرض کردم؛ منتها دیگر وقت نیست.

از خدای متعال میخواهیم ان‌شاءالله همه‌ی شما را موفّق و مؤیّد بدارد؛ توفیقاتش را بر شما نازل کند؛ ان‌شاءالله این مسئولیّتهایی که امروز دارید؛ چه در دانشگاه به‌عنوان رئیس، به‌عنوان استاد؛ چه در دستگاه‌های ستادی وزارتها، چه در شورای عالی انقلاب فرهنگی، چه در مجلس، چه در نمایندگی‌ها -مسئولیّتهای متعدّد و مختلفی که هرکدام دارید- پیش خداوند مایه‌ی سرافرازی شما بشود.

والسّلام علیکم و رحمةالله‌

۱) در ابتدای این دیدار، آقای سیّدحسن قاضی‌زاده هاشمی (وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) و آقای دکتر محمّد فرهادی (وزیر علوم، تحقیقات و فنّاوری) گزارشی ارائه کردند.
۲) جواهر لعل نهرو (سیاستمدار هندی و اوّلین نخست‌وزیر هند مستقل)
۳) بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت (۱۳۹۴/۶/۴)

تأثیر بازی‌های رایانه‌ای بر تمایلات بزهکارانه و انحراف کودکان و نوجوانان گیم‌نتی

چکیده

هدف از پژوهش پیش‌رو این است که تأثیر بازی‌های رایانه‌ای بر تمایلات بزهکارانه کودکان و نوجوانان گیم‌نتی و رابطه آن با بزهکاری کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت مورد بررسی قرار گیرد که برای بررسی این رابطه از روش میدانی و توزیع پرسشنامه استفاده‌ شده است. این پرسشنامه‌‌ها بین 65 نفر از کودکان و نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت اصفهان و به همان تعداد بین کودکان و نوجوانان غیر بزهکار که این بازی‌ها را انجام داده بودند توزیع شد و نهایتاً از نرم‌افزار spss و رگرسیون لجستیک برای تجزیه ‌و تحلیل داده‌ها استفاده شد. بر اساس تحلیل‌های به ‌دست ‌آمده رابطه این بازی‌ها با تمایلات بزهکارانه کودکان و نوجوانان گیم‌نتی معنادار و مرتبط بود. در واقع می‌توان گفت این بازی‌ها منجر به بزهکاری پنهان در بین کودکان و نوجوانان شده بود هرچند این متغیر (بازی‌های رایانه‌ای) در بزهکاری کودکان و نوجوانان کانون اصلاح و تربیت عامل مهمی به شمار نمی‌آمد که شاید یکی از دلایل آن محدودیت‌های پژوهش بود که بچه‌های کانون، وقت محدودی (کمتر از یک ساعت) را صرف انجام این بازی‌ها کرده بودند درحالی‌که بچه‌های گیم‌نت ساعات زیادی را صرف انجام این بازی‌ها می‌کردند؛ بنابراین فرضیه تأثیر بازی‌ها بر بزهکاری کودکان را زمانی می‌توان رد شده و غیرقابل استناد دانست که بدون محدودیت پژوهش و بین گروه بزهکاری که ساعات زیادی را صرف انجام بازی‌های خشن می‌کنند بررسی و تحلیل کرد.

کلیدواژه‌ها: بازی‌های رایانه‌ای؛ بزهکاری؛ تمایلات بزهکارانه؛ کودکان و نوجوانان

نویسنده:

مهدی زکوی: عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور

فصلنامه مطالعات فرهنگ – ارتباطات – دوره 18، شماره 38، پیاپی 70، تابستان 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

کشف چرایی ضد تشنج بودن رژیم غذایی پرچرب

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از ایسنا و به نقل از گیزمگ، رژیم غذایی کتوژنیک(Ketogenic diet) رژیمی است با چربی زیاد، مقدار کافیِ پروتئین و قند اندک که در علم پزشکی برای درمان صرع‌های مقاوم به درمان در کودکان استفاده می‌شود.

این رژیم غذایی، بدن را وادار می‌کند تا بجای قند، از چربی برای تأمین انرژی استفاده کند.

در حالت عادی، در بدن انسان، قندهای موجود در غذا به گلوکز مبدل شده و در سرتاسر بدن، به‌ویژه مغز پخش می‌شوند تا به عنوان منبع انرژی، سوزانده شوند.

حال اگر در رژیم غذایی، مقدار قند کم باشد، کبد، چربی را به اسید چرب و اجسام کِتونی مبدل می‌کند. این اجسام کتونی به مغز رفته و جایگزین گلوکز می‌شوند. هرگاه سطح اجسام کتونی در خون و مغز بالا برود و کتوزیز ایجاد شود، تعداد حملات صرعی کاهش می‌یابد.

سابقه این نوع درمان غذایی صرع به دهه 1920 میلادی بازمی‌گردد، اما با ساخت داروهای ضد صرع، این روش درمان کم‌کم به فراموشی سپرده شد تا آنکه دوباره در اواسط دهه 90 میلادی، “جیم آبراهامز” که پسرش از صرع مقاوم به درمان رنج می‌برد و با این روش به خوبی درمان شده بود، با تأسیس «بنیاد چارلی» به ترویج مجدد آن پرداخت.

با وجود این که رژیم کتوژنیک یک قرن پیش برای درمان کودکان مبتلا به صرع شدید مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما نحوه کارکرد آن همیشه نامشخص بود.

در حال حاضر یک مطالعه هیجان‌انگیز و دقیق از محققان دانشگاه کالیفرنیا لس‌انجلس(UCLA) نشان می‌دهد که این رژیم غذایی می‌تواند سطوح باکتری‌های خاص روده را افزایش دهد که متعاقب آن برخی از انتقال دهنده‌های عصبی را تحت تاثیر قرار می‌دهد تا خطر ابتلا به تشنج را کاهش دهد.

رژیم کتوژنیک برای اولین بار در سال 1921 توسعه یافت، پس از آن در ابتدا محققان متوجه شدند چگونه گرسنگی طولانی‌مدت تعداد تشنج‌ها را در بیماران مبتلا به صرع کاهش می‌دهد. اما از آنجایی که گرسنگی طولانی‌مدت به صورت پیوسته و هر روز یک گزینه درمان عملی نبود، کشف شد که اثرات مشابه می‌تواند از طریق یک رژیم غذایی با چربی بالا و کربوهیدرات کم ابراز شود. بنابراین رژیم کتوژنیک که در حال حاضر بدنام است، متولد شد.

در سال‌های اخیر، دانشمندان علاقه‌مند به استفاده بالینی از رژیم‌های کتوژنیک برای انواع مختلف اختلالات متابولیکی و روانی هستند.

اکنون هم پژوهش جدید “UCLA” برای اولین بار یک پیوند علمی روشن را کشف کرده است که چگونه یک رژیم غذایی کتونی می‌تواند تعداد حملات را در صرع با پاسخ نهفته در جمعیت عظیم باکتری‌هایی که در روده ما زندگی می‌کنند، کاهش دهد.

مطالعه روی موش‌ها ابتدا شناسایی کرد که رژیم کتوژنیک هم میزان تشنج را کاهش می‌دهد و هم در کمتر از چهار روز، محیط میکروبی روده(مایکروبیوتای روده) را تغییر می‌دهد.

محققان برای بررسی ارتباط بین باکتری‌های روده و کاهش تشنج، اثرات یک رژیم غذایی کتوژنیک را در دو گروه مختلف از موش‌ها در محیط‌های مختلف بررسی کردند. یک گروه با آنتی‌بیوتیک‌ها درمان شدند تا میکروبیوم از بین برود، در حالی که گروه دیگر در یک محیط استریل و بدون میکروب رشد کردند.

“کریستین اولسون”، محقق اصلی این پژوهش می‌گوید: در هر دو مورد، رژیم کتوژنیک دیگر در کاهش تشنج‌ها موثر نبود. این نشان می‌دهد که محیط میکروبی روده برای رژیم غذایی کتونی لازم است تا تشنج‌ها را به طور موثر کاهش دهد.

گام بعدی شناسایی و مجزا کردن گونه‌های خاصی از باکتری‌ها بود که می‌توانند اثرات محافظتی را در برابر تشنج ایجاد کنند.

محققان دریافتند که سطوح دو نوع باکتری به طور خاص به واسطه رژیم کتوژنیک افزایش می‌یابد.

از این دو باکتری به موش‌های بدون میکروب داده شد و مزایای حفاظت از تشنج ناگهان ظاهر شدند.

اولسون می‌گوید: ما متوجه شدیم اگر این دو نوع باکتری را با هم ترکیب کنیم، می‌توانیم حفاظت از تشنج را بازگردانی و بازیابی کنیم. اگر ما فقط یک نوع باکتری را به موش‌ها می‌دادیم، آنها را در برابر تشنج‌ها محافظت نمی‌کرد. این نشان می‌دهد که این باکتری‌ها زمانی که با یکدیگر کار می‌کنند، عملکرد منحصر به فردی را بروز می‌دهند.

در نهایت، محققان با بررسی مکانیزم این باکتری‌ها توانستند اثرات کاهش قابل توجه تشنج را شناسایی کنند. آنها تاثیر یافته‌های خود را روی هیپوکامپ متمرکز کردند که بخشی از مغز است که مسئول تولید بسیاری از تشنج‌های صرعی شناخته می‌شود.

محققان می‌خواستند بدانند چه ترکیباتی در روده و خون می‌تواند به طور مستقیم بر فعالیت انتقال دهنده‌های هیپوکامپ تاثیر بگذارد، و این اثر چگونه توسط باکتری‌های روده مدل‌سازی می‌شود.

مشخص شد که این دو نوع باکتری با هم کار می‌کنند تا میزان اسیدهای آمینه گاما گلوتامیل شده(GABA) خون و روده را کاهش دهند، که کاهش حملات صرع را در پی دارد.

این مطالعه جامع، یک توصیف کامل و دقیق از چگونگی عملکرد رژیم غذایی کتوژنیک در تغییر سطح باکتری‌های روده که مستقیما روی مغز تاثیر دارد، ارائه می‌دهد.

در حالی که این تحقیق تاکنون تنها در موش‌ها اثبات شده است، پیامدهای آن برای کاربردهای انسانی آینده بسیار هیجان‌انگیز است. هدف فوری این تحقیق بررسی این مکانیسم در انسان و پس از آن یک درمان دارویی است که بتواند عملکرد رژیم را تقلید کند و به عنوان یک داروی پیشگیری از تشنج استفاده شود.

این تحقیق در مجله Cell منتشر شده است.

انتهای پیام

پرسش برخی محققان درباره نحوه حمایت از نمایشگاه «ایران‌ساخت» و پاسخ مسؤولان

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از خبرنگار گروه علمی و دانشگاهی خبرگزاری فارس، 5 سال است که دانشگاه‌ها و شرکت‌ها با حمایت معاونت علمی در نمایشگاه تجهیزات و مواد آزمایشگاهی ساخت ایران شرکت کرده و از تولیدات شرکت‌های داخلی خرید می‌کنند.

با توجه به رهنمودهای مکرر مقام معظم رهبری در مورد حمایت از تولید ملی و تحقق اقتصاد مقاومتی، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از فناوران کشور برای ساخت داخل تجهیزات وارداتی حمایت کرده‌ که در نتیجه آن، تعداد قابل توجهی تجهیزات و مواد آزمایشگاهی پیشرفته در کشور تولید شده‌ است، از این رو به منظور کاهش وابستگی آزمایشگاه‌های داخلی به تجهیزات و مواد وارداتی و همچنین استفاده از توانمندی‌های داخلی و حمایت از فعالیت‌های دانش‌بنیان در زمینه ساخت تجهیزات و تولید مواد آزمایشگاهی، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری تاکنون پنج دوره «نمایشگاه تجهیزات و مواد آزمایشگاهی ساخت ایران» را برگزار کرده است و ششمین دوره نیز دی‌ماه امسال برگزار می‌شود.

امسال اما محققان نگرانی‌هایی را بیان‌ کردند، آن‌ها درباره نحوه حمایت نمایشگاه سوالات و بعضا گلایه‌هایی داشتند، آن‌ها می‌گویند علاوه بر اینکه معاونت علمی بودجه مصوب خود برای این نمایشگاه را سخت‌تر تخصیص می‌دهد، نمایندگان مجلس نیز با تصویب بندهایی در بودجه، اعتبار دلاری برای خرید خارجی تجهیزات آزمایشگاهی اختصاص داده‌اند که به وضوح این کالاهای ایرانی دانش بنیان را به حاشیه خواهد برد.

این نمایشگاه هرساله بر اساس 13 گروه کالایی نفت، گاز و پتروشیمی؛ برق، الکترونیک، نرم‌افزار؛ عمران و ساختمان؛ مکانیک، شیمی و متالورژی؛ کشاورزی و محیط‌زیست؛ فیزیک پایه؛ تجهیزات عمومی آزمایشگاهی؛تجهیزات و ماشین‌آلات در حوزه فناوری‌های راهبردی؛ مهندسی پزشکی و زیست مواد؛ مواد آزمایشگاهی؛ تجهیزات آموزشی با فناوری مناسب؛ تجهیزات حوزه تست و آزمون صنعتی و ارائه کنندگان خدمات کالیبراسیون برگزار می‌شود و اهدافی شامل هدایت دستگاه های دولتی و شرکت‌ها به سمت خرید کالای ایرانی از شرکت‌های دانش بنیان و تسهیل حضور شرکت‌های دانش بنیان در بازارهای بین المللی و افزایش صادرات را دنبال می‌کند.

در سال 92 تعداد 1500، سال 93 تعداد 4 هزار، سال 94 تعداد 6 هزار، سال 95 تعداد 8 هزار و سال 96 تعداد 10 هزار محصول ارائه شد.

مراجعان به نمایشگاه معتقدند که در سال گذشته نحوه حمایت‌های معاونت علمی از شرکت‌های دانش بنیان حاضر در نمایشگاه با تغییراتی مواجه شده است و معاونت بودجه کمتری را در این زمینه اختصاص می‌دهد.

همچنین به منظور خرید تجهیزات آزمایشگاهی، بودجه دلاری به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تخصیص یافته است که به نوعی حمایت از کالاهای خارجی در برابر کالاهای داخلی است.

* فرایند حمایت از کالاها

فرایند حمایت از تولیدات شرکت‌های دانش بنیان در نمایشگاه به این شکل است که ابتدا سفارش گرفته می‌شود و با توجه به نوع دستگاه، ساخت آن بین 3 ماه تا 1 سال زمان می‌برد؛ تسویه حساب با شرکت تولیدکننده نیز به صورت تدریجی و براساس پیشرفت کار صورت می گیرد. از این تسویه حساب یک سهمی را معاونت و یک سهمی را نیز دانشگاه (خریدار) پرداخت می‌کند.

در سال گذشته حدود 100 میلیارد تومان خرید از نمایشگاه انجام شد که حدود 40 میلیارد تومان از آن را معاونت تقبل کرد. این در حالی بود که میزان تقاضای واقعی که وجود داشت، 400 میلیارد تومان بود اما کمبود بودجه و عدم پیگیری معاونت علمی در تامین مالی، باعث شد تنها 100 میلیارد تومان از آن محقق شده و به سفارش واقعی تبدیل شود.

با توجه به این وضعیت، معاونت علمی بنا دارد با تغییر استانداردها، نحوه تامین مالی را تغییر دهد، به این منظور قرار است سهم یارانه تجهیزات قدیمی کمتر شود و حمایت‌ها به سمت تجهیزات با نوآوری و تکنولوژی بالا برود.

به گفته مراجعان نمایشگاه، این مسیر در صورتی که واقعا در جهت حمایت از شرکت‌های دانش بنیان و بهبود کیفیت باشد، مثبت است؛ در عین حال باید محصولات قبلی نیز به نحوی به صورت پلکانی حمایت شود.

بر اساس بند الف تبصره 3 بودجه، دولت مجاز است از 30 میلیارد دلار فاینانس خارجی که مجوز آن را دریافت کرده است، 1 میلیارد دلار از آن را برای استفاده از منابع بانکها و مؤسسات مالی و توسعه‌ای بین‌المللی به منظور تجهیز آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های دانشگاه‌ها، مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی و فناوری با تضمین دولت و بازپرداخت آن، از محل اعتبارات بودجه عمومی تأمین کند.
بر اساس بند ج تبصره 4 بودجه، بانک های عامل مجازند بانکهای عامل مجازند در سال 1397معادل ارزی 4 هزار میلیارد تومان را به شکل تسهیلات از محل منابع در اختیار، برای خرید تجهیزات صرفاً تخصصی و به‌روزرسانی آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی و فناوری و دانشگاه آزاد اسلامی براساس فهرست مورد توافق وزارتخانه‌ها و سازمان‌های ذی‌ربط و سازمان برنامه و بودجه کشور و با تصویب هیأت امنای آنها از محل توثیق اموال دولتی در اختیار پرداخت کنند.

تضمین این تسهیلات پس از تصویب هیأت امنا بر عهده مراکز فوق‌الذکر بوده و پس از تنفس دو ساله از محل درآمد اختصاصی آنها و متناسب با میزان دریافتی و مبتنی بر زمانبندی مورد تفاهم با بانکها بازپرداخت می‌شود. تجهیزات تخصصی آزمایشگاه‌های تحقیقاتی موضوع این بند فقط در مواردی که بنا به اعلام معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهور و یا وزارتخانه تخصصی مربوطه مشابه داخلی ندارند، از شرکت خارجی تأمین می‌شود.

* پاسخ زین‌الدین درباره نحوه حمایت از کالاها

محمود شیخ‌زین‌الدین معاون نوآوری و تجاری سازی فناوری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری با تشریح روند حمایت از کالاها در نمایشگاه «ایران‌ساخت»، گفت: ما هر ساله از آن‌هایی که سطح تکنولوژی و داخلی‌سازی بالاتری دارند حمایت بیشتری کردیم به نوعی حمایت‌ها در دو سطح بندی انجام می‌شود؛ سطح تکنولوژی و داخلی بودن کالا.

وی افزود: می‌توان گفت برخی کالاها کالای ایرانی هستند ولی برخی دیگر کالای ساخت ایران؛ یعنی می‌توان یخچال خارجی را در ایران ساخت ولی این محصول، کالای ایرانی نیست.

شیخ‌زین الدین ادامه داد: ما هر ساله روند حمایتی را سخت‌تر می‌کنیم، سال اول 50 درصد پول تمام محصولات را می‌دادیم ولی حالا این پرداخت هزینه به صورت سطح‌بندی انجام می‌شود و روند حمایتی تغییر دیگری نداشته است بلکه این روند از ابتدا اعلام شده بود و تاکید داریم طرح‌هایی که تکنولوژی پیچیده‌تر و میزان ساخت ایرانی بیشتر دارد حمایت بیشتر شود.

پُک‌هایی که عضلات بدن را از کار می‌اندازند

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از خبرنگار حوزه کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران؛ کارشناسان در جدیدترین پژوهش‌های خود دریافتند استعمال مواد دخانی با کاهش دادن میزان دریافت اکسیژن موردنیاز بدن، سبب از بین رفتن عضله‌ها می‌شود.


این پژوهش نشان داده است، دود سیگار تعداد زیادی از عروق خونی درعضله‌های پا را از بین می‌برد به همین دلیل افراد سیگاری از عضله‌های ضعیف تری نسبت به سایر افراد دارند.


کارشناسان مصرف سیگار را عاملی مهم برای ابتلای انسان به بیماری‌های مزمنی چون انسداد ریه (CPOD) و دیابت می‌دانند.

این نتیجه حاصل پژوهش مشترک دانشمندان آمریکایی، برزیلی و ژاپنی است که نشان می‌دهد، سیگار کشیدن اثر مستقیم بر بافت عضله‌های بدن انسان دارد.

دود سیگار همچنین سبب آسیب به آئورت و رگ‌های ورودی خون به قلب و کاهش ظرفیت ریه می‌شود؛ به این ترتیب فرد در انجام کار‌های فیزیکی دچار ضعف و ناتوانی می‌شود.


محققان اثر دود سیگار بر کاهش حجم ریه را بر روی موش‌های آزمایشگاهی و ماهیچه عضله‌های گوساله آزمایش کرده اند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند در هر یک نخ سیگار بیش از ۴۰۰۰ ماده شیمیایی وجود دارد که بسیاری از آن‌ها سرطان زا هستند.

کارشناسان دانشگاه کالیفرنیا اعتقاد دارند باید اطلاع رسانی بسیار دقیق تری به مردم سراسر دنیا درباره خطر‌های استفاده از تنباکو انجام شود.


عضله‌های بدن به ویژه پا برای حفظ تعادل، حرکت و محافظت از بدن بسیار ضروری هستند و ارتباط دقیقی با مغز دارد، آسیب دیدن عضله‌های پا به دلیل مصرف سیگار و ضعیف شدن آن‌ها سبب می‌شود تا کیفیت زندگی افراد افت پیدا کند و توان انجام بسیاری از کار‌های فیزیکی را از دست بدهند.


پژوهش‌ها همچنین نشان می‌دهند حرکت کردن و تقویت عضله‌های پا سبب تولید ماده خاکستری در مغز و جلوگیری از افت توان حافظه و افزایش قدرت یادگیری می‌شود.

محققان ترک سیگار و سایر مواد دخانی، انجام ورزش و تغذیه سالم را به افراد برای حفظ سلامت جسمانی توصیه می‌کنند.

منبع:Dailymail

ترویج علم ناشناخته مانده است/لزوم فرهنگ‌سازی کلی در زمینه ترویج علم

اکرم قدیمی در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور به عنوان “کانون تفکر  وزارت علوم، تحقیقات و فناوری” فعالیت دارد، ادامه داد: این مرکز به سیاست‌گذاری در حوزه علم، فناوری و نوآوری می­‌پردازد. هم‌اکنون در حال انجام پژوهش درباره “طراحی الگوی ترویج علم در ایران” هستیم، همچنین پیشنهاد اجرای چند پروژه دیگر نیز از سوی گروه به معاونت پژوهشی ارسال شده است.

وی 7 گروه پژوهشی این مرکز را “گروه سیاست‌گذاری علم و فناوری”، “گروه آینده‌پژوهشی”، “اقتصاد علم”، “علم و جامعه”، “اخلاق علم”، “علم‌سنجی” و “ترویج علم” عنوان و اضافه کرد: حوزه فعالیت گروه ترویج علم که نخستین گروه پژوهشی با این عنوان در کشور است، تنها به فعالیت‌های پژوهشی محدود نشده و کارهای اجرایی را نیز در برنامه خود قرار داده است. این از آن رو است که موضوع ترویج علم موضوعی خاص بوده و گستره مخاطبان آن به گستردگی کل جامعه است.

مدیرگروه ترویج علم مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور از جمله کارهای اجرایی این گروه را برگزاری “جشنواره ترویج علم در پایان‌نامه‌های دانشجویی” عنوان و تصریح کرد: در این جشنواره شرکت‌کنندگان در عرض 5 تا 6 دقیقه خلاصه پایان‌نامه خود را در یک صفحه و به نحوی قابل درک برای عموم، ارائه می‌کنند. در حال حاضر فراخوان این جشنواره داده شده و آثار در حال جمع‌آوری است. زمان برگزاری جشنواره نیز متعاقباً اعلام خواهد شد.

رئیس انجمن ترویج علم ایران، برگزاری نشست سازمان­‌ها و نهادهای فعال در حوزه ترویج علم را از دیگر برنامه­‌های سالانه گروه ترویج علم برشمرد و افزود: این نشست با هدف شناسایی و ایجاد هم‌افزایی بین سازمان­‌ها و نهادهای فعال در این حوزه برگزار می­‌شود تا ضمن شناسایی ­آن‌ها، فعالیت نهادهای فعال در این حوزه را نیز از حالت جزیره‌ای به شبکه­‌ای تبدیل کند.

وی همچنین از برنامه­‌های مشترک مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با انجمن ترویج علم ایران و سایر نهادهای فعال در حوزه ترویج علم در برگزاری هفته ترویج علم و همایش‌های مربوط به آن خبر داد و افزود: یکی از برنامه­‌های گروه ترویج علم در برنامه راهبردی مرکز، انتشار فصلنامه علمی عمومی “دانشگر” ذکر شده است.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور نقش رسانه در ترویج علم را غیر قابل انکار دانست و خاطرنشان کرد: رسانه در ترویج علم دو نقش ایفا می‌کند؛ یکی به عنوان “ابزار” و دیگری “نهاد”. رسانه در عمومی‌سازی و ترویج علم نقش بی‌بدیلی دارد.

قدیمی در همین زمینه بر لزوم ساخت و ارائه برنامه‌های ترویجی بیشتر از سوی رسانه‌ها تأکید و اظهار کرد: رسانه‌ها اعم از صوتی و تصویری، مکتوب و … همگی در ترویج علم نقش دارند و این نقش فراتر از نقش سایر نهادهاست. در حال حاضر در رسانه فاصله زیادی بین آنچه هست و آنچه باید باشد، وجود دارد.

وی آن‌گاه به مسئولیت گسترش فرهنگ علمی در گروه ترویج علم مرکز اشاره کرد و گفت: تا زمانی که افراد احساس نکنند ترویج علم جزئی از فرهنگ آن‌هاست، این موضوع نمی‌تواند چندان موفقیت‌آمیز باشد؛ ترویج علم تنها زمانی مؤثر واقع می‌شود که جزئی از فرهنگ و برنامه زندگی مردم باشد.

مدیرگروه ترویج علم مرکز تحقیقات سیاست علمی در پایان برخی چالش‌های حوزه ترویج علم را عدم اجماع در مورد تعریف ترویج علم، تخصیص داده نشدن بودجه‌ای جداگانه تحت عنوان “بودجه ترویج”، جدی گرفته نشدن نقش رسانه در ترویج علم و فقدان سیاست‌گذاری جامع و مشخص در این حوزه برشمرد و تصریح کرد: در سیاست‌گذاری‌ها نیز ترویج علم در حاشیه قرار دارد. تنها در قانون برنامه ششم، بندی تحت عنوان “مردمی‌سازی” علم آمده است.

 قدیمی ادامه داد: همچنین در نقشه جامع راهبرد کلان شماره 2 نیز به صورت غیر مستقیم و تحت عنوان “گفتمان‌سازی حوزه علم و فناوری” به این موضوع اشاره شده است. این گفتمان‌سازی نیاز به  گسترش دارد و باید برای آن برنامه اجرایی طراحی و اجرا شود.

وی تأکید کرد: اختصاص ردیف بودجه مستقل به این موضوع در هدایت فعالیت نهادها به سمت فعالیت‌های ترویجی مؤثر است.

انتهای پیام

چرا نوشتن رمان تاریخی سخت است؟

این نویسنده در گفت‌وگو با ایسنا درباره رمان تاریخی و نوشتن این‌ گونه ادبی اظهار کرد: اول باید ببینیم چه تعریفی از رمان تاریخی داریم،  زیرا در تعریف رمان تاریخی اتفاق نظر وجود ندارد؛ برخی معتقدند رمان تاریخی رمانی است که هدفش بیان تاریخ به صورت داستانی و آموزش تاریخ است، به همین دلیل آثار زیادی  را که اشاره به تاریخ دارند به عنوان رمان تاریخی می‌پذیرند، اما برخی این  تعریف را قبول ندارند  و معتقدند رمان تاریخی  به این معنا است که اتفاقات مربوط به رمان در گذشته پدیدار شده باشد، در واقع رمان تاریخی  رمانی است که به گذشته می‌پردازد؛ مانند «رعد و برق بی‌باران» محمد محمدعلی و «طبل آتش» علی‌اصغر شیرزادی که حوادث واقعی عنصر اصلی داستان را تشکیل می‌دهد، درحالی که  شخصیت‌های  رمان غیرواقعی‌اند، «شاه بی‌شین» و «آه باشین» محمدکاظم مزینانی، همچنین برخی حتی «بی‌کتابی» محمدرضا شرفی خبوشان را هم رمان تاریخی می‌دانند.

او در ادامه تعریف رمان تاریخی بیان کرد: برخی می‌گویند رمان تاریخی رمانی نیست که وقایع و موضوعاتی را که در گذشته اتفاق افتاده توصیف کند بلکه رمانی است که مسیر گذشته زندگی را بازسازی  و به گونه‌ای دیگر ارائه می‌کند و حس ماندگاری عظمت را در خواننده به وجود می‌آورد. بین تعاریفی که برای رمان تاریخی  وجود دارد تفاوت زیادی وجود دارد. حتی برخی از آثار با گذشت زمان، رمان تاریخی می‌شوند. ولی فکر می‌کنم آثاری مانند آثار موسی نثری،  محمدباقر میرزا خسروی نویسنده «شمس و طغری» و یا میمندی‌نژاد نویسنده «زندگی پرماجرای نادرشاه»  یا  کتاب‌هایی چون «خواجه تاج‌دار» را باید رمان تاریخی دانست زیرا هدف‌شان بیان تاریخ به زبان داستان است.

حنیف با بیان این‌که اولین کارهای ادبیات داستانی ایران کاملا سیاسی بوده‌اند، گفت: برخی می‌گویند اولین کارهای ما رمان‌های تاریخی‌اند درحالی که اولین رمان‌هایی که به وجود آمد کاملا سیاسی بود؛ مانند «ستارگان فریب‌خورده» فتحعلی آخوندزاده، «مسالک المحسنین» عبدالرحیم طالبوف و «سیاحت‌نامه ابراهیم بیک» نوشته زین‌العابدین مراغه‌ای. بعد از آن و در اواخر دوره قاجار نوشتن رمان‌های تاریخی شروع می‌شود که خسروی و نثری آغازگران این دوره هستند. بعد از آن نگاه نویسندگان به تاریخ فرق کرد؛ نویسندگان تاریخ را دستمایه قرار نمی‌دهند بلکه می‌خواهند تاریخ بنویسند. الان هم رضا جولایی به صورت کاملا حرفه‌ای در زمینه رمان تاریخی فعالیت می‌کند و  اکثر کارهایش درباره جنگ‌های ایران و روسیه است ولی کاملا داستانی است. یا محمد محمدعلی هم نگاهی به تاریخ دارد. امیرحسن چهلتن  نیز نگاهش به انقلاب، آثار و تبعات آن است.  

این نویسنده و منتقد ادبی با بیان این که «بی‌کتابی» شرفی خبوشان را رمان تاریخی نمی‌داند، خاطرنشان کرد: با این‌که در این کتاب  شخصیت‌های تاریخی داریم و مثلا به لسان‌الدوله (کتاب‌دار ولیعهد مظفرالدین میزرا)  و شیخ احمد تربتی (سلطان‌العلمای خراسانی) پرداخته است اما این شخصیت‌ها دستخوش تغییراتی شده‌اند. اما زمانی که میمندی‌نژاد درباره نادرشاه می‌نویسد منظورش بیان تاریخ است. خیلی از آثار دیگر امروز مانند «طبل آتش» علی‌اصغر شیرزادی، «سال‌های ابری» علی‌اشرف درویشیان  که به تاریخ  ۲۸ مرداد تا پیروزی انقلاب می‌پردازد، «رازهای سرزمین من» رضا براهنی، و «طوفان دیگری در راه است» سیدمهدی شجاعی که از معدود کارهایی است که به ۱۵ خرداد می‌پردازد، از نگاه من تاریخی نیستند، بلکه تاریخ را دستمایه بیان دیگری قرار داده‌اند و نمی‌شود گفت این  آثار تاریخی‌اند زیرا با تعریفی موافق هستم که می‌گوید رمان تاریخی رمانی است که هدفش بیان دقیق و بدون دخل و تصرف در وقایع تاریخی باشد.

او با تأکید بر این‌که در ده‌های اخیر رمان تاریخی  کمتر مورد اقبال قرار گرفته است، اظهار کرد: اوایل انقلاب بیشتر  داستان‌های سیاسی مدنظر نویسنده‌ها بود، الان  هم  بیشتر درباره موضوعات اجتماعی می‌نویسند و کمتر به تاریخ می‌پردازند.

محمد حنیف درباره محدودیت‌های نوشتن این نوع ادبی اظهار کرد: زمانی که از تاریخ می‌خواهیم بنویسیم باید توجه کنیم در چه دوره تاریخی به چه دوره تاریخی می‌خواهیم بپردازیم. بدون شک این موضوع تحت‌تأثیر روح زمانه قرار می‌گیرد. نویسنده‌ای  که در دوره پهلوی می‌خواست درباره شخصیتی از دوران قاجار بنویسد، دچار محدودیت بود. امروزه هم همین‌طور است. شما نمی‌توانید درباره  شخصیت‌های سیاسی دوره پهلوی رمان تاریخی بنویسید و  دچار خودسانسوری  و محدودیت‌های روح زمانه نشوید. مثلا زمانی درباره آیت‌الله منتظری که قائم‌مقام رهبری بود کتاب‌هایی نوشتند که در دوره‌های بعد جزو کتاب‌های ممنوعه محسوب شد.

او سپس خاطرنشان کرد: دومین محدودیت، جمع‌آوری اطلاعات گسترده درباره یک دوره تاریخی است؛ مثلا  اگر نویسنده بخواهد درباره دوره سلجوقیان بنویسد باید به زبان گفتاری سلجوقیان توجه کند. آیا زبان گفتاری این دوره در دسترس نویسنده هست؟ پوشش و باور مردم، آداب و رسوم آن دوره، معماری شهر، درجه و مقام‌ها و مناسباتی که شخصیت‌های تاریخی با هم داشتند، جغرافیای آن دوره، ساختار اجتماعی و حتی نوع غذا پختن اطلاعات مهمی است که نویسنده باید درباره آن‌ها بداند. در واقع لازم است نویسنده پژوهش عمیقی داشته باشد. بسیاری از نویسندگان ما از ۴۰-۵۰ سال پیش هم اطلاعات دقیقی ندارند. نویسنده‌ای که درباره تهران عصر پهلوی می‌نویسد باید بداند جمعیت تهران چقدر بوده است.  نویسنده باید بداند در دوره پهلوی اول بزرگان تهران در اطراف کاخ گلستان زندگی می‌کردند اما به مرور آن‌جا به محله فقرا تبدیل می‌شود. نویسنده باید با این تغییر و تحولات آشنا باشد. با اگر بخواهد درباره دوره قاجار بنویسد باید بداند در آن دوره اکثر مردم روستانشین بودند و فقط ۲۰ درصد شهرنشین بودند و درآمد مردم کشاورزی بود.

حنیف در پایان تأکید کرد: به نظر می‌رسد نوشتن رمان تاریخی ارزش کمتری نسبت به  رمان اجتماعی و سیاسی  دارد، اما نوشتن کار جدی، عمیق و  تأثیرگذار به پژوهش بسیار، مطالعه تاریخی و تسلط بر آن نیاز دارد و  این‌که تحت تأثیر روح حاکم زمانه قرار گرفته باشی یا خیر.

انتهای پیام

ساخت زیست‌حسگر تشخیص زودهنگام سرطان تخمدان

به گزارش تجهیزات نمایشگاهی پرشین آزما به نقل از ایسنا، دکتر عبدالله سلیمی، عضو هیأت علمی گروه شیمی تجزیه دانشگاه کردستان با بیان این‌که سرطان تخمدان یکی از مرگبارترین بیماری‌های زنان در سراسر جهان است، اظهار کرد: در حال حاضر به دلیل نبود علایم ویژه، همراه با نبود روش‌های غربالگری قابل اطمینان، این بیماری یکی از سخت‌ترین سرطان‌ها برای تشخیص زودهنگام است.

وی افزود: هدف از انجام این کار، دستیابی به روشی با حساسیت و گزینش‌پذیری بالا جهت تشخیص این بیماری در مراحل اولیه ابتلا بوده است.

سلیمی در معرفی آپتاحسگر طراحی شده، گفت: در این کار تحقیقاتی تلاش شده است تا برای آشکارسازی بدون نیاز به برچسب و اندازه‌گیری آنتی ژن اختصاصی سرطان تخمدان 125 (CA125)، در برابر سایر آنتی ژن‌های مشابه موجود در محیط سرم خون، یک آپتاحسگر بسیار حساس و انعطاف پذیر مبتنی بر ترانزیستور اثر میدان طراحی شده و مورد بررسی قرار گیرد. این آپتاحسگر از نانوورقه‌های اکسید گرافن احیا شده بر روی فیلم پلیمر انعطاف پذیری از جنس پلی متیل متااکریلات ساخته شده است.

وی در ادامه عنوان کرد: همچنین سعی شده است که حساسیت آپتاحسگر در حدی باشد که بتوان غلظت آنتی ژن تولید شده در نمونه‌های سرطانی را در مقادیر بسیار کم و در محدوده‌ خطی وسیع اندازگیری کرد؛ زیرا هر چه سرطان زودتر تشخیص داده شود، برنامه‌های درمانی و جلوگیری از انتشار آن موفقیت‌آمیزتر خواهد بود.

به گفته‌ سلیمی، طبق نتایج حاصل شده، این آپتاحسگر، تشخیص سریع نشانگر مرتبط با سرطان تخمدان را با دقت و حساسیت بالا در مراحل اولیه ابتلا امکانپذیر می‌کند. در واقع، آپتاحسگر پیشنهادی، قابلیت اندازه‌گیری در محدوده‌ خطی گسترده و حد تشخیص پایینی داشته است. همچنین کارایی آن  برای آنالیز این نشانگر سرطانی در نمونه‌های بالینی و مایعات بیولوژیکی مورد ارزیابی قرار گرفته است.

سلیمی در خصوص آزمون‌های صورت گرفته جهت بررسی ویژگی‌ها و تأیید کارایی آپتاحسگر طراحی شده، عنوان کرد: خواص سطح آپتاحسگر با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی، میکروسکوپ انتقال الکترونی و میکروسکوپ نیروی اتمی مشخص شده است. همچنین پس از بررسی آزمایشگاهی زیست حسگر ساخته شده، صحت نتایج به‌دست آمده برای اندازگیری آنتی ژن CA125 در نمونه‌های سرم خون حاوی این آنتی ژن، نتایج به‌دست آمده از زیست حسگر پیشنهادی با نتایج به‌دست آمده از روش استاندارد ELISA مقایسه و صحت نتایج تأیید شد.

به گفته‌ این محقق، در ساخت این آپتاحسگر از نانولوله‌های کربن برای افزایش مساحت سطح و قرارگیری آپتامر روی سطح زیست حسگر و نهایتاً افزایش حساسیت استفاده شده است. همچنین، از نانوورقه‌های اکسید گرافن احیا شده به‌عنوان کانال ترانزیستور اثر میدان استفاده شده است. یکی از مزایای استفاده از ترانزیستورهای اثر میدان الکتروشیمیایی به عنوان حسگر، قابلیت طراحی آن‌ها در ابعاد کوچک است. استفاده از نانوورقه‌های گرافن کوچک‌سازی ابعاد ترانزیستور را بیش از پیش امکان‌پذیر می‌کند تا بتوان آرایه‌ حسگر و سیستم پردازش سیگنال را روی تراشه‌های کوچک طراحی کرد. بنابراین با این روش می‌توان سیستم‌های میکروآنالیز قابل حملی را برای اندازه‌گیری آنتی ژن در محل بافت آلوده شده و بدون نمونه‌برداری از بافت‌های سرطانی انجام داد.

نتایج این تحقیقات که حاصل تلاش‌های دکتر عبدالله سلیمی، عضو هیأت علمی دانشگاه کردستان و دکتر سمیرا منصوری مجد، دانش‌آموخته‌ مقطع دکترای دانشگاه کردستان است، در  شماره‌ ویژه‌ مجله‌ Analytica Chimica Acta با ضریب تأثیر 4/95 چاپ شده است.

انتهای پیام