رابطه مبانی ضرورت رشد عقلی و مسئولیت پذیری کودکان و نوجوانان

چکیده مقاله:
بلوغ عقلی که معیار رشد عقلی است، درک اوامر و نواهی دین را برای مسئولیت پذیری کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال مورد توجه قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین بهترین ملاک ایجاد مسئولیت در افراد زیر 18 سال صورت گرفت که برای دستیابی به این ملاک ها، مبانی شرعی ضرورت احراز رشد عقلی و فکری این افراد تحلیل شد و دیدگاه های فقهی موافق و مخالف کفایت بلوغ جنسی مورد بررسی قررا گرفت. این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی و به صورت مطالعات کتابخانه ای انجام گرفت، نشان داد که الگوی اسلامی -ایرانی بر خلاف پذیرش احراز رشد عقلی در تحقق مسئولیت بر اساس مقررات جدید، همچنان سن بلوغ شرعی را که در زبان فقهی به مفهوم رسیدن به مرحله ای از رشد جنسی است، مبنای هر نوع مسئولیت تلقی نموده است. این موضوع سبب شده است که دختران در سنی تکلیف پیدا کنند که از توانایی ذهنی لازم برای انتساب مسئولیت بی بهره اند. براین اساس، با توجه به عدم تطابق سن بلوغ شرعی با واقعیات عینی و اجتماعی، و عدم تفکیک بلوغ عبادی از بلوغ غیرعبادی در این سن، با پیش بینی سن خاصی برای سن تمییز در الگوی اسلامی -ایرانی همانند سایر نظام های اسلامی، افزایش سن بلوغ غیر عبادی دختران با توجه به وجود زمینه های فقهی این تغییر ضروری به نظر می رسد.

کلیدواژگان: رشد عقلی، مبانی اسلامی، کودکان و نوجوانان، بلوغ دختران

نویسندگان:

حسن فرهودی نیا ,پریزاد کاوسی خسرقی

پژوهش نامه اسلامی زنان و خانواده – سال پنجم، شماره 9، پاییز و زمستان 1396.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

خودکشی با آلودگی سفید

روزنامه صبح نو: آلودگی پلاستیکی که از آن به‌عنوان آلودگی سفید یاد می‌شود طی چند دهه اخیر تبدیل به یکی از معضلات زیست‌محیطی شده، تجزیه ظروف پلاستیکی و کیسه‌های یک‌بار‌مصرف در طبیعت نه تنها ممکن است تا چهار قرن طول بکشد بلکه مواد شیمیایی موجود در آن می‌تواند از طریق خاک وارد آب، گیاهان و چرخه غذایی شود و صدمات جبران‌ناپذیر بهداشتی و اقتصادی برجای بگذارد. با وجود تمام این‌ها تنها در کشور ما سالانه حدوداً ۱۸۵‌هزار تن پلاستیک تولید می‌شود و از این منظر جزو ۱۰‌کشور پر مصرف ظروف یک‌بار مصرف در دنیا هستیم.

در ایران آمار‌های غیررسمی حاکی از تولید سالانه بیش از ۱۷۰‌هزار تن پلاستیک است. علاوه‌بر اینها، حدود چهار‌درصد از تولید نفت در جهان صرف تولید مواد پلاستیکی می‌شود که در جای خود رقم قابل توجهی است. در واقع تولید پلاستیک در جهان مستلزم مصرف حدود ۶۰ تا ۱۰۰ میلیون بشکه نفت در هر سال است. این در حالی است که سالانه پلاستیک‌ها جان هزاران پرنده، ماهی و پستاندار را به کام مرگ می‌کشاند.
موضوع زباله و بازیافت آن از مهم‌ترین مباحث شهری و زیست‌محیطی است که توجه بسیاری از مدیران شهری را به خود اختصاص داده است. مصرف روز افزون مواد پلاستیکی به الگوی نامناسبی برای خانواده‌های ایرانی تبدیل شده که می‌توان گفت: چالش جدیدی پیش روی محیط‌زیست کشور است.

زباله ۴۰‌هزار‌تنی
طبق آمار‌های جهانی، روزانه ۵/۳ میلیون تن در سراسر دنیا زباله تولید می‌شود و سهم ایران در تولید زباله، روزانه ۴۰ هزار تن است که حدود ۱۵/۱ درصد تولید کل زباله در دنیا است. میزان پلاستیک‌های تولیدی در ایران، بیشتر از ۱۷۷ هزار تن در سال است که چیزی در حدود ۵۰۰ تن در روز است. برخی از کارشناسان معتقدند ایران جزو ۱۰‌کشور نخست پر مصرف ظروف پلاستیکی یک‌بار‌مصرف در جهان است و براساس این آمار، هر خانواده ایرانی به‌طور متوسط روزانه سه کیسه پلاستیکی وارد چرخه مصرف می‌کند.

آقای ایمان علیزاده، کارشناس زیست‌محیطی درباره راهکار کاهش مصرف کیسه پلاستیکی در بین خانواده‌ها، به روزنامه «صبح نو» می‌گوید: «با مصرف نکردن فقط یک کیسه پلاستیکی در هر هفته در هر خانواده ایرانی، اتفاق بزرگی در عرصه محیط‌زیست می‌تواند بیفتد و با همین کار کوچک از ورود حدود یک میلیارد کیسه پلاستیکی در سال به چرخه زندگی و محیط‌زیست جلوگیری کرد.»
او اضافه می‌کند: «این اقدام در ظاهر کوچک نتیجه بسیار مثبت و بزرگی خواهد داشت و کاهش مصرف یک کیسه پلاستیکی در هر هفته کار سختی نیست، اما نتیجه قابل تأمل و توجهی دارد، این واقعیتی است که مردم باید بدانند. پلاستیک‌های سبکی نظیر کیسه‌ها به‌دلیل سبک بودن به راحتی با وزش باد جابه‌جا می‌شوند و آلودگی و ماندگاری را در سطح زمین پخش می‌کنند بنابراین معضل اصلی بحث پلاستیک، تجزیه‌ناپذیر بودن آن است.»
او اضافه می‌کند: «از میزان پلاستیک‌های تولید شده در یک سال، فقط ۹‌درصد آن به چرخه بازیافت برگشته است و این بدان معناست که عمده ضایعات پلاستیکی، در محیط‌زیست و طبیعت پراکنده هستند و این ضرر‌های زیادی را متوجه محیط‌زیست و کره‌زمین می‌کند.»

ضرر‌های زندگی مدرن
خانم فاطمه اکبرپور، کارشناس پسماند اداره حفاظت محیط‌زیست استان تهران به ایسنا گفته است: «زندگی مدرن علاوه‌بر رفاهی که برای انسان به همراه دارد گاه ضرر‌های جبران‌ناپذیری نصیب او می‌کند. برای مثال کیسه‌های پلاستیکی و ظروف یک‌بار‌مصرف نیز در این مورد صدق می‌کند. زمانی که این کیسه‌ها و ظروف، جایگزین اسلاف پارچه‌ای و کاغذی خود شدند شاید کمتر کسی فکر می‌کرد در آینده نزدیک همین جایگزین‌ها، تبدیل به یکی از معضلات اصلی محیط‌زیست شوند.»

او با اشاره به اینکه بیشتر این پلاستیک‌ها نیز بادوام هستند و صد‌ها سال طول می‌کشد تا به خودی خود تجزیه و نابود شوند، تصریح کرد: «مواد پلاستیکی و پلیمری به‌علت دارا بودن مواد نفتی و هیدروکربنی، فرمالدئید، فنل، ترکیبات کلرینه، ترفتالات، افزودنی‌های مختلف نظیر رنگ‌آمیزی (رنگدانه فلزی و پایه رزینی)، مقاوم‌کننده‌های حرارتی مانند سرب و کادمیوم و… تجزیه‌ناپذیر بوده و در خاک باقی می‌مانند. مواد شیمیایی موجود در آن‌ها به تدریج از طریق خاک وارد آب، گیاهان و جانوران و به صورت مستقیم و غیر مستقیم وارد زنجیره غذایی انسان و حیوان می‌شود.»

تجزیه‌ای به طول قرن‌ها
این کارشناس پسماند اداره حفاظت محیط‌زیست استان تهران با بیان اینکه از ظروف پلاستیکی و کیسه‌های یک‌بار‌مصرف به‌دلیل ماندگاری در محیط‌زیست به‌عنوان آلودگی سفید یاد می‌شود، تصریح کرد: «با توجه به مواد مورد استفاده در ساخت پلاستیک‌ها و پلیمرها، تجزیه این مواد در طبیعت می‌تواند صد‌ها سال و حتی دو تا چهار قرن طول کشد. تجزیه ظروف پلاستیکی و کیسه‌های یک‌بار‌مصرف در طبیعت می‌تواند تا چهار قرن طول بکشد، ولی جایگزین‌های گیاهی این ظروف این قابلیت را دارند که حداکثر ظرف ۶‌ماه در طبیعت تجزیه شوند.»
او ادامه داد: «پلاستیک سبک و نازک (مانند کیسه‌های پلاستیکی) به‌علت عدم توجیه فنی یا اقتصادی جزو مواد غیر قابل بازیافت به حساب می‌آیند و با این روند رشد، تولید و مصرف پلیمر‌ها به‌ویژه محصولات پلاستیکی یکی از اساسی‌ترین معضلات جامعه بشری در‌حال‌حاضر هستند. چرا که میزان بازیافت پسماند‌های پلاستیکی کمتر از یک‌درصد و حداقل زمان تجزیه این‌ها در طبیعت بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ سال است.»

پلیمر‌های سنتی
اکبر پور با اشاره به کاهش استفاده از پلیمر‌های سنتی با وضع قوانین جدید در کشور‌های مختلف دنیا و تدوین استراتژی‌های مختلف، گفت: «با توجه به مشکلات زیست‌محیطی پلیمر‌های سنتی نظیر پلی‌استایرن و قیمت قابل رقابت پلیمر‌های تجزیه شونده در مقایسه با این پلیمرها، در زمینه‌های مختلفی از پلیمر‌های تجزیه شونده استفاده می‌شود. برای مثال استفاده از این پلیمر‌ها در زمینه بسته‌بندی از جمله بسته‌بندی‌های فومی روند رو به رشدی داشته و پیش‌بینی می‌شود به تدریج محصولات فومی ساخته‌شده از پلیمر‌های تجزیه‌پذیر پایه نشاسته جایگزین محصولات ساخته شده از پلی‌استایرن انبساطی شود.»
این کارشناس پسماند اداره حفاظت محیط‌زیست استان تهران افزود: «به‌دنبال رواج پلیمر‌های تجزیه‌پذیر، پلیمر‌های گیاهی ساخته شده با ترکیباتی مانند سیب‌زمینی، ذرت و گندم مورد آزمایش قرار گرفت. این پلیمر‌های هیدروکربنی دارای خواص ضعیف پلیمری است که با تغییر و اصلاح آن‌ها می‌توان به ویژگی‌های پلیمر‌های نفتی رسید. بخش عمده کشور‌های اروپایی نیز ظروف یک‌بار‌مصرف گیاهی را جایگزین ظروف بسته‌بندی حاصل از مشتقات نفتی کرده‌اند.»

آلودگی پلاستیکی
او درباره ظروف گیاهی یک‌بارمصرف گفته است: «شکل و ظاهر این ظروف کاملاً مشابه ظروف پلاستیکی است با این تفاوت که زیست تخریب‌پذیر هستند. طبق تحقیقات صورت گرفته زمان برگشت ظروف پلاستیکی یک‌بارمصرف به طبیعت ۲۰۰ تا ۴۰۰ سال است، اما این زمان برای ظروف یک‌بار‌مصرف گیاهی که از نشاسته ذرت اصلاح‌شده تهیه شده پنج‌تا ۶ ماه بدون هیچ آسیب زیست‌محیطی است.» اکبرپور با اشاره به اینکه ظروف قابل بازیافت از پلیمر‌های زیست تخریب‌پذیر بر دو پایه طبیعی و سنتزی تولید می‌شوند، تصریح کرد: «پلیمر‌های
بر پایه مواد طبیعی بر اساس پلیمر‌های با منشأ حیوانی یا گیاهی هستند. عمده‌ترین و شاخص‌ترین مواد اولیه طبیعی که در دنیا برای تولید پلیمر‌های زیست تخریب‌پذیر مورد استفاده قرار می‌گیرد، پلی‌ساکارید‌ها و به‌ویژه انواع نشاسته‌ها هستند. نشاسته نیز از گندم، ذرت، سیب‌زمینی، برنج و … قابل حصول است.» به گفته این کارشناس محیط‌زیست برای استفاده از پلیمر‌های زیست تخریب‌پذیر در صنعت بسته‌بندی که نیاز به مواد مقاوم به محیط‌های آبی دارد، باید ماهیت این ترکیبات از آب‌دوست (هیدروفیل) به آب‌گریز (هیدرو فوب) تغییر پیدا کند، همچنین ظروف تهیه‌شده از این پلیمر‌ها در صورت مدفون شدن در خاک تحت پنج عامل شامل میکرو ارگانیسم‌های خاک، دما، رطوبت، اکسیژن و فشار خاک حداکثر در مدت ۶ ماه تجزیه شده و می‌پوسند.

تولید ۱۰۰‌میلیون‌تن پلاستیک
این کارشناس پسماند اداره حفاظت محیط‌زیست استان تهران با بیان این‌که آمار دقیقی از میزان مصرف پلاستیک در کشور وجود ندارد، گفت:
«بر اساس برآورد‌های صورت گرفته، همه ساله بیش از یک صد میلیون تن پلاستیک در دنیا تولید می‌شود که علت آن توسعه صنایع پتروشیمی، نفت و تغییر در الگو‌های مصرف بشر است. کشور ایران نیز سالیانه مقادیر زیادی لوازم پلاستیکی تولید می‌کند که به‌دلیل داشتن منابع نفتی و تولیدات پتروشیمی فراوان است.» اکبرپور با تاکید بر اینکه کشور ما یکی از عمده تولیدکنندگان مواد پلاستیکی به‌شمار می‌رود، اظهار کرد: «مهم‌ترین دلیلی که سبب استفاده زیاد از کیسه‌های پلاستیکی شده قیمت ناچیز آن‌ها در مقایسه با کیسه‌های پارچه‌ای و کاغذی است. پلاستیک‌ها، ظروف و انواع دیگر مواد پلیمری دور ریخته شده جدا از مشکلات محیط‌زیستی، مشکلات بهداشتی و اجتماعی ایجاد کرده و عوارض اقتصادی فراوانی نیز به همراه دارد.» وی ادامه داد: «بر اساس تخمین‌های موجود میزان مصرف پلاستیک‌های تولیدی در کشور در کشور ما سالانه بیش از ۱۸۵‌هزار تن پلاستیک تولید می‌شود و جزو ۱۰‌کشور نخست پر مصرف ظروف یک‌بار‌مصرف پلاستیکی هستیم. به‌صورت روزانه ۵۰۰‌تن و سالانه بیش از ۱۸۵‌هزار تن است. بر اساس برآورد‌های صورت گرفته، هر تهرانی روزانه به‌طور متوسط سه پلاستیک وارد چرخه محیط‌زیست می‌کند که امروزه به‌عنوان یکی از مشکلات زیست‌محیطی این کلان‌شهر به‌شمار می‌رود. بالا بودن سرانه مصرف روزانه ظروف پلاستیکی در ایران نیز باعث شده که نام کشورمان در بین ۱۰‌کشور نخست پر مصرف ظروف یک‌بار‌مصرف پلاستیکی مشاهده شود.»

پسماند ناقص
این کارشناس اداره حفاظت محیط‌زیست استان تهران با بیان این‌که در‌حال‌حاضر با توجه به اینکه تفکیک از مبدأ پسماند‌ها صورت نمی‌پذیرد، پسماند‌های پلاستیکی به‌صورت مخلوط با سایر پسماند‌های عادی جمع‌آوری و به سایت پردازش و دفع پسماند‌های آراد‌کوه منتقل می‌شود، تصریح کرد: «بخشی از این پسماند‌ها از طریق روان‌آب‌های سطحی شهر تهران به جنوب‌شهر منتقل و به همراه فاضلاب به مصرف آبیاری اراضی کشاورزی در جنوب تهران می‌رسد و بخشی نیز توسط دوره‌گرد‌ها جمع‌آوری و به مراکز غیر مجاز بازیافت پسماند‌های پلاستیکی تحویل داده می‌شود. بخش عمده‌ای نیز در سایت آرادکوه توسط پیمانکاران تفکیک در مقصد جداسازی و به مراکز بازیافت فروخته می‌شود.»
اکبرپور افزود: «حدود ۲۰۰‌تن از این پسماند‌ها که عمدتاً کیسه‌های پلاستیکی و دارای ارزش حراتی مناسب هستند، وارد ریچکت سوز (زباله سوز) مستقر در سایت آرادکوه شده و برق از آن استحصال می‌شود و مابقی نیز دفن می‌شود.» او با تاکید بر اینکه برای کاهش مصرف پلاستیک در کشور همانند سایر کشور‌ها می‌توان با وضع قوانین ممنوعیت مصرف، اتخاذ سیاست‌های تشویقی و تنبیهی نظیر معافیت‌های مالیاتی و وضع عوارض و جرائم استفاده کرد، گفت: «در کنار این عوامل راهکار‌های استراتژی تولید پلاستیک‌های زیست تخریب‌پذیر و جایگزینی آن‌ها با پلاستیک‌های مرسوم و حمایت از تولیدکنندگان این کالا‌ها می‌تواند راهگشا باشد. البته آموزش، اطلاع‌رسانی و تنویر افکار عمومی برای تغییر الگوی مصرف و کاهش استفاده از ظروف یک‌بار‌مصرف و کیسه‌های پلاستیکی و استفاده از جایگزین‌های مناسب یکی از راهکار‌های اساسی است.»

در‌حال‌حاضر خیلی از بخش‌های محیط‌زیست کشور در تسخیر زباله‌های عمدتاً پلاستیکی است که در طبیعت رها شده‌اند، البته در این موضوع مردم به‌عنوان مصرف‌کننده پلاستیک در انواع کیسه یا ظروف فقط مقصر نیستند در اینجا دولت به‌عنوان متولی اصلی نگهداری از محیط‌زیست باید پاسخ دهد که برای حذف یا حداقل کاهش تولید زباله‌های پلاستیکی چه کرده است. با این رویه مسلماً در چند سال آینده منابعی نخواهد ماند که بتوانیم از آن‌ها بهره‌مند شویم.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

مهمترین عناوین خبری ایرنا از شامگاه شنبه تا صبح یکشنبه

اخبار داخلی
*********
پکن – رییس جمهوری اسلامی ایران روز شنبه درحاشیه اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در شرق چین دیدارهای مهمی را با سران کشورهای روسیه، پاکستان، افغانستان و بلاروس انجام داد و رایزنی های بلند پایه دیگری هم در دستور کار وی قرار دارد.
مشهد – معاون اداری، مالی و مدیریت منابع وزیرعلوم، تحقیقات و فناوری گفت: امسال برای اولین بار یک میلیارد دلار فاینانس برای گرفتن وام از بخش هایی مانند صندوق توسعه اسلامی و سازمان جایکای ژاپن به منظورتجهیز آزمایشگاههای دانشگاههای کشور در نظر گرفته شده است.
بغداد– 'ایرج مسجدی'سفیر ایران در بغداد در پیامی به مسیحیان کلدانی بابل و آشوریان در عراق وجهان گفت: جمهوری اسلامی خواستار تقویت روابط با آنان است.
مسکو – سفره ایرانی رمضان با عنوان «شب ایران» در خیمه رمضان مسجد «مموریال» مسکو پایتخت روسیه برپا شد.
پکن – یک رسانه ژاپنی نوشت تغییر عضویت ایران از کشور ناظر به عضو رسمی، در دستور کار اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای که از روز گذشته آغاز شده است قرار دارد.

اخبارخارجی
*********
دمشق – بشار اسد اعلام کرد: حضور مستشاران ایرانی در سوریه بنا به دعوت دمشق و کاملا قانونی است، اما حضور نیروهای آمریکایی و انگلیسی غیرمشروع و غیرقانونی می باشد و حتی تجاوز نظامی محسوب می شود.
تهران – «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا در صفحه توئیتر خود اعلام کرد که در واکنش به اظهارات همتای کانادایی خود، امضا و حمایتش از بیانیه نشست سران «جی هفت» را پس گرفته است.
تهران – ارتش و کمیته های مردمی یمن، روز شنبه در ضربه سنگینی به نیروهای موسوم به 'ائتلاف عربی' به سرکردگی عربستان سعودی 58 نیروی نظامی این ائتلاف را در منطقه 'الجاح' در ساحل غربی یمن به هلاکت رساندند.
الجزیره- تارنمای «مملکه پرس» روزشنبه نوشت، هزاران مغربی در شبکه های اجتماعی، عربستان را به خیانت به کشورشان متهم کرده و خواستار قطع رابطه با ریاض و فراخواندن نیروهای نظامی مغربی از یمن شدند.
تهران – «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا روز شنبه در یک کنفرانس مطبوعاتی در کبک کانادا مدعی شد که گروه کشورهای صنعتی موسوم به G7 به «کنترل اهداف هسته ای ایران» متعهد است.
آنکارا- رسانه های ترکیه اعلام کردند که بیش از 40 هزار پناهجوی سوری ساکن ترکیه برای گذراندن تعطیلات عید فطر به موطن خود بازگشته اند.
دمشق- شخصیت های برجسته فرهنگی سوریه شنبه شب طی آیینی که به مناسبت روز جهانی قدس در رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دمشق برگزار شد، بر لزوم برقراری وحدت در جهان اسلام برای مقابله با چالش های فراروی امت اسلامی تاکید کردند.
تهران – سران هفت کشور صنعتی جهان موسوم به گروه 'جی هفت' روز شنبه در پایان نشست خود در کِبِک کانادا، با صدور بیانیه‌ای مشترک، موارد مورد تفاهم را برشمردند و بر وجود اختلاف‌ها اذعان کردند.
آنکارا- رجب طیب اردوغان رییس جمهوری ترکیه در واکنش به تصمیم اخیر صدراعظم اتریش در تعطیلی هفت مسجد در این کشور گفت: این اقدام موجب جنگ صلیبی جدید و نزاع بین مسلمانان و مسیحیان می شود.
دمشق- گروه تروریستی تحریرالشام (جبهه النصره سابق) اعلام کرد که روابط ما با ترکیه براساس منافع و مصالح مشترک برقرار است.
لندن – هواداران گروه‌های راست افراطی و اعضاء گروه‌های ضد نژادپرستی و ضد فاشیست انگلیس روز شنبه برای دومین بار طی یک ماه گذشته به‌صورت هم‌زمان و در میان تدابیر شدید امنیتی در لندن دست به تظاهرات زدند.
مادرید – در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، همراه با سایر ملت های مسلمان و آزادی خواه جهان، مراسم روز قدس و اعلام حمایت از مردم مظلوم فلسطین، در هاوانا پایتخت کوبا برگزار شد.
تهران – رسانه های محلی عراق شنبه شب اعلام کردند: انفجار یک بسته انفجاری در شهرک 'الخالص' در استان دیاله در شرق عراق یک کشته و هشت زخمی برجای گذاشت.
مسکو – رئیس جمهوری روسیه در گفت وگوی تلفنی با همتای اوکراینی خود بر آزادی فوری خبرنگاران زندانی روس در اوکراین تاکید کرد.
لندن – 'ترزا می' نخست‌وزیر انگلیس در پایان نشست دو روزه «جی 7 » در کانادا از موضع مشترک شرکت‌کنندگان درباره حفظ تحریم‌ها علیه روسیه استقبال کرد و از توافق برای تشدید این تحریم‌ها در صورت نیاز خبر داد.
تهران – رژیم صهیونیستی برای جلب افکارعمومی شهروندان عرب و کاهش نفرت آنان، تمامی مسابقات فوتبال جام جهانی روسیه را به صورت رایگان و به زبان عربی در منطقه پخش می کند.
تهران – حقوقدانان و کارشناسان فرانسوی از روند صدور حکم اعدام برای برخی از زندانیان در بازداشتگاه های سعودی ابراز نگرانی کردند و افزودند: نقض حقوق بشر در عربستان، امارات و بحرین بحرانی شده است.
تهران – دفتر «جاستین ترودو» نخست وزیر کانادا با صدور بیانیه‌ای در توئیتر، به اظهارات اهانت آمیز رئیس جمهوری آمریکا در پایان نشست سران «جی 7» واکنش نشان داد و اعلام کرد که ترودو همه مواضع خود را پیش از این هم در مجامع عمومی و خصوصی مطرح کرده بود. تهران – 'گلعاد اردان' وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی شنبه شب ضمن درخواست برای ترور فلسطینی هایی که اقدام به بادبادک بازی می کنند، مدعی شد: اگر این افراد ترور و هدف حمله قرار نگیرند، پدیده استفاده از این روش مبارزه گسترش می یابد.
شبس*1613*

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

انعکاس جایگاه و اهمیت میان‌رشته‌ای‌ها در مصوّبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و برنامه‌های توسعه کشور

چکیده

عصر حاضر، عصر تحولات گوناگون علمی و تکنولوژیکی در جهان است. از استلزامات همنوا شدن با پیشرفت‌های علمی متنوع روز، بهره‌مندی از میان‌رشته‌ای‌ها است. پرسش پژوهش حاضر این است که با توجه به روزافزونی بهره‌گیری از میان‌رشته‌ای‌ها به‌ویژه در آموزش عالی کشورمان، «میان‌رشته‌ای‌ها از چه جایگاه و اهمیتی در مصوّبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و سایر اسناد بالادستی برخوردارند؟» برای پاسخ به این پرسش؛ ضمن استفاده از روش پژوهش کیفی، مطالعه‌ای توصیفی- تحلیلی و استنتاجی انجام شد. در این تحقیق پس از ارائه توصیفی از میان‌رشته‌ای‌ها در آموزش عالی و آشنایی با شورای مذکور، به تحلیل اسنادی مصوّبات مرتبط، پرداخته شد. یافته‌ها نشان‌دهندة اولین کاربست میان‌رشته‌ای‌ها، در مصوّبات اوایل انقلاب (1358) با عنوان «خدمات میان‌رشته‌ای» در آموزش عالی و کاربست دیگر آن در مصوّبه سند نقشه جامع علمی کشور (1389) است. تحلیل محتوای مصوّبات نیز انجام و در گام بعدی، برنامه‌های پنج‌سالة اول تا پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران به‌منظور بررسی میزان تأکید اسناد قبل و بعد از تشکیل شورا، به همراه اسناد بالادستی دیگر مطالعه شد. بر اساس یافته‌ها چنین نتیجه‌گیری شد که این شورا جزء پیشتازان توجه به میان‌رشته‌ای‌ها بوده که با ایجاد شرایط مطلوب، این توجه دوباره ظهور یافته و قبل از سایر نهادهای علمی وارد این بحث شده است.

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی؛ برنامه‌های توسعة کشور؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ میان‌رشته‌ای

نویسندگان:

سولماز نورآبادی: استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شاهد، تهران

مهدی سبحانی نژاد: دانشیار گروه علوم تربیتی دانشگاه شاهد، تهران

 محبوبه فناخسرو: استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، پردیس نسیبه تهران

فصلنامه پژوهش در برنامه ریزی درسی – دوره 2، شماره 29 – شماره پیاپی 56، بهار 1397.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

ویژگی های پادگفتمانی سوره کهف

 

چکیده

یک گفتمان با نظام هایی از نشانه هاومفاهیم، عناصری پنهان را در درون خود می پروراند که در یک بافت کلی، با نشانه های نظام مند، مفاهیم جدید را تولید می کند. این عناصر همواره درجهت القای پیام های متن و باورپذیرکردن گفتمان برای مخاطبان و حتی در مواردی، برانگیختگی نیرومند عواطف آنان متناسب با باورهای ایدئولوژیک و سنت های اجتماعی، گام برمی دارند. ازجمله این عناصر مهم، پادگفتمان هایا هاله های گفتمانی است که با حضور در دل یک گفتمان، آن را حمایت می کنند تا به این ترتیب، گفتمان در امر مجاب سازی و توجیه پذیربودن موجه جلوه کند.با تأمل در متون ادبی و دینی و ازجمله قرآن که دربردارندۀ شگردهای مهم زبان شناسی و بلاغی و نشانه ای است، می توان دریافت در این متن، پادگفتمان ها همچون چترهای حمایتی ازطرف گفته پرداز مقتدر این اثر به مخاطبان یاری می رسانند تا بسیاری از آموزه های اساسی و مفاهیم ارزشی منظومه گفتمانی را در فضاهایی درونی شده، بهتر و بیشتر دریابند.

برای نشان دادن چنین ویژگی  در قرآن، در این پژوهش، پادگفتمان هادرسورهکهفتحلیل و تبیین می شوند. روش تحقیق، تحلیل محتوا، براساس ویژگی های اصلی پادگفتمان هاست. یافته های پژوهش نشان می دهد که این سوره مشتمل بر برخی از ویژگی های معنایی پادگفتمان ازقبیل عینیت سازی ازطریق گسترش گفتمان و داستان پردازی، ارجاع محوری، برجسته سازی با کهن الگو، خرق عادت و تمثیل و به کارگیری مناسب و شایسته پادهایی ازقبیل پادهای ناظرساز، مؤلفه ای و… است.

کلیدواژه ها

قرآن کریم، کهف، تحلیل گفتمان، فرآیند  سازی، پادگفتمان

مقدمه

گفتمان قرآنی،یکی از گفتمان های مسلط و پرقدرت در ساحت فرم و معنا در عرصه های گوناگون است. در این گفتمان به جنبه های هنری، زیباشناختی، بلاغی و به ویژه روایی و گفتمانی آن، چندان که باید، از دیدگاه مکتب های نقد و نظریه های جدید نقد ادبی و رویکردهای زبان شناختی محورِ مطرح شده در دنیای نقد امروز، با دقت و تأمل نگریسته نشده است.

تحلیل ها و نظریه های گفتمانی، رویکردی نسبتاً جدید در مطالعات ادبی است و به تعبیر فوکو(Michel Foucault) مفهومی بسیار مبهم و سرشار از کژتابی های پیچیده هستند و گاهآنرابهمعنای قلمرو کلی تمامی گزاره ها، گاه مجموعۀ   فردیت پذیری از گزاره و گاه نیز به معنای عمل نظام مندی به کار برده می شوند که به گزاره های ویژه ای معطوف هستند. گفتمان، منظومه ای معناساز است که دربردارندۀ مفاهیم و نشانه هااستودرنوعی حرکت سیستماتیک حول یک دال برتر و مفهوم عالی در چرخش است. درواقع، گفتمان، نظام مندی نشانه ها در یک بافت کلی است که خود تولیدکنندۀ مفاهیم جدید است؛ اما هر گفتمانی، هرچند مسلط و قدرتمند، به پادهایی نیاز دارد تا بتوانند مشروعیت آن را تصمین کنند؛ بنابراین، گفتمان هابرای مشروعیت یابی و وجه مجابی هاله هایی را می سازند که شرایط قدرت مداری و یا نفوذپذیری آنها را تضمین کنند.

هر گفتمانی در عرض خود، پادگفتمانش را تولید می کند و از امتزاج گفتمان مسلط و پادگفتمانش، گفتمان جدیدی می روید. یکی از مفیدترین شیوه های تأمل در باب گفتمان هاوپادگفتمان هااین است که آن را نه به منزلۀ مجموعه ای از نشانه ها، بلکه رویۀ همسو و هاله ای در نظر بگیریم که به گفتمان مسلط شکلمی دهند (رک: تاجیک، 1383، صص30-38).

اما با توجه به ماهیت متون ادبی و دینی، در مقایسه با گفتمان های حوزه سیاست، پادگفتمان هایی هستند که ضمن شمول کارکردی در تمام عرصه های گفتمان، آنها را بازنمایی و تفسیر می کنند و وجوه اقناعی و باورپذیری این متون را توضیح می دهند. در همین راستا، این پژوهش، انواع چترهای گفتمانییا همان پادگفتمان ها را در سوره کهف بیان می کند و به این پرسش، پاسخ می دهد که چگونه نظام پادگفتمانی، شرایط مجابی گفتمان را افزایش می دهد؛ همچنین چگونه در سوره کهف نظام پادگفتمانی به افزایش شرایط قدرت گفتمانی منجر می شود. با این توضیح که این مقاله تنها با این زاویه دید و از نگاه مباحث دیگرِ نشانه های پادی، سوره کهف را تحلیل و واکاوی می کند؛ با تأکید بر این مسئله که متن قرآن و سوره مدّنظر، ظرفیت خوانش های متعدد از منظرهای گوناگون هنری، زیباشناختی، بلاغی و گفتمانی را دارد.

پیشینۀ تحقیق

پیشینۀ این تحقیق، فصلِ پادگفتمان از کتاب نشانه – معناشناسی  دیداری  (شعیری، 1392، صص 268-295) و مطالب مطروحه در کارگاه های آموزشی ایشان است که بخش عمدۀ مبانی نظری این مقاله را تشکیل می دهد. در کتاب نشانه – معناشناسی دیداری، مواردی از پادگفتمان بیان شده است که فرآیندهای تولید معنا را بررسی می کند. منبع دیگر، کتاب گفتمان و پادگفتمان از محمدرضا تاجیک است که بیشتر،موضوع پادگفتمان را از منظر گفتمان های سیاسی بررسی می کند. این کتاب، تنها سخنرانی های سیاسی را تحلیل کرده است و عرصۀ محدودتری از تحلیل معنایی متون را شامل می شود. همچنین باید متذکر شد که در مبحث پادگفتمان در متون ادبی و دینی تا کنون مقاله ای نگاشته نشده است؛ اما دربارۀ نشانۀ معناشناسی نظام های گفتمانی در قصه های قرآن، مقاله هایی نگاشته شده است:

1.    مقاله تحلیل نشانۀ معناشناسی گفتمان در قصه یوسف(ع)، درج در مجله علمی پژوهشی آموزه های قرآنی، شماره 20؛

2.    بازنمایی انسجام در داستان حضرت ابراهیم(ع) براساس نشانۀ معناشناسی گفتمانی، چاپ در مجموعه مقالات هفتمین کنفرانس پژوهش های ادبی.

در این مقالات، نویسنده این قصه های قرآنی را تحلیل و تفسیر وجوهی کرده است که به فعالیت گفتمانی خاص قرآن در راستای اهداف متعالی و الهی آن منجر شده است.

1. پادگفتمان

پاد در لغت به معنای پاسبان، نگهبان و حامی، دوام و ثبات، سامان بخشیدن و دارندگی(برهان)، شستن و پاک کردن (جهانگیری) آمده است. (لغت نامه دهخدا، 1377، ذیل پاد)

پاد در زبان پهلوی به صورت پات و به معنی ضد بوده است که در واژگانی همانند پادزهر هم برای دفاع از بدن است و با معنای مسلط پاد، یعنی همان حمایت، دفاع و مراقبت و سامان بخشیدن هماهنگی دارد.

مسئلۀ اساسی تبیین این مطلب است که چگونه گفتمانی قادر به پادسازی است وسبب ایجاد استحکام معنایی برای خود می شود.

در پاسخ به این سؤال باید گفت در بسیاری از موارد، گفتمان در درون خود وضعیتی را ایجاد می کند که آن به راهکاری برای حمایت و تقویت ارزش های پیشنهاد شده گفتمانی تلقی می شود. در این حالت، گفتمان از ناحیه گفتمانی دیگر حمایت می شود و به استحکام حضور خود یقین می بخشد. بی شک در سایۀ این حمایتِ گفتمانی است که گفتمان برای خود شرایطی ایجابی، ایجاد و معنای خود را در سطحی گسترده توزیع می کند: گفتمان فراتر از کنش های محدود، بسته و قالبی، جریان نشانه  – معنایی را به جریانی پویا، باز، مستمر و بدون مرز تبدیل می کند.

این چنین وضعیتی که در آن، یک گفتمان زیر پوشش گفتمانی حامی قرار می گیرد، پادگفتمان نامیده می شود. شرایط تحقق چنین ماهیتی چیست. درواقع، وضعیت پادگفتمانی،یعنی همان کارکرد حمایتی و پوششی که یک گفتمان نسبت به گفتمانی دیگر در درون یک فضای گفتمانی مشترک دارد، وضعیتی است که شناسه هایی به ترتیب زیر دارد.

1) چتر یا سایه گفتمانی: زمانی اتفاق می افتد که یک گفتمانِ بزرگ تر قادر است گفتمانی کوچک تر را زیر چتر حمایتی خود قرار دهد و سبب تأیید و تضمین حضور آن شود.

2) حاشیه امن گفتمانی: گفتمان اصلی و راهبر، قادر است در درون فضای خود حاشیۀ امنی برای حضور گفتمان های فرعی تر و یا کوچک تر ایجاد کند. در این حالت، گفتمان های کوچک تر در کنترل یک همگنۀ گفتمانی قرار می گیرند. این همگنه می تواندمضمونی، زمانی، مکانی و گرامریباشد؛ به طورمثال، اگر در گفتمانی عامل فرهنگ همگنه، مضمونی اصلی باشد، دیگر گفتمان های فرعی همگی در کنترل این همگنه، حاشیه امنی برای خود ایجاد می کنند و به نوعی خود را در زیرمجموعه این همگنه قرار می دهند.  

3) کارکرد توزیعی گفتمان: کارکرد توزیعی گفتمان سبب می شود تا عناصر اصلی معناساز در فضای گفتمانی پخش شود و به همین دلیل، امکان دسترسی سریع به آنها در هنگام نیاز به پشتیبانی وجود دارد؛ بنابراین، کارکرد توزیعی سبب می شود تا گفتمان، همۀ نواحی خود را به عناصر تدافعی مسلح کند. 

4) استعلای نشانه  ای: منظور از استعلای نشانه ای، وجود نوعی پاد استعلاساز در گفتمان است که سبب می شود تا فاصله بین نشانه، پدیده و یا هستی چیزها آنقدر کم شود که دیگر نشانه به بخشی از خود هستی تبدیل شود. در این حالت دیگر نشانه و یا ابژه بخشی از خود هستی هستند. وقتی نشانه با هستییکی می شود و استعلا یا تعالی نشانه رخ می دهد، آن وقت تضاد و تقابل برچیده می شود؛ زیرا تضاد دالها را در رقابت و کشمکش با یکدیگر قرار می دهد؛ درحالی که در وجه استعلایی، نشانه و هستی در هم سویی و تفاهم کامل با یکدیگر به سر می  برند.

از عمده ترین ویژگی های معنایی پاد مواردی همچون: عینیت سازی، برش زدن، تقطیع، تکرار، برجسته سازی، نزدیک سازی، دیالوگ، تطبیق یافتن، تفاهم و مواردی چون ارجاع محوری و گسترش گفتمانی هستند (شعیری، 1393).

2. انواع پادگفتمان

دسته بندی پادها غالباً براساس مضمون و کارکرد آنها در متن است. در بسیاری از آثار ادبی کلاسیک که زاویه دید اقتداگرا و توتالیتر برآن حاکم است، پاد براساس اتکا بر یک هسته مرکزی تنطیم می شود. راوی مقتدری که بر همه چیز آگاه است و کلیه حالات درونی و برونی کنش گران را به خوبی می شناسد، همه چیز را در کنترل خود دارد و تنها درمورد دیگری حرف می زند و کنش های او را آنالیز می کند.

این حالت انفصال گفتمان از خود و تمرکز آن بر دنیای دیگری نامیده می شود. پاد انفصالی با تکیه بر غیر من گفتمانی ما را با سوم شخص مرتبط می کند و با اتکا به دنیای سوم شخص، جریان گفتمانی مسیرییک سو و متمرکز را دنبال می کند. همچنین، کارکرد پادگفتمان انفصالی ایناست که گفتمان را بر یک حوزه بیرونی متمرکز می کند و با بستن راه بر تفاسیر گوناگون دیگر، از تشتت و تکثر گفتمان در متن مانع می شود. در این حالت، همه کنش هازنجیره ای در خدمت یک هدف اصلی هستند که این متن پژوهشی ما از جمله این متون است.

در این نوع گفتمان، هسته مرکزی همان معنای اصلی است که همه چیز پیرامون آن تنظیم می شود. در این حالت، همۀ کنش هاوهمۀ حضورها یک سرچشمه معین دارند و در خدمت یک هدف مشخص هستند. شاید بتوان گفت حرکت، بیشتر خطی است و احتمال گریز از آن بسیار ضعیف است. در چنین نظامی، ریسکِ معنا به دلیل اتکا بر یک منطق کنشی مسلط، برنامه محور، هدایت شده، به حداقل می رسد و پاد ازطریق کنترل معنا توسط راوی مقتدر عمل می کند.

در مقابل این پادگفتمان، پادگفتمان اتصالییا پاد شوش سازقرارمی گیرد که کارکرد آن، تمرکززدایی و گسست زنجیره ای کنش در متن  است. در این نوع پاد، راوی توتالیتر که از دور معنا را در کنترل خویش قرار می داد، به سوژه و بازیگری حسی – ادراکی تبدیل می شود که از نزدیک با چیزها درمی آمیزد.

سومین پادگفتمان، پادگفتمان مبتنی بر تعویق کنشی است. کارکرد پاد در این وضعیت به گونه ای است که مانع تحقق کنش و موجب به تعویق افتادن آن می  شود. این تعلیق وضعیتی است که گفتمان را از هر نوع آسیب دور می دارد. تعویق کنشی سبب محدودکردن فشاره (تمرکز روییک چیز) و بسط عناصر مختلف ثانوی در گفتمان می شود.

تعویق کنشی، فاصله با کنش را افزایش می دهد و سبب تعادل در تنش می شود. همچنین قادر است راه را بر استعاره سازی باز کند که این امر، امکان گریز از کنش را افزایش می دهد. این تعویق، امکان ارزش سازی مجدد و یا بازسازی ارزش هارافراهممی آورد که این پادی است درجهت توسعه معنا و رشد گفتمانی (شعیری، 1393). این پادگفتمان در متن مورد بررسی ما در داستان موسی و خضر حضور دارد.

از انواع دیگر پادها، پاد مبتنی بر بن مایۀ دینی است. در این نوع پاد، بن مایه های دینی، آیینی، ملی و سنتی هم سبب تمیز خوب و بد، خیر و شر، تعالی و سقوط و… می شود و هم راهی برای ایجاد دیوار دفاعی و چتر حمایتی دارد.

پاد مبتنی بر کارکرد مرامی، سلوکییا اتیک، از انواع دیگر پادهاست که راهی به سوی لبریزشدگی معنا و مرتبط با ایده آل معنایی است (شعیری، 1392، صص 277-283).

 پاد اتیک ساز براساس تعریف اخلاق مرامی و یا اخلاق قهرمانی تعریف پذیر است. اتیک به اخلاقی گفته می شود که فرد با اراده و خواست خود در راستای انتخاب و تحقق آن می کوشد. چنین اخلاقی در تقابل با اخلاق تکلیفی و یا جبر محور قرار می گیرد. پاد اتیک محور پادی است که با تمرکز بر دیگری، مسیر گفتمان را درجهت حرکتی فراخود قرار می دهد. در این حالت، گفتمان به رفتاری تبدیل می شود که در خدمت دیگری قرار می گیرد و از این پادسازی مرامی می کند.  

پادسازی از طریق هزارتوی گفتمانی نیز ممکن است. در این نوع پاد، یک قاب به پایان خود نرسیده، قابی دیگر باز می شود و همین تکثر گفتمان را آسیب ناپذیر می کند؛ زیرا باید به دنبال آن دوید، به نفس نفس افتاد؛ صحنه ها پیوسته تغییر می کنند و گاهی جریانی بدون آنکه نتیجه روشنی بدهد، به جریانی دیگر تبدیل می شود. پاد هزار تو سبب توسعۀ گفتمان و عمق یافتن آن می شود. این عمل سبب می شود تا از توقف گفتمانی پرهیز شود و گفتمان در لایه های زیرین، مسیر حرکت خود را پیدا کند.

یکی دیگر از پادهای گفتمانی که اشاره به آن ضرورت دارد، پاد مؤلفه ساز است. این پاد در خدمت قدرت بخشی به گفتمان ازطریق افزایش شناسه هایی است که ما را با وجه عینی زمان، مکان و کنش ها مواجه می سازد.

مؤلفه  های اشارهای مانند «این»، «آن»، «اینجا» و «آنجا»، عناصری هستند که قدرت ارجاعی و لنگراندازی گفتمانی را افزایش می دهند و سبب تحکم آن میشوند. پس مؤلفه های اشارهای سبب میشوند تا گفتمان، واقعی و عینیتر جلوه کند. اینمؤلفه ها زمانی به پاد تبدیل میشوند که حضورشان تردیدها را کاهش می دهد و استحکام بخشی از گفتمان را سبب میشوند.

با توجه به معانی اساسی دو داستان اصحاب غار و موسی(ع) و خضر، می توان از پادگفتمان خرق عادت و پاد ناظرساز نیز نام برد.

پاد ناظرساز پادی است که با حمایت و تشویق ناظری آگاه و یا عاطفی، انرژی لازم برای توسعه کنشی را فراهم می سازد؛ جنبه تشویقی و ترغیبی گفتمان را تأیید می کند و بدین وسیله، شرایط مطلوب کنشی را گوشزد و تأکید بر استمرار آن را ایجابی می کند.

پاد خرق عادت، گفتمان را به مرحله ای استعلایی رهنمون می سازد که در این مرحله، کنش های غیرمعمول با توجه به منظومۀ گفتمانی و بافت کلام، حاشیۀ امن گفتمانی و باورپذیر ایجاد می کند و راه را برای پذیرش گفتمان های پنهان هموار می سازد و درنهایت پیام اساسی متن را از این طریق حمایت می کند. چنانکه در داستان اصحاب کهف، بیان موجز قصۀیاران غار و تمرکز بر خواب سیصد ساله، به همراهی گزاره های تفسیری متن، همانند پادگفتمانی در مرحله ای استعلایی، مخاطب را به معناهایی فراسوتر از قصۀ شگفت اصحاب کهف رهنمون می سازد که در جای خود به تفصیل آمده است.

3. ویژگی های پادگفتمانی سوره کهف

سوره کهف، هجدهمین سوره قرآن و ازجمله سوره های مکی است و 110 آیه دارد. این سوره مشتمل بر داستان هایی رمزی و تمثیلی است که از دیرباز تا کنون، ذهن قرآن پژوهان را مشغول کرده است. داستان هایی ازقبیل داستان هاییاران غار، صاحبان باغ های خرما و انگور، ملاقات موسی(ع) با خضر، ذوالقرنین و یأجوج و مأجوج.

دربارۀ واقعی بودنیا تطابق نداشتن این قصه هاباواقعیت و به دنبال آن، حاشیه های مباحث ایدئولوژیک دربارۀرده بندی این قصه هاجای طرح استدلال ها و بیان مواضع گفتمان های دینی فراوانی وجود دارد که از دید این مقاله، در فرصتی مناسب، بررسی خواهد شد. برای نمونه، طبقه بندی آرنه(Anti Arane)   تامسون  (Stith  Thomson)، (Thomson,1977) و آنچه که ایان نتون(JanRichard Netton) در مقاله ای با عنوان نشانه شناسی سوره کهف، (Netton, 2000)  در مجله مطالعات قرآنی مصر به چاپ رسانده است و کتاب فولکلور در قرآن از آلن دوندس(Alan Dundes) که هنوز به فارسی ترجمه نشده است .(Dundes, 2003)

اما به طورکلی: موازین ژانربندی آثار ادبی بشری آن چنان که باید، در ژانربندی قصص قرآنی کارآمد و پرتوان به کار می آیند. با این حال، به نظر می آید با توجه به دو معیار صوری،یعنی حجم و اندازه و معیار محتوایی که معیارهای واقع گرایی و حقیقت مانندی را نیز شامل می شوند، الگویی برای ژانربندی قصص قرآنی ارائه داد. «از حیث معیار صوری،یعنی حجم و اندازه و بدون توجه به مسائل محتوایی، قصص قرآنی درگونه های داستانک، داستان کوتاه، داستان بلند، رمان کوتاه، رمان بلند و غیره جای می گیرند. از حیث مسائل محتوایی و فارغ از معیارهایحجم و اندازه، قصص قرآنی در پرتو معیارهای فرعی واقع گرایی و حقیقت مانندیدر زمرۀ لطیـف، حکایـت اخلاقـی، تمثیـلی، خـرق عـادات یا کرامات و امثالهم جای می گیرند»(حری، 1393، ص227).

با توجه به معیار واقع گرایی، قصص قرآنی از این نظر که همگی در جهان خارج اتفاق افتاده اندویا ممکن است در آینده اتفاق بیفتند، محاکاتی اند و با توجه به معیار حقیقت مانندی، از این حیث که کارگزاران و اشخاص واقعی دارند، داستان های راستین اند (همان، ص 229).

روایت های قصص قرآنی با اینکه از نمادها و کهن الگوها و شخصیت ها و کنش های خارق العاده برای تأثیر هرچه بیشتر بر مخاطب بهره گرفته اند،درنهایت بر یک محور اصلی متمرکز می شوند و آن محور اساسی، استفاده از این شگردها برای اثبات آموزه های متعالی تر است و خودبه خود این قصه هایا تمثیل ها را در خدمت ژانر واقع گرایانۀ قرآن قرار می دهند و این همان موضعی است که سیدقطب قاطعانه آن را مطرح می کند و نگارندگان نیز بر آن پای می فشارند که «درستی داستان های قرآن درستی واقعی است و هرگاه در داستان های قرآن از رویدادهایا شخصیت هایی سخن رفته باشد که نام و نشانی از آنها در تاریخ نیست، باید قرآن را در برابر تاریخ، حجت دانست؛ زیرا قرآن فرستادۀ حکیم دانا و تنها متن دینی ایمن از تحریف و تزویر در طول تاریخ است.

من در شگفتم که چرا از تعبیر «هنری» چنین برداشت می شود که اثر ساختۀ تخیل و پندار دور از خرد است. مگر نمی توان حقایق را با شیوه ای هنری و علمی عرضه داشت، یعنی هم واقعی باشد و هم هنری و علمی. آیا از این روی که هومر(Homer)، ایلیاد(Iliad) و ادیسه(Odyssey) را از روایات اساطیری برساخت یا از این روی که نویسندگانداستان کوتاه و رمان در اروپا، در هنر آزاد خود، چندان به واقعیات توجه ندارند. آری، این هنر است؛ اما نه همۀ هنر. حقیقت را نیز می توان به گونه ای کاملاً هنرمندانه عرضه کرد. تصور این موضوع دشوار نیست؛ اما بدان شرط که خود را از این «عقلانیت وام گرفته از ترجمه های غربی» برهانیم و از الگوهای صرفاً غربی روی برگردانیم و در اصطلاحات رایج، بازنگری فراگیری داشته باشیم» (قطب، 1407، ص255).

برای نمونه، در سورۀ کهف، تعامل گفتمانی نمادین در میان اشخاص و کنش های تمثیلی به شکل آشکاری در درون متن و در قصۀ موسی و خضر حضور دارد. مکالمات موسی و خضر و بیان حکمت های اعمالی که از خضر سر می زند، در پایان حکایت، آشکارسازی تعامل گفتمانی در افقی وسیع تر است. ماهی بریانی که در آغاز داستان به گونه ای رمزی، راه دریا را در پیش می گیرد، نشانه ای است که فراتر از گفتار عمل می کند و موسی به فراست درمی یابد که باید به آنجا بازگردد: فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَیْنِهِما نَسِیا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَباً (کهف: 61). پس هنگامى که  به محل تلاقى دو دریا رسیدند، ماهى خود را فراموش کردند و ماهى، راه خویش را[سرازیر] در دریا پیش گرفت.

در طول داستان نیز مخاطب متن یا همان گفته یاب در جایگاه موسی(ع)، منتظر روشن شدن حکمت های کنش های شگفت داستان است. گفته پرداز هم در دو سطح تعامل می کند. یکی در سطح اولیه آن، یعنی همان بیان حقیقت اعمال خضر توسط خود او و دیگر سطح نهایی و عمیق لایه های پنهان متن،یعنی دعوت مخاطبان کتاب الهی به باور حکمت های خداوند در هستی این دنیا و طرح ریزی بیان و اثبات حیاتی برتر در جهان دیگر است که از این منظر با داستان های اصحاب کهف و صاحبان باغ در این سوره، پیوندی انداموار و منسجم می یابد.

چنانکه از نص صریح قرآن در این سوره و سیاق آیات و منابع تفسیری برمی آید، موضوعات اساسی و محوری در سوره کهف عبارتند از: اثبات معاد، تقابل دنیا و آخرت، اوصاف و ویژگی های بهشت و جهنم، بیان باور به حکمت و قدرت حق و لزوم اطاعت از اوامر الهی (رک: تفسیرالمیزان، جلد سیزدهم).

با تأمل در این معانی و تعمق در فرم و محتوای داستان های این سوره و آیات طرح شده در قبل و بعد این قصه هاوبهاصطلاحقرآنی آن، از سیاق آیات دریافت می شود که شیوه داستان گویی از منظر تکنیک روایت پردازی و روش تمثیلی و ایجاد حاشیه های کارکردی معطوف به خصوصیات روانی انسان ها، به گسترش گفتمان قرآن، به طرز شگفتییاری می رساند و از این منظر، به منزلۀ پادگفتمان، حامی گفتمان قرآنی و موجب ثبات و دوام پیام های اساسی آن در ذهن مخاطبان می شود.

 در برخی از داستان های این سوره، مانند داستان اصحاب کهف، ریتم تند گفتمان و بیانبرشی از حکایت معروف اصحاب رقیم در میان مردم، بدون پردازش گفتمانی، هالۀ مربوط به گفتمان معاد و رستاخیز را در ارجاع به خواب طولانی آنها پررنگ می کند و وجه اقناعی شدید و چتر حمایتی باورپذیری را دربارۀ اثبات برانگیخته شدن از خواب مرگ در روز قیامت در متن باز می کند. بدین ترتیب روایت داستانی اصحاب کهف نوعی پادسازی است که در خدمت اقناع بخشی و یا وجه مجابی گفتمان قرار می گیرد.

در داستان خضر و موسی، درنگ در معانی اعمال شگفت خضر، موجب پیدایش ریتم کند گفتمان و تعویق کنشی در برملاساختن رازهای کنش خضر، و صبر موسی، سبب انگیزش درونی مخاطب برای دستیابی به غایت گفتمان و فهم اسرار و به دنبال آنها، حمایت فراوان از دریافت پیام داستان، یعنیهمان باور سلطه حکمت الهی می شود. تا حدی که این نوع داستان پردازی و ارتباط تنگاتنگ و در عین حال، پنهان و ماهرانۀ آن با پیام های متن، از بهترین و بارزترین مصادیق پادسازی در این گفتمان است.

مراجع

قرآن کریم.
بیلسکر، ریچارد (1384)، یونگ، ترجمه حسین پاینده، تهران: طرح نو.
تاجیک، محمدرضا (1383)، گفتمان، پادگفتمان و سیاست، تهران: مؤسسه توسعه علوم انسانی.
حری، ابوالفضل (1393)، کلک خیال انگیز (بوطیقای ادبیات و همناک، کرامات و معجزات)، تهران: نشر نی.
حسینی، مریم (1388)، رمزپردازی غار در فرهنگ ملل و یار غار در غزل های مولوی،فصلنامه ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی، س 5، ش11 .
دهخدا، علی اکبر (1377)، لغتنامه، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
سرانو، میگوئل (1385)، با یونگ و هسه، ترجمه سیروس شمیسا، تهران: میترا.
شایگان، داریوش (1381)، بت های ذهنی و خاطرۀ ازلی، تهران: امیرکبیر.
شعیری،حمید رضا (1392)، نشانه – معنا شناسی دیداری، تهران: سخن.
شمیسا، سیروس (1376)، بیان، تهران: فردوس.
شوالیه، ژان و گربران، آلن (1384)، فرهنگ نمادها، تهران: جیحون.
طباطبایی، سیدمحمدحسین (1382)، المیزان فی تفسیرالقرآن، ترجمه موسوی همدانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی.
قطب، سید (1367)، آفرینش های هنری در قرآن، ترجمه محمد فولادوند، تهران: بنیاد قرآن.
یاوری، حورا (1387)، روانکاوی و ادبیات، تهران: سخن.

یونگ، کارل گوستاو (1368)، چهار صورت مثالی، ترجمه پروین فرامرزی، تهران: آستان قدس.

نویسندگان:

فریده داودی مقدم: دانشیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه شاهد، دانشکدۀ علوم انسانی،تهران، ایران 

حمیدرضا شعیری: استاد گروه زبان فرانسه دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

 ثریا قطبی: استادیارگروه علوم قرآن و حدیث دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد، تهران، ایران

فصلنامه پژوهشهای زبان شناختی قرآن بهار و تابستان 1396

ادامه دارد…

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

رابطة سبک‌های یادگیری با روش‌های تدریس ترجیحی دانش‌آموزان دوره متوسطه

چکیده

هدف از این پژوهش، بررسی رابطة سبک‌های یادگیری دانش‌آموزان دوره متوسطه با روش‌های تدریس ترجیحی آنان بود. جامعة آماری پژوهش، شامل 2199 نفر دانش‌آموز دورة متوسطه شهرستان میبد که با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب با حجم 325 نفر از آنان به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تحلیل واریانس، آزمون تعقیبی) داده‌ها مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که بین سبک‌های یادگیری و روش‌های تدریس ترجیحی دیداری، شنیداری، خواندنی – نوشتنی و جنبشی رابطة معنادار وجود داشت ولی بین سبک‌های یادگیری دانش‌آموزان برحسب سن و رشته تحصیلی تفاوت وجود نداشت. مقایسه سبک‌های یادگیری و روش‌های تدریس ترجیحی دانش‌آموزان برحسب جنسیت نشان داد که فقط رابطه سبک یادگیری و روش‌های تدریس ترجیحی شنیداری با جنس معنی‌دار بوده است و میانگین سبک یادگیری و روش تدریس ترجیحی شنیداری دانش‌آموزان دختر بیشتر از دانش‌آموزان پسر بوده است.

کلیدواژه‌ها: دانش‌آموزان دورة متوسطه؛ روش‌های تدریس؛ سبک‌های یادگیری

نویسندگان:

بی بی عشرت زمانی: استاد رشته تکنولوژی آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

 زهرا رعیت رکن آبادی: دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برنامه‌ریزی آموزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

نرگس سعیدیان: استادیار رشته دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.  

فصلنامه پژوهش در برنامه ریزی درسی – دوره 2، شماره 29 – شماره پیاپی 56، بهار 1397.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

نظم واژگان متقابل «أرض و سماء» در قرآن

 

چکیده

تقابل پدیده ای است هنری، بلاغی و زیبایی شناختی که بر هم آیی دیالکتیک متضادها مبتنی است. این ویژگی متناسب با گونۀ متمایز و برجستۀ بلاغت در قرآن است که در آن آرایه‏های ادبی و عناصر زیبایی آفرین در همه یا اغلب ‏نمونه ها هماهنگ با شیوایی و روانی کلام و در راستای تبیین معنی و تسهیل فهم آن برای مخاطب‏ است.

ازاین رو، شکوه بیان متن قرآنی تنها محدود به تصویریا بلاغت یا اطلاع رسانی نیست؛ بلکه در غیر از این امور نیز تجلی می یابد، مثل آنچه که به سبک نظم در حوزۀ تقابل تجسم می یابد. بر این اساس، در این پژوهش کوشش شده است تا با توجه به نظریۀ انسجام در زبان شناسی نقش گرای نظام مند هلیدی، نظم/چینش تقابلی واژگان «أرض و سماء» در گفتمان قرآنی بررسی و تحلیل شود و با ارائۀ تحلیلی زبانی– سبکی از تغییر سبک در چینش این واژگان، نقش آن که یکی از عوامل توازن و انسجام معنایی در گونۀ قرآنی است، تبیین شود.

این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی نشان داده است که هم آیی امور متضاد و مانند آن، طبق مقتضای حال، نه تنها بر زیبایی متن که بر انسجام و توالی مفهومی آن نیز تأثیرگذار است. همچنین تغییر سبک در چینش تقابلی واژگان «أرض و سماء» یک مشکل ترکیب پذیری است که از طریق بررسی عوامل بینامتنی مانند بافت موقعیت توجیه پذیر است. ضمن اینکه تبیین تغییر سبکی میان آیات در تقدیم و تأخیر این دو واژه و تغییر از حالت مفرد به حالت جمع واژۀ «سماء» با بررسی تأثیر بافت موقعیت، مسئله ای علمی و نوعی استفادۀ خلاقانه از راهکارهای پرمایۀ زبانی جهت انسجام و سازگاری با مفهوم کلان بافت است.

کلیدواژه ها

نظریۀ انسجام، نظم، تقابل، ارض، سماء

مقدمه

در بحث از زیبایی های ادبی زبان عربی گونۀ قرآنی، از قرن اول در میان مسلمانان گفتگوهای بسیار صورت گرفت. گروهی از علمای بلاغت و ادیبان، اعجاز قرآن و خصوصیات بی نظیر آن را در کاربرد زبان مجازی از قبیل انواع استعاره و تمثیل و مانند آن می دانستند؛ ولی بلاغی و دستورنویس معروف ایرانی، عبدالقاهر جرجانی، دلیل اعجاز قرآن را قبل از هرچیز و بیش از همه، آرایش های نحوی و الگوهای خاص جملات می دانست نه استعاره و مجاز.

به نظر جرجانی امتیاز هر اثر ادبی برجسته به سبب وجود نظم در آن اثر است. از همین نگر گاه است که او برای تک تک واژگان ارزش زیباشناختی خاصی در نظر نمی گیرد و بر این باور است که شیوۀ قرارگرفتن کلمات در کنار یکدیگر میزان زیبایی و خوش آهنگی لفظ را آشکار می سازد. به ویژه توازن معنایی کلماتی که کنار یکدیگر قرار می گیرند، زیبایی سخن را رقم می زند، نه صورت ظاهر لفظ (عباس، 1387ش، صص12و14).

نزدیک ترین و معقول ترین همانندی های زبانی نظریۀ جرجانی را می توان در آثار زبان شناسان نقش گرا، به ویژه مایکل هلیدی جستجو کرد. بنیان دستور نقش گرای نظام مند او بر اصل تعدد نقش های زبان استوار است. این دستور در سه لایۀ بافتی، لایۀ معنایی (نقشی) و لایۀ واژی-دستوری نمود می یابد. وانگهی روش نحوی که جرجانی آن را مبنای نظریه اش قرار می دهد، در سه گانۀ لفظ (قواعد نحو)، معنا و روابط بافتی (تعلیق) تجسم می یابد (سادات حسینی، 1395ش، صص129و131).

از نگرگاه هلیدی، متنیت متن صرفاً بر لایۀ واژی-دستوری و بر دو ساخت مبتدا-خبری و اطلاعاتی استوار نیست. متن نیاز به برقراری مناسبات دیگری نیز در درون خود دارد. این مناسبات چون فراتر از ساخت های دستوری بند و جمله می روند و تمامییک متن را فرا می گیرند، مناسباتی غیرساختاری اند و «انسجام» خوانده می شوند. 

هلیدی، منابع انسجام و متنیت متن را با بررسی عواملی از قبیل ارجاع، حذف، جایگزینی، ادات ربط و انسجام واژگانی نشان می دهد. از دیگرسوی، جرجانی از میان این عناصر، به طور خاص دو فصل از «دلائل الإعجاز» را به فصل و وصل اختصاص می دهد که می توان آن را معادل ادات ربط در نظریۀ انسجام هلیدی دانست. افزون بر این، عنصر «حذف» نیز از نگرگاه جرجانییکی از عناصر سازندۀ نظم است (سیدقاسم، 1393ش، ص124).

تقابل/تضاد معنایییکی از عناصر رویکرد انسجام واژگانی است که در توصیف معنایی زبان به  کار می رود. گرچه این آرایه را در نظریۀ نظم جرجانی راهی نیست؛ اما با نگاهی به کارکرد پیشینیان وی، می توان پیشینه و کاربرد اصطلاحی آن را به نخستین پژوهش های بلاغی و قرآنی اندیشمندان مسلمان پیوند داد. از این دانشمندان می توان به ابن رشیق قیروانی (2000م، ص583) و ابوهلال عسکری (1952م، ص337) اشاره کرد. 

گفتنی است سبک تقابل/تضاد معنایی صرفاً یک سبک زبانی-بلاغی نیست که کارکرد آن در زیبایی آفرینی‏ محدود ‏شود؛ بلکه به ابزار کشف زیبایی و درک حقایق با هم بدل می شود. این ویژگی متناسب با گونۀ متمایز و برجستۀ بلاغت در قرآن است که در آن آرایه‏های ادبی و عناصر زیبایی آفرین و زینت بخش سخن در همه یا اغلب‏ نمونه ها هماهنگ با شیوایی، روانی و سلاست کلام و در راستای تبیین معنی و تسهیل فهم آن برای مخاطب‏ است. ازاین رو، شکوه بیان متن قرآنی تنها محدود به تصویریا بلاغت یا اطلاع رسانی نیست؛ بلکه در غیر از این امور نیز تجلی می یابد، مثل آنچه که به سبک نظم در حوزۀ تقابل معنایی تجسم می یابد.

براین اساس، آنچه در پژوهش حاضر موضوعیت دارد، بررسی و تحلیل نظم تقابلی دو واژۀ «أرض و سماء» بر پایۀ نظریۀ انسجام واژگانی هلیدی در دستور نقش گرا و تبیین آن با نام یکی از عوامل توازن و انسجام معنایی در گفتمان قرآنی است. اهمیت پژوهش پیش رو در این است که با تکیه بر یکی از راهکارهای پرمایۀ زبان شناسی نقش گرا تقابل معنایی دو واژۀ «أرض و سماء» و نظم تقابلی آن دو، مسئله ای علمی و دفاع پذیر است.

وانگهی با استفاده از روش تحلیل انسجام متنی می توان درک خواننده را نسبت به ظرافت های ترکیب پذیری و معنایی گفتمان قرآنی ارتقا داد و چشم اندازی به سوی الگو های پرمایۀ سبکی و زبانی عربی گونۀ قرآنی گشود. برخی از سوالاتی که دراین پژوهش به آنها پاسخ می گوییم، به شرح ذیل است:

1. کارکرد زبانی و بلاغی تقابل معنایی در گفتمان قرآنی چیست؟

2. چینش واژگان متقابل «أرض و سماء» بر اساس الگوی ترکیب پذیری چگونه ارزیابی می شود؟

3. تغییر سبک زبانی در جایگزینی حالت جمع به جای حالت مفرد واژۀ «سماء» را چگونه می توان تبیین کرد؟

و فرضیه های درنظرگرفته شده از قرار زیر است:

-سبک تقابل/تضاد معنایی صرفاً یک سبک زبانی- بلاغی نیست که کارکرد آن در زیبایی آفرینی‏ محدود ‏شود؛ بلکه ابزار کشف زیبایی و درک حقایق با هم است. کاربست این سبک در قرآن جز با هدف بیان معنا صورت نگرفته و در ارتباط و انسجامی بی نظیر با بافت، نشان دهندۀ زیباترین ظرافت های معنایی است.

-در باب سوال دوم، فرض بر این است که چینش واژگان متقابل «أرض و سماء» بر پایۀ الگوی ترکیب پذیری، در اغلب آیات به شکل تقدیم «سماء» بر «أرض» نمود یافته که علت آن با بررسی عوامل بینامتنی توجیه پذیر است.

-و سوال آخر مبتنی بر این فرضیه است که تبیین تغییر سبکی در تغییر حالت جمع به جای حالت مفرد «سماء» با بررسی شیوه هایی از قبیل تأثیر بافت موقعیت امکان پذیر است.

پیشینۀ پژوهش

از جمله مطالعات و پژوهش های صورت گرفته در حوزۀ تقابل در زبان و به ویژه زبان عربی گونۀ قرآنی می توان به نمونه های زیر اشاره کرد:

-کتاب بررسی زیبایی شناختی و سبک شناختی تقابل در قرآن اثر دکتر حسین جمعه که انتشارات سخن آن را با ترجمۀ دکتر سیدحسین سیدی در سال 1391 منتشر کرده است. مؤلف، کار را از بررسی ماهیت زیبایی شناختی و مفهوم تقابل آغاز کرده است و سپس با بررسی تطبیقی تقابل زیبایی شناختی در سورۀ «والضحی» بدان پایان می دهد.

-مقالۀ «گونه های تقابل واژگان در کاربست قرآنی»، از سیدمهدی میرزا بابایی و علیرضا قائمی نیا(1393)، نویسندگان این مقاله کوشیده اند، ضمن بیان مباحث نظری دربارۀ انواع تقابل واژگانی، به شواهد قرآنی آن نیز اشاره کنند.

-مقالۀ «التقابل اللفظی فی القرآن الکریم دراسه دلالیه» از دکتر یونس عبد مرزوک (بی تا)، نویسنده پس از بیان مباحث نظری، موضوع تقابل را در دو مبحث تقابل لفظی حقیقی و تقابل لفظی مجازی در قرآن بررسی می کند. وی در مبحث نخست، تقابل واژگان «هدی- ظلال، حق- باطل، حلال- حرام، صیف- شتاء و جوع- إطعام» و در مبحث دوم، تقابل واژگان «إحیاء- إماته، ظاهر- باطن، فقر- غنی و ایمان- شرک» را بررسی می کند.

در میان تمام این پژوهش ها، خلأ پژوهشی که نظم/چینش تقابلی واژگان «أرض و سماء» در گفتمان قرآنی آن هم با توجه به نظریۀ انسجام در زبان شناسی سیستمی- نقشی هلیدی (زبان شناسی نقش گرا) را بررسی کند، به چشم می خورد. ازاین رو، نویسنده بر آن شد، تا در پرتو مطالعات زبانی و متنی نوین از محدودیت های رویکرد سنتی فراتر رود و از پیوند تنگاتنگ مباحث سنتی رابطۀ متن و بافت با رویکردهای جدید، خوانش تازه ای از مبحث نظم تقابلی «أرض و سماء» در قرآن کریم به دست دهد و نقش چینش تقابلی این دو واژه را در ایجاد انسجام معنایی و توالی مفهومی تبیین کند. گفتنی است رویکرد این پژوهش، رویکردی زبان شناسانه و روش آن توصیفی- تحلیلی است.

1. زبان شناسی نقش گرا

زبان شناسی نوین، بنیان های خود را بر پیش نهاده های فردینان دوسوسور استوار کرده است. در نگرگاه او واحد بررسی زبان شناختی عملاً «واژه» بود. گرچه در آثار پیشینیان متأثر از او «جمله» در مقام واحد بررسی زبان شناختی، جایگزین «واژه» گشت؛ اما این نگرش ذره گرایانهدر پژوهش های زبان شناختی همچنان حفظ شد. اوج پژوهش های «جمله-بنیاد»، نگرۀ زبان شناسی زایشی چامسکی است.

به باور چامسکی، زبان نه وسیله ای برای ارتباط، بلکه ابزاری برای تفکر و آیینۀ ذهن آدمی و درنتیجه دریچه ای برای دستیابی به جنبه هایی از ویژگی های ذاتی ذهن آدمی است. پس زبان شناسی، مطالعۀ علمی زبان برای فهم ویژگی های ذهن انسان است. ازاین رو، در این دانش زبانیعوامل غیرزبانی و اجتماعی را راهی نیست. و این چنین چامسکی با طرد عامل آگاهی انسان از سویی و عوامل اجتماعی از سویی دیگر، زبان را به یک نظام منطقی ساختگی فرو می کاهد و به ساحت آرمانی  ای می رسد که هیچ متغیری بر آن مترتب نیست (رک: مهاجر و نبوی، 1376ش، صص6-68).

اما از دهۀ شصت به این سو، پدیدۀ «متن» با نام واحد تحلیل زبان شناختی مدّنظر قرار گرفت و تفکر «متن-بنیاد» در زبان شناسی رشد کرد و بالیدن گرفت و این خود واکنشی طبیعی در برابر نگرۀ به غایت ذهنی چامسکیایی بود. در همان دهه، کاربرد زبان نیز وارد قلمرو نظریه پردازی های زبانی شد و به زودی جایگاهی درخور یافت؛ اما پی آمدِ مهم تر این تحولات، زایش و بالش آن دسته از نگره های زبان شناختی بود که از منظری کاربردی به تمامی ساحت های زبان می نگریستند.

نمایندۀ شاخص نظریه های دستۀ اول، زبان شناسی زایشی چامسکی است که بدان اشاره شد و نمونۀ نوعی نگره های دستۀ دوم، زبان شناسی سیستمییا زبان شناسی سیستمی-نقشیSystemic-Functional Lingustics  است که هلیدی آن را ساخته و پرداخته است.

درواقع، بنیاد نظریۀ نقش گرای نظام مند هلیدی بر اساس «بررسی زبان در کاربرد» استوار شده که طبق این دیدگاه هرنوع گزینش زبانی در صورتی نقش مند و معنادار است که در یک بافت، موقعیت اجتماعییا در دل یک فرهنگ به کار رفته باشد (عماش، 1432ق، ص7).

هلیدی، زبان را به ویژه بر پایۀ نقش های اجتماعی آن مدّنظر قرار می دهد. به باور او صورت یا ساخت زبان از راه کاربردهای نقشی آن برای هدف های اجتماعی گوناگون شکل گرفته است؛ بنابراین زبان ابزاری است برای انتقال معنی و برقراری ارتباط میان افراد یک جامعه. در نتیجه، زبان نهادی اجتماعی و بخشی از نظام اجتماعی است. دراین راستا او معتقد است، زبان شناسی همچون شاخه ای از جامعه شناسی آن دسته از کنش های اجتماعی را بررسی می کند که بنیاد آن ها بر انتقال معنی با زبان استوار است. ازاین رو، قصد تحلیل گر نقش گرا از بررسی عناصر دستوری، نقشی و معنایی، بیشتر توضیح «نقش معنایی» آن هاست و صورت های زبانی و ساخت آن ها را نیز به منظور توضیح نقش معنایی بررسی می کند (فتوحی، 1390ش، ص147).

2. نظریۀ انسجام

یکی از مهم ترین مباحث نظریۀ هلیدی، مبحث انسجام است. هلیدی و رقیه حسن در سال 1976م این نظریه را با نام(Cohesion in English)  مطرح کردند. چندی بعد با افزودن مقولۀ هماهنگی انسجامی و پیوستگی، آن را بسط دادند. انسجام یک ابزار زبانیاست که ویژگی متنیت (بافتار) را فراهم می سازد و نیزیک مفهوم معنایی است که به روابط معنایی موجود در متن، اشاره می کند؛ بنابراین متن اگر متن باشد، باید برخوردار از یک ویژگی برجسته به نام انسجام باشد (Halliday, 1973, p33) .

انسجام، به مناسبات معنایی ای اشاره دارد که میان عناصر یک متن وجود دارند و با عمل آنها، تعبیر برخی از عناصر متن امکان پذیر می شود. این مناسبات به کلام یکپارچگی و وحدت می بخشند و آن را همچون متن از مجموعه ای از جمله های جداگانه و نامربوط متمایز می سازد.

عوامل انسجام در دو بخش ساختاری و غیرساختاری بررسی می شود. مؤلّفه های بخش ساختاری انسجام: توازن، بسط مبتدا –خبرواطلاعاتکهنهونواست. وانسجامغیرساختاری در سه بخش واژگانی، دستوری و آوایی بررسی می شود.

مؤلّفه های انسجام واژگانی دو مؤلّفۀ تکرار و هم آیی است. در مبحث تکرار، مقوله های هم معنایی، تکرار لفظی و معنایی، واژگان شامل و عمومی بررسی می شود. و در مبحث هم آیی، تضاد/تقابل معنایی و رابطۀ جزء به کل، جزء به جزء، شمول معنایی و… با دقت تحلیل می شود. اما در انسجام دستوری مقولات: جایگزینی، حذف، ارجاع و ادوات ربطی و در انسجام آوایی مباحث جناس، سجع و موازات بررسی می شود (محمد، 2007م، ص105).

نکتۀ شایان ذکر در این قسمت، رابطۀ انسجام و چگونگی کارکرد آن با توجه به سبک های مختلف گفتاری و نوشتاری است. گرچه عوامل انسجام، ابزارهایی زبانی هستند که کاربرد آنها در هر متنی اجتناب ناپذیر است؛ اما بدین معنا نیست که هنرمند در کمیتیا کیفیت استفاده از آن ملزم به قاعده یا دستوری خاص باشد. به بیان دیگر، زبان شناسی متن این نیست که آیا عوامل انسجام، تداوم جملات را ایجاد کرده است یا نه؛ بلکه سوال اصلی این خواهد بود که چرا و چگونه متن از این عوامل بهره برده و چگونه با کاربرد این ادوات به پیوستگی دست یافته است (أبوخرمه، 2004م، ص83).

3. انسجام واژگانی

این نوع انسجام، مبتنی بر رابطه ای است که واحدهای واژگانی زبان به لحاظ محتوای معنایی شان با یکدیگر دارند و متن با این روابط می تواند تداوم و انسجام به خود بگیرد (مهاجر و نبوی، 1376ش، ص68)؛ بنابراین واژه ها فقط با نام «ظروف معنا» یا ایفاکنندۀ «نقش های معنایی» در جملات محسوب نمی شوند؛ بلکه می توانند با واژه های دیگر «رابطه» داشته باشند. انسان برای تبیین معنایی واژگان، معنای هر واژه را نه از لحاظ مختصه های مؤلّفه ای، بلکه بر حسب رابطۀ آن واژه با واژه های دیگر مدّنظر قرار می دهد (یول، 1389ش، ص145). این رویکرد که روابط واژگانی نامیده می شود، صورت های گوناگونی دارد که تنها به پاره ای از آن ها اشاره می شود:

3-1. تضاد معنایی

رابطۀ واژگانی «تضاد» زمانی است که دو یا چند واژه با شیوه های مختلف در تقابل و یا تضاد با یکدیگر باشند. به اعتقاد «پالمر» اغلب تصور می شود که تضاد معناییAntonymy نقطۀ مقابل هم معنایی است؛ لیکن هریک از این دو مقوله از پیکرۀ کاملاً متفاوتی برخوردار است؛ زیرا زبان ها الزاما محتاج واژه های مهم معنا نیستند؛ ولی تضاد معنایییکی از ویژگی های نظام مند و بسیار طبیعی زبان است (1976م، صص78-79).

3-2. هم معنایی

«هم معنایی»Synonymy(ترادف) درواقع، کاربرد واژگانی است که دارای معناییکسان هستند؛ ولی در صورت کامل با هم متفاوتند. هم معنایی وقتی ممکن است که بتوان به جای جزء یا اجزایی از یک زنجیرۀ زبانی، جزء یا اجزای دیگری نهاد، بدون اینکه معنی زنجیره تغییریابد (لاینز، 1980م، ص73). یافتن دو هم معنای کامل، دشوار و بسیار نادر است. وقتی دو واژه معانییکسان دارند، به نظر می رسد که یکی از آنها با کسب مشخصۀ معنایی اضافی و تمایزدهنده به جدایی از دیگری می گراید.

تفاوت های موجود میان واژه های هم معنا، برخاسته از کاربردهای لهجه ای، سبکی (ادبی، غیرادبی و غیره)، گونه ای (گفتاری، نوشتاری، رسمی، غیررسمی) و… است و به همین سبب معنی شناسان معتقد به هم معنایی مطلق در میان واژه ها نیستند؛ بلکه از هم معنایی گونه ای مثل: مادرندر در گونۀ خراسانی و نامادری در گونۀ تهرانی، سبکی مانند: زن-خانم-ضعیفه-اهل، عاطفی مانند: دوست-یار، بافتی مانند: خراب-فاسد و هم معنایی عام و خاص مانند: ماشین-اتومبیلیاد می کنند.

3-3. شمول معنایی

در زبان شناسی، شمول معناییHyponymy (تضمّن) به حالتی اشاره دارد که معناییک واژه به طور کامل با یک واژۀ دیگر که معنای فراگیرتریدارد، پوشش داده شود (Palmer, 1976, p76).  برای نمونه معنای «میخک» با معنای «گل» پوشش داده می شود و معنای «گنجشک» با معنای «پرنده».

در این نمونه ها واژۀ میخک و گنجشک واژه های زیرشمولhyponym  و گل و پرنده واژه های فراشامل hypernym نامیده می شوند. واژه هایی که تحت یک واژۀ کلی (بالاتر) قرار گرفته اند، واژه های هم شمول co-hyponym نامیده می شوند (صفوی، 1387ش، ص100)؛ بنابراین کلمه های گوسفند و گوزن که هردو تحت معنای حیوان قرار دارند، کلمه هایی هم شمول اند. واژۀ حیوان نیز در اینجا واژه ای فراشامل است.

4. تقابل معنایی

انسجام واژگانی، همانطور که گفته شد، اثر منسجمکننده در متن دارد و برای اهداف متنی به  کار میرود. در میان فرایندهای اصلی زبانی که انسجام واژگانی شناسایی شده اند، تقابل معناییSemantic Opposition از جملۀ آن هاست. آنچه در جستار پیش رو، موضوعیت دارد، چینش واژگان متقابل «أرض وسماء» است که پیش از بررسی و تحلیل آن، درنگی کوتاه بر مسئلۀ تقابل، ناگزیر می نماید.

اصطلاح تقابل معنایی به هنگام بحث دربارۀ مفاهیم متقابل یا در اصطلاح سنتی، معانی متضاد واژه ها به  کار می رود. بحث این گونه را در «العمده» قیروانی می توان دید. صاحب العمده بیان داشته است که تقابل جمع آوری دو لفظ متضاد است و اگر واژگان متقابل از دو لفظ فراتر روند، مقابله است. وی به خوبی بیان داشته که مقابله بیشتر به اضداد است (ابن رشیق قیروانی، 2000م، ص583). این نگرگاه از سخنان صاحب «الصناعتین» نیز مفهوم است. (عسکری، 1952م، ص338).

گفتنی است در معنی شناسی نوین متعمداً از اصطلاح تقابل Opposition به جای تضاد Antonymy استفاده می شود؛ زیرا تضاد صرفاً گونه ای از تقابل به حساب می آید (صفوی، 1387، ص117).

بی شک، زرکشی در نظریه پردازی و تطبیق نمونه های تقابل از معنی شناسان معاصر پیشی گرفته است. تقابل از نظر او به تضاد نزدیک است؛ اما کاملاً به آن شبیه نیست؛ چون هم در اضداد رخ می دهد و هم در غیر آن. تقابل در بیش از دو بافت متقابل هم یافت می شود. از نظر او، تقابل بر سه قسم است: نظیری/همگن، مانند: چرت-خواب ﴿اللَّهُ لاإِلهَ إِلاَّهُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاتَأْخُذُهُ سِنَه وَ لا نَوْمٌ﴾ (بقره: 255)،نقیضی/دو نقیض، مانند: خواب-بیدار﴿وَتَحْسَبُهُمْ أَیْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ﴾ (کهف/18) وخلافی/دو مخالف، مانند: هدایت-شر ﴿وَأَنَّالانَدْرِیأَشَرٌّأُرِیدَبِمَنْفِیالْأَرْضِأَمْأَرادَبِهِمْرَبُّهُمْرَشَداً﴾، (جن/10) (زرکشی، 1957م، ج3، ص459).

در توضیح تقابل دو واژۀ «هدایت-شر» باید گفت: مفهوم متضاد «رشداً/هدایت»، «الغی/ضلالت» و متضاد «شر»، «خیر» است؛ اما «رشداً» بر اساس مؤلّفۀ معنایی خود متضمن معنای خیر و خوبی است، همان طور که «الغی» به طور ضمنی بر شر و بدی دلالت دارد. ازاین رو، می توان آن ها را نقطۀ مقابل یکدیگر قرار داد. در معنی شناسی معاصر این گونه از تقابل، «تقابل ضمنی»Connotational Opposition نام گرفته است.

تقابل معنایی گونه های متفاوتی را شامل می شود. نوعی از تقابل معنایی وجود دارد که نفییکی اثبات دیگری است و اصطلاحاً بدان تقابل شدید/حاد اطلاق می شود (یول، 1374ش، ص141)، مثل زن و مرد، روشن و خاموش، باز و بسته؛ اما در نوع دیگری از تقابل معنایی، واژگان صفت هایی درجه بندی شده اند، مانند: سرد- سردتر- گرم –گرم ترونفییکی دلیل بر اثبات دیگری نیست. صورت هایی مثل: سرد و گرم، پیر و جوان، بزرگ و کوچک، زشت و زیبا را دارای رابطۀ تضاد مدرج می نامند. اگر بگوییم هوا سرد نیست به این معنا نیست که الزاماً هوا گرم است. گونۀدیگر تقابل را تقابل دوسویه می نامند؛ زیرا رابطه ای دوسویه میان آنها وجود دارد، مثل زن و شوهر، خرید و فروش، زد و خورد. نوع دیگری از تقابل نیز با پسوند منفی ساز ساخته می شود، مانند آگاه و ناآگاه، باشرف و بی شرف، بهداشتی و غیربهداشتی (خولی، 2000م، صص116-120).

در گونۀ دیگری از تقابل معنایی، اگر یک واژه در بسته های دوتایی و به صورت زوج های روبرو ملاحظه شود، هر واژه می تواند امتداد و جهت مخالف واژۀ دیگر به  شمار آید. درنتیجه این واژگان دوتایی در تقابل متقاطر با یکدیگر خواهند بود، مثل: شمال-جنوب، بالا-پایین، آسمان-زمین و…. بدین تقابل، تقابل متقاطر گویند (خولی، 2000م، ص118 و صفوی، 1387ش، ص121).

5. نظم واژگان متقابل «أرض و سماء» در قرآن

واژگان متقابل «أرض و سماء» به طورکلی در 228 آیه با هم به کار برده شده  اندکهدر 208 آیه «سماء» یا «سموات» بر «أرض» مقدم شده و در 20 آیه «أرض» بر «سماء» پیشی گرفته است. نکته ای که در تمامی این آیات دیده می شود، آن است که خداوند وقتی می خواهد از علم یا قدرت خود سخن بگوید، از مثال  های آسمان و زمین استفاده می  کند.

پیش از بررسی رابطۀ معنایی این دو واژه در قرآن، ذکر این نکته ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید که تحلیل زبانی حاضر، در جهت تبیین انسجام مفهومی و توالی معنایی حاصل از این رابطۀ معنایی (تقابل)، بر اساس الگوی ترکیب پذیری «أرض وسماء» در گفتمان قرآنی عمل خواهد کرد. بدین نحو که تقابل معنایی این دو واژه، در دو بخش «تقدیم أرض بر سماء» و «تقدیم سماء بر أرض» با دقت بررسی می شود، تا دلایل معنی شناختی ورای تغییر در چینش این واژگان آشکار شود.

مراجع

القرآن الکریم.
آلوسی، سیدمحمود (1415ق)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق علی عبدالبارئ عطیه، بیروت: دارالکتب العلمیه.
ابن رشیق القیروانی، أبوعلی الحسن (2000م)، العمده فی صناعه الشعر ونقده، حققه الدکتور النبوی عبدالواحد شعلان، القاهره: مکتبه الخانجی.
ابن عاشور، محمدبن طاهر (1984م)، التحریر والتنویر، تونس: الدار التونسیه للنشر، ط العاشره.
ابن فارس، أبوالحسین أحمد (1429ق)، معجم مقاییس اللغه، تصحیح محمد عوض مرعب و فاطمه محمد أصلان، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
أبوخرمه، عمر (2004م)، نحو النص نقد النظریه وبناء أخری، الأردن: إربد، عالم الکتب الحدیث.
توحیدلو، اکبر (1389)، جمله  شناسی قرآن با تکیه بر تقدیم و تأخیر عبارات، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
خولی، محمدعلی (2000م)، علم الدلاله (علم المعنی)، عمان: دارالفلاح للنشر والتوزیع.
الدرویش، محی الدین (1412ق)، إعراب القرآن الکریم وبیانه، دمشق: الیمامه للطباعه والنشر والتوزیع، ط الثالثه.
راغب الإصفهانی، أبوالقاسم حسین بن محمد (1426ق)، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، قم: طلیعه النور.
زرکشی، الإمام بدرالدین (1957م)، البرهان فی علوم  القرآن، تحقیق محمد أبوالفضل إبراهیم، القاهره: مکتبه دارالتراث.
سادات الحسینی، راضیه سادات و همکاران (1395ش)، «بررسی و تحلیل نظریۀ نظم عبدالقاهر جرجانی در پرتوی نظریۀ نقش گرای هلیدی»،جستارهای زبانی، دورۀ هفتم، ش 2 (پیاپی30).
سیدقاسم، لیلا و روح الله هادی (1393ش)، «ﺑﺮرﺳﯽﻫﻤﺎﻧﻨﺪی ﻫﺎیﻧﻈﺮﯾﺎتﻋﺒﺪاﻟﻘﺎﻫﺮﺟﺮﺟﺎﻧﯽ در ﮐﺎرﺑﺮدﺷﻨﺎﺳﯽِ زﺑﺎن و ﻧقش گراییﻫﻠﯿﺪی»،مجلۀ ادب پژوهی، ش28.
شریف لاهیجی، بهاءالدین محمد شیخ علی (1363ش)، تفسیر شریف لاهیجی، تهران: مؤسسه مطبوعاتی علمی.
صفوی، کورش (1387ش)، درآمدی بر معنی شناسی، تهران: انتشارات سورۀ مهر، چ سوم.
طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجماعه المدرسین بالحوزه العلمیه بقم، ط الخامسه.
طبرسی، الفضل بن الحسن (1413ق)، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران:‏ انتشارات ناصرخسرو، چ سوم.
عباس، محمد (1387ش)، عبدالقاهر جرجانی و دیدگاه های نوین در نقد ادبی، ترجمۀ مریم مشرف، تهران: نشر چشمه.
عبدالرؤوف، حسین (1390ش)، سبک شناسی قرآن کریم (تحلیل زبانی)، ترجمه پرویز آزادی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(علیه السلام).
العسکری، أبوهلال (1952م)، کتاب الصّناعتین الکتابه والشعر، تحقیق علی محمد البجاوی و محمد أبوالفضل إبراهیم، القاهره: دارإحیاء الکتب العربیه.
عماش، محمد کاظم (1432ق)، جهود هالیدی فی الاتجاه الوظیفی، العراق: جامعه بابل، کلیه الدراسات القرآنیه.www.uobabylon.edu.iq
غرطانی، أحمد بن ابراهیم (2006م)، ملاک التأویل، محقق: عبدالغنی محمدعلی الفاسی، بیروت: دارالکتب العلمیه.
فتوحی رود معجنی، محمود (1390ش)، سبک شناسی؛ نظریه ها، رویکردها و روش ها، تهران: نشر سخن.
فخر الرازى، محمد بن عمر (1420ق)، مفاتیح الغیب‏، بیروت‏: دارإحیاء التراث العربی،‏ ط الثالثه.
قائمی نیا، علیرضا (1390ش)، معنی شناسی شناختی قرآن، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی.
گنابادی، سلطان محمد (1408ق)، بیان السّعاده فی بیان العباده، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ط الثانیه.
لاینز، جان (1980م)، علم الدلاله، ترجمه مجید عبدالحلیم الماشطه، العراق: جامعه البصره.
محمد، عزه شبل (2007م)، علم لغه النص، القاهره: مکتبه الآداب، ط الثانیه.
مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (1382ش)، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چ بیست و یکم.
مهاجر، مهران و محمد نبوی (1376ش)، به سوی زبان شناسی شعر؛ ره  یافتی نقش گرا، تهران: نشر مرکز.
یول، جورج (1389ش)، بررسی زبان، ترجمه علی بهرامی، تهران: نشر رهنما.
— (1374ش)، نگاهی به زبان؛ یک بررسی زبان شناختی، ترجمۀ نسرین حیدری، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت).

Halliday, M.A.K. (1973), Explorations in the Functions of Language, London: Edward Arnold, Review by M. Gregory, Journal of Linguistics

Palmer, F.R, (1976), Semantics: A new outline, London: Cambridge University Press

نویسندگان:

کبری راستگو: استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشکده تربیت مدرس قرآن، مشهد، ایران

 مریم نخعی: کارشناس ارشد تفسیر قرآن مجیددانشکدۀ تربیت مدرس قرآن، مشهد، ایران

فصلنامه پژوهشهای زبان شناختی قرآن بهار و تابستان 1396

ادامه دارد… 

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

طراحی برنامه درسی پژوهش‌محور در علوم تجربی پایه ششم دوره ابتدایی

چکیده

هدف از انجام این پژوهش طراحی برنامه درسی پژوهش‌محور علوم تجربی پایه ششم و سپس ارزشیابی آن از دیدگاه متخصصان برنامه درسی و معلمان ذی‌ربط است. روش پژوهش توصیفی-زمینه‌یابی است. جامعه آماری شامل معلمان پایه ششم شهرستان اسفراین (130 نفر) و متخصصان برنامه درسی استان خراسان شمالی و رضوی (40 نفر) است که به شیوه سرشماری مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمع‌آوری داده‌ها از روش کتابخانه‌ای و پرسشنامه محقق ساخته شامل 40 گویه در چهار بخش هدف، محتوا، روش‌های تدریس و ارزشیابی بهره گرفته شد. روایی پرسشنامه توسط متخصصان تأیید و پایایی از طریق آلفای کرونباخ 98 درصد به دست آمد. محقق برای طراحی برنامه ابتدا به مطالعه پیشینه و مستندات موجود درزمینة موضوع تحقیق پرداخته و بر اساس اطلاعات به دست آمده برنامه را طراحی و سپس جهت ارزیابی، آن را در قالب پرسشنامه در اختیار پاسخ‌گویان قرار داده است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و آمار توصیفی (جدول فراوانی و درصد) و استنباطی (آزمون خی‌دو) استفاده شد. از جمله نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش، ویژگی‌هایی برای عناصر چهارگانه برنامه درسی (هدف، محتوا، روش‌های تدریس و ارزشیابی) پژوهش‌محور علوم تجربی پایه ششم بوده است که مورد تأیید متخصصان و معلمان ذی‌ربط قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی؛ پایه ششم؛ پژوهش‌محوری؛ طراحی برنامه‌درسی؛ علوم‌تجربی

نویسندگان:

زهرا ایجادی: دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی درسی، گروه علوم تربیتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

 مریم سیف نراقی: استاد گروه علوم تربیتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

عزت اله نادری: استاد گروه علوم تربیتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

فصلنامه پژوهش در برنامه ریزی درسی – دوره 2، شماره 29 – شماره پیاپی 56، بهار 1397.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

روش‌های تدریس مبتنی بر توسعة آینده‌پژوهی در آموزش عالی ایران

چکیده

یکی از وظایف دانشگاه‌ها، توانمندسازی دانشجویان در عرصه‌های مختلف از جمله شناخت آینده یا آینده‌پژوهی است. رشد توانایی آینده‌پژوهی دانشجویان می‌تواند از طریق آموزش در طی سال‌های تحصیل بهبود یابد؛ بنابراین می‌توان ادعا نمود که یکی از متغیرهای مهم که می‌تواند بر رشد توانایی آینده‌پژوهی دانشجویان تأثیرگذار باشد، کیفیت روش‌های تدریس و یادگیری آنان است. هدف این پژوهش طراحی روش‌های تدریس مبتنی بر توسعه آینده‌پژوهی در آموزش عالی بود که با شیوه پژوهشی کیفی و با استفاده از راهبرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. در این راستا با استفاده از رویکرد هدفمند و به‌کارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه‌هایی نیمه‌ساختاریافته با 14 نفر از اساتید صاحب‌نظران حوزه برنامه درسی و آینده‌پژوهی در دانشگاه‌های استان فارس انجام شد، برای به دست آوردن اعتبار و روایی داده‌ها از دو روش بازبینی مشارکت‌کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت‌کننده در پژوهش استفاده شد. نتایج تحلیل داده‌ها در طی سه مرحله، کدگذاری باز، کدگذاری نظری و کدگذاری انتخابی با کمک نرم‌افزار MAXQDA12 به مفاهیم مجزا تفکیک شدند و 16 مقولة کلی به دست آمد. این مقاله یافته‌های مطالعه را در چارچوب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی (4 مقوله)، پدیده محوری (آینده‌پژوهی به‌عنوان یک رویکرد کلی در تدریس)، راهبردها (3 مقوله)، زمینه (4 مقوله)، شرایط مداخله‌گر (2 مقوله) و پیامدها (2 مقوله) تحلیل کرده است.

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی؛ آینده‌پژوهی؛ برنامه درسی؛ روش تدریس

نویسندگان:

مهدی کشاورزی: دانشجوی دکتری، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

محمد حسین یارمحمدیان: استاد، مرکز تحقیقات مدیریت و اقتصاد سلامت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران.

 محمد علی نادی خوراسگانی: دانشیار، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

فصلنامه پژوهش در برنامه ریزی درسی – دوره 2، شماره 29 – شماره پیاپی 56، بهار 1397.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

رابطة بین یادگیری خود راهبر، خودکارآمدی و سواد اطلاعاتی با رفتار تسهیم‌دانش

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین یادگیری خودراهبر، خودکارآمدی و سواد اطلاعاتی با رفتار تسهیم‌‌دانش در بین دانش‌آموزان پسر مقطع متوسطه ناحیة دو شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-93 به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعة آماری تعداد 4995  پسران مقطع متوسطه ناحیة دو بود که از این میان با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تعداد 356 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات 4 پرسشنامة یادگیری خودراهبر Fisher,2001)) با 40 گویه، پرسشنامه خودکارآمدی (Shererr &Maddux,1982) با 17 گویه، پرسشنامة سواد اطلاعاتی با 18 گویه و پرسشنامة تسهیم‌دانش با 15 گویه بود که روایی صوری، محتوایی و سازه آن تأیید و پایایی آن‌ها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. داده‌های حاصل از پژوهش با استفاده از آمار توصیفی ‌و استنباطی شامل ضریب همبستگی، رگرسیون گام‌به‌گام و تحلیل واریانس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه‌های اصلی نشان داد که بین یادگیری خودراهبر با رفتار تسهیم‌دانش، خودکارآمدی با رفتار تسهیم‌دانش و بین سواد اطلاعاتی با رفتار تسهیم‌دانش رابطة معناداری وجود داشت. همچنین نتایج نشان داد که بین بعد رغبت برای یادگیری، بعد خودمدیریتی و بعد خودکنترلی با رفتار تسهیم‌دانش رابطة معنادار وجود داشت. همچنین بین بعد میل به آغازگری رفتار از خودکارآمدی، بعد میل به گسترش تلاش برای کارآمد کردن تکلیف از خودکارآمدی، بعد مقاوم در رویارویی با موانع از خودکارآمدی با رفتار تسهیم‌دانش رابطة معنادار وجود داشت. نتایج رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد ابعاد رغبت و خودمدیریتی از یادگیری خودراهبر توان پیش‌بینی ‌رفتار تسهیم‌دانش را داشته است. همچنین بعد میل به گسترش تلاش برای کارآمد کردن تکلیف توان پیش‌بینی رفتار تسهیم‌دانش را داشته است.

کلیدواژه‌ها: خودکارآمدی؛ رفتار تسهیم‌دانش؛ سواد اطلاعاتی؛ یادگیری خودراهبر

نویسندگان:

بتول فرخ: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، گروه علوم تربیتی، اصفهان، ایران

 بدری شاه طالبی: دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، گروه علوم تربیتی، اصفهان، ایران  

فصلنامه پژوهش در برنامه ریزی درسی – دوره 2، شماره 29 – شماره پیاپی 56، بهار 1397.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

منتشر شده در دسته‌بندی نشده