تطبیق شاخص های اخلاق پروتستانی با آموزه های شیعه

 

تطبیق شاخص های اخلاق پروتستانی با آموزه های شیعه

جامعه شناسی دین، یکی از حوزه های مورد توجه جامعه شناسی است که به مسأله عام نقش و اهمیت دین در جامعه بشری و نیز باورداشت ها و عملکرد گروه ها و جوامع خاص می پردازد. (همیلتون،1390، ص9ـ 10) بررسی رابطه اقتصاد و دین، یک بُعد از جامعه شناسی دین است. چارچوب نظری پژوهش حاضر، نظریه وبر درباره "اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری" است. ابتدا طرح کلی نظریه اخلاق پروتستانی وبر شرح داده می شود و سپس از شاخص های استخراج شده از اخلاق پروتستانی، برای مقایسه با اخلاق اقتصادی شیعه استفاده می گردد.

 نظریه وبر

به عقیده وبر، هرگونه تبیینی برای خاستگاه عقل گرایی باید اهمیت بنیادی اقتصاد را بپذیرد. اما در عین حال، هم بستگی معکوس نیز باید ملحوظ شود؛ زیرا با آن که گسترش عقل گرایی به طور کلی به تکنیک و حقوق عقلانی بستگی دارد، به استعدادهایی هم وابسته است که انسان برای پذیرش برخی انواع رفتار عقلانی عملی دارد. مواقعی که استعدادهای اخیر با موانعی معنوی برخورد کرده اند، گسترش رفتار اقتصادی عقلانی نیز با مقاومت های درونی سختی روبه رو شده است.

مسأله از زاویه مهمی مطرح می شود که دست یابی به آن معمولاً از همه دشوارتر است؛ یعنی چگونه برخی باورهای دینی، موجب پیدایش «روحیه اقتصادی» و به سخن دیگر، «خوی» یک شکل خاص اقتصادی می شوند. برای نمونه، وی بررسی پیوندهای میان روح زندگی اقتصادی جدید با اخلاق عقلانی پروتستان، کیشی پرهیزکارانه را در نظر گرفت. بنابراین، او تنها به یک جنبه از زنجیره علت و معلول ها پرداخت. (وبر، 1388، ص24ـ 26)

وبر انگیزشی دینی در کالونیسم می یابد که نه محافظه کارانه، بلکه انقلابی است. با این که آیین لوتر، در تضمین کار عقلانی به صورت نوعی «تکلیف»، نشان از پیشرفت مهمی نسبت به آیین کاتولیک دارد، به خودی خود نشان دهنده گسست ریشه ای از سنت گرایی نیست. هر دو کلیسا (لوتری و کاتولیک)، متوجه شده اند که پیوندهای شخصی پایدار بین ارباب و رعیت، با سهولت اخلاقی بیش تری قابل کنترل است تا روابط تجاری بازار. (کَسل، 1383، ص 78)

وی به این نکته اشاره می کند که تقدیر ازلی، عنصر اساسی عقیده کالوینیستی بود. ایده ای که ما از ابتدا، برای حیات ابدی یا لعن ابدی انتخاب شده ایم و نمی توانیم کاری در مورد آن انجام دهیم. رستگاری هدیه الهی است، نه دستاورد خودم. اندرزی که به فرد مؤمن داده می شد، این بود که به اطمینان روانی از برگزیده بودن خود از طریق تلاش کاری روزانه برسد.

پاک دین ها به جای آن که گروهی از گناه کاران متواضع و پشیمان باشند، آدمیان صبور و به خود متکی بودند. به هر حال، کالوینیست ها کار سخت را شیوه ای برای حصول اطمینان از رستگاری خود و زدودن شک می دانند. (کرایب، 1391، ص415ـ 416) به عقیده وبر، روح سرمایه داری که از پروتستانتیسم ریاضت جویانه نشأت می گیرد، یک نوع تحول اقتصادی خاص اروپا را تحریک و تشدید کرد. آن انگیزش و جهت گیری در زندگی که سازنده این روح سرمایه داری بود، از آموزش های کالون سرچشمه می گرفت و مختص دیدگاه پروتستان های کالونی بود. (همیلتون، 1390، ص 251)

بر اساس این نظریه، شاخص های هفت گانه اخلاق پروتستانی(که قبلاً ذکر شده است)، عبارتند از: آن دسته ویژگی های رفتار عملی که از آموزه های دینی تأثیر می پذیرند و از اخلاقیات توصیه شده پروتستانی ناشی می شوند. مطابق نظریه وبر، پیامد این رفتارها به حوزه اقتصاد ارتباط می یابد. این شاخص ها، اکنون در آموزه های شیعه بررسی و مقایسه می گردد:

الف) تأکید بر کار و تلاش

درباره شاخص «کار و تلاش»، متون شیعه به کار و حرفه چه به طور مستقیم و چه به صورت ضمنی تأکید و توصیه می کنند. تأکید مستقیم مانند این آیه قرآن: «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها»؛ «اوست که شما را در زمین آفرید و شما را براى آباد ساختن آن برگماشت». (سوره هود، آیه 61) نیز پیامبر اسلام که می فرماید:«کسب و کار پس از نماز واجب است». (بروجردی، 1386، ج22، ص 89) امام باقر(ع) نیز می فرماید:

من با مردى که براى کار دنیاى خود تنبل و کسل باشد، دشمن هستم و هرکس درباره دنیایش تنبلى کند، در مورد آخرتش تنبل تر است. (کلینی، 1388، ج5، ص 203)

امام جعفر صادق (ع) نیز می فرماید:

آن که تن به کار ندهد و در خانه‏اش بنشیند و از خدا روزى طلب کند، دعایش مستجاب نمى‏شود. خداوند متعال مى‏فرماید: «مگر راه روزى طلب کردن را به تو نیاموختم؟» (همان، ص 225)

به عبارتی، لازمه کسب روزی، فعالیت این جهانی است و این امر با دعا کردن به تنهایی میسر نمی شود. امام رضا(ع) می فرماید:

کسى که در طلب روزى مى‏کوشد و فضل خدا را مى‏جوید تا مخارج اهل و عیال خود را کفایت کند، پاداش او از مجاهد راه خدا بیش تر است. (کلینی، 1388، ج5، ص 208)

در این حدیث، نه تنها کار و تلاش جست وجوی فضل الهی است، بلکه پاداش آن نیز بیش تر از مجاهد در راه خداست.

برخی از توصیه های ضمنی به کار، عبارت از این حدیث پیامبر اسلام است که می فرماید:

بعضى از گناهان است که جز تلاش براى معاش، آن ها را محو نمى کند. (فیض کاشانی، 1372، ج3، ص 165)

طبق این حدیث، کار وسیله ای است برای بخشش برخی گناهان و می تواند سبب ایجاد انگیزه کار در فرد مؤمن گردد. از آن جا که فقر و تنگی روزی، باعث ابتذال جاه و مرتبه می گردد؛ تلاش فرد برای کار و کسب روزی می تواند مانع این امر شود. امام صادق† هم می فرماید:

بى‏نیازى ای که تو را از ستم به دیگران بازدارد، بهتر از فقر و تنگ دستى است که تو را به گناه وادارد». (ابن بابویه، 1367، ج4، ص 222)

با توجه به این حدیث، اگرچه مثلاً ارث هم می تواند موجب بی نیازی فرد گردد، باید در نظر داشت اگر به جامعه در مقیاس کلان توجه کنیم، از آن جایی که همه افراد نمی توانند به واسطه ارث بی نیاز شوند، پس کار و تلاش فقط می تواند افراد را بی نیاز کند.

باید توجه داشت که این توصیه ها، اندرزدادنی مشروط است و ماهیتی متفاوت با سفارش به کار در پروتستانتیسم دارد. در حالی که آموزه های پروتستانی، عطش اکتساب بی وقفه ای در پیروان خود ایجاد می کند که توقفی در روند آن وجود ندارد، در آموزه های شیعه تأکید و سفارش به کار با رعایت میانه روی همراه است و مشروعیت آن، به رعایت اصولی مشروط است که رفتار اقتصادی را کنترل و میانه رو می گرداند. برای مثال، امام حسن مجتبى† به شخصى فرمود:

اى مرد! آن‏گونه که با دشمن مى‏جنگى، روزى مَطَلب و همانند انسان تسلیم شده به تقدیر تکیه مکن؛ زیرا ایجاد و طلب فضل و روزى، سنت است و میانه‏روى در طلب، از عفت است. (همان، ص 103)

در این حدیث، هم عطش بی وقفه در کسب نهی شده و هم تسلیم به تقدیر. آن چه توصیه می گردد، میانه روی در کسب و کار است. امام صادق(ع) فرمود:

باید بیش از کسى که تنبل است و کم تر از کسى که در کسب روزى حریص (که به دنیایش خشنود و مطمئن است)، به طلب رزق و روزى بپردازى. باید فرد میانه روى باشی که از دیگران درخواست نمى کند. (کلینی، 1388، ج5، ص 195)

هم چنین در کتاب فقه الرضا آمده است:

در طلب روزى پرهیزکارى پیشه کن؛ در جست وجوى آن میانه‏رو باش و در کسب و کارت زیاده‏روى مکن! (بروجردی، 1386، ج22، ص 101)

بنابراین کار و حرفه، فعالیتی است هم مورد انتظار خداوند و هم دارای پاداش از جانب او؛ در عین حال، مشروط به رعایت اصولی است که ماهیت آن را از دیدگاه پروتستانتیسم درباره کار، متمایز می گرداند.

بر مبنای مقایسه آموزه های دو مذهب شیعه و پروتستانتیسم، می توان به وجوه تشابه و تفاوت ذیل درباره اخلاق اقتصادی این دو مذهب پرداخت. از یک طرف، هم آیین پروتستان و هم مذهب تشیع بر کار و تلاش تأکید می کنند. سودمندی یک پیشه و میزان تأیید الهی آن، در آیین پروتستانتیسم در وهله نخست با اخلاق سنجیده می شود؛ در وهله دوم برحسب منافعی است که برای «جامعه» به بار می آورد و در وهله سوم (که مهم تر است)، برحسب امتیازات اقتصادی است (که ایجاد می کند). در مذهب تشیع تأکید خاصی بر تجارت شده است. برای مثال، پیامبرˆ فرمود: «بازرگانان راست گوى در قیامت با شهدا هستند. (قضاعی، 1361، ص 78)  امام جعفر صادق(ع) می فرماید:

سه کس را خدا بى‏حساب وارد بهشت مى‏کند: پیشواى عادل، کاسب و تاجر راست گو، و پیرمردى که عمر خود را در طاعت خدا گذرانده باشد. (حکیمی، 1380، ج5، ص 585)

طبق این حدیث، شخص تاجر به شرط رعایت اصول اخلاقی مانند راست گویی، از جمله واردشوندگان بی حساب به بهشت است که این، اهمیت عمل تجارت را نشان می هد؛  بنابراین، پروتستانتیسم (برحسب امتیازات اقتصادی که تجارت ایجاد می کند) و تشیع در این حوزه، دارای تشابه هستند.

از طرف دیگر، تأکید بر کار و تلاش در پروتستانتیسم، به عطش کسب ثروت بدون حد منتهی می گردد (البته نه ثروت جویی به جهت اهمیت خود ثروت)؛ زیرا ثروت به عنوان میوه فعالیت شغلی، می تواند نشانه مشمول رحمت قرار گرفتن از جانب خدا باشد. به عبارت دیگر، کار و تلاش در پروتستانتیسم، آزمونی برای یافتن نشانه های رستگاری است.

در حالی که کار و تلاش در آموزه های شیعه، فعالیتی است که رحمت خدا را (مادی یا معنوی) به همراه می آورد و حالت آزمون رستگاری یا جست وجوی منظم، نشانه های رحمت را ندارد. کار و تلاش مشروط به میانه روی است و آموزه های شیعه، حرص و عطش کسب بی وقفه را مردود می داند. لذا اگرچه هر دو مذهب به لحاظ تأکید بر کار و تلاش شبیه هم هستند، تشابهی موهوم دارند و به طور کامل بر هم منطبق نیستند.

 ب) تجمل گرایی

آموزه های پروتستانتیسم، هر گونه تجمل گرایی را منع می کند؛ اما آموزه های شیعی آن را مردود نمی داند و بدان توصیه می کند. لذا از این حیث دارای تفاوت هستند. البته باید توجه داشت که تجمل پرستی در اسلام نهی شده است. پیامبر اسلامˆ فرمود:

هر کس بنا و ساختمانى را براى خودنمایى و شهرت براى خویش بالا برد، روز قیامت آن بنا را از قعر هفتمین طبقه زمین بر دوش کشد، در حالى که آتشى باشد شعله‏دار. سپس طوق بر گردن او افکنند و وى را با آن طوق در آتش دوزخ بیندازند و هیچ چیز مانع او از این عذاب نباشد تا به قعر جهنم رسد مگر این که توبه کند. (ابن بابویه، 1367، ج‏ 5، ص 316)

امام جعفر صادق (ع) هم می فرماید:

آن چه بیش از نیاز سکونت ساخته شود، صاحب آن- در قیامت- به حمل آن مکلف مى‏شود. (حکیمی، 1380، ج4، ص 282)

با این همه، تجمل گرایی با وسعت زندگی در ادبیات فقه شیعه فرق می کند. چنانکه پیامبرˆ فرمود:

اى على! زندگى خوش در سه چیز است: خانه‏اى وسیع، جفتى زیبا و اسبى کمرباریک. (مجلسی، 1365، ص 94)

امام علی (ع) هم می فرماید:

هرگاه یکى از شما بخواهد که نزد برادر مؤمن خود رود، چنان خود را بیاراید که براى یک نفر غریبى مى‏آراید که دوست دارد او را در بهترین هیأت ببیند. (طبرسی، 1365 ج1، ص 184)

مطابق این حدیث، حتی روابط عادی زندگی نباید با پرهیز از آراستگی همراه باشد؛ چنان که امام باقر† می فرماید:

خانه تنگ و محقر، زندگى را سخت و دشوار مى سازد. (کلینی، 1388، ج8، ص 602)

یا امام صادق(ع) می فرماید:

خانه وسیع مایه سعادت زندگى است. (کلینی، 1388، ج8 ، ص 600 )

یعنی خانه ای که نه برای سکونت، بلکه هدف تعدد مسکن باشد و برای تفاخر و شهرت در جامعه بنا شود، در حکم تجمل پرستی است. لذا در آموزه های شیعی، آشکار کردن نعمت، عملی محبوب نزد خدا و لباس فاخر پوشیدن یکی از مصادیق آن است.

 ج) صرفه جویی

با بررسی اسناد موجود در فقه شیعه می توان چنین نتیجه گرفت که هر دو آیین پروتستان و شیعه، بر صرفه جویی در زندگی و مخارج آن تأکید کرده اند. تأکید بر صرفه جویی در آیین پروتستانتیسم، بسیار سخت گیرانه است. چنان که گفته شد، همواره حدی برای قابل قبول بودن لذت به دست آمده از نعمات تمدن وجود داشت و آن حد این بود که برای این لذت، نباید هیچ پولی پرداخت شود که همه حوزه های زندگی اجتماعی را شامل می شد؛ مانند هر نوع تفریح عادی از جمله: رفتن به تئاتر و حتی ورزش کردن. به عبارتی، این پرهیزکاری با تمام نیروی خود علیه بهره مندی ساده و طبیعی از هستی و همه شادی های ممکن آن به پا می خیزد.

با این همه، صرفه جویی در آموزه های شیعی، ماهیتی متفاوت با پروتستانتیسم دارد. صرفه جویی در آموزه های شیعه، مترادف با میانه روی و اعتدال در مخارج زندگی است و حتی از صرفه جویی سخت گیرانه با عنوان خسّت ورزی و بخل یاد می شود. برای مثال، امام علی† می فرماید:

میانه روى در معاش که نه اسراف باشد و نه تنگ گیرى، افزایش فرماید و برکت دهد اندک وجه معاش را. (آقاجمال الدین خوانسارى، 1366 ج1، ص 139)

امام باقر (ع) هم می فرماید:

همه کمالات، در عقل معاش است که اسراف نکند و بر خود و عیال خود تنگ نگیرد، بلکه وسط را رعایت نماید. (مجلسی، 1414 ج1، ص 15)

مطابق این احادیث، عدم استفاده از امکانات زندگی در صورت توانایی مالی، خساست به حساب می آید و رفتاری نکوهیده است. در این زمینه، امام حسن عسکری† فرمود:

سخاوت مقدار معینى دارد و اگر بر آن افزوده گردد، اسراف است. احتیاط اندازه دارد و اگر از آن گذشت، ترس حساب مى‏شود. میانه روى (صرفه جویی) محدود است و اگر از آن تجاوز کرد، بخل (خساست) به حساب مى‏آید. (مجلسی، 1378، ج1، ص 536)

 د) ارزش وقت

تأکید بر ارزش وقت و فرصت های زندگی و نیز توصیه به استفاده از آن، در آموزه های پروتستان و شیعه وجود دارد. برای نمونه، امام باقر(ع) فرمود:

بپرهیز از به تعویق انداختن و عمل را به آینده سپردن! که این کار دریایى است که در آن بسیارى غرق شده‏اند. (مجلسی، 1364، ص 148)

هم چنین امام صادق ع می فرماید:

خواب بسیار، دین و دنیا را مى برد. (کلینی، 1388، ج5، ص 201)

احادیث گفته شده، نشان از ارزش وقت و استفاده از فرصت ها در آموزه های شیعه دارد.

تأکید بر کار و تلاش در پروتستانتیسم، به عطشی بی وقفه در کسب سود منتهی می گردد. تأکید بر وقت نیز در همان جهت قابل درک است. در آموزه های تشیع، تأکید بر کار و تلاش بسیار زیاد است، ولی این تلاش مشروط به رعایت اصولی است و نوعی میانه روی را بر فرد واجب می کند. به همین دلیل، تأکید بر استفاده از وقت و فرصت های زندگی روزانه در همان چارچوب و اصول قابل درک است. از این رو، اگرچه در پروتستانتیسم و تشیع تأکید زیادی به ارزش وقت شده، به علت تفاوت در نگرش به ماهیت کار و تلاش، تأکید بر ارزش وقت نیز ماهیتی متفاوت دارد.

 ه‍) راست گویی

آموزه های شیعه با توصیه های فراوان درباره راست گویی به عنوان رکن مهم اخلاق و رفتار همراه است. با وجود این که این تأکیدات، همه حوزه های رفتار اجتماعی را شامل می گردد، تعدادی از احادیث به طور خاص راست گویی در کسب و کار و تجارت را توصیه کرده اند. برای مثال، پیامبر ع فرمود:

هر کس مسلمانى را در خرید یا فروش فریب دهد، از ما (مسلمانان) نیست و روز قیامت، با جهودان محشور خواهد شد؛ زیرا آنان فریب کارترین مردمانند نسبت به مسلمانان. (حکیمی، 1380، ج5، ص 569)

بنابراین، دروغ گویی در تجارت، هم ردیف با خروج از دین تلقی شده است. امام صادق (ع) در پاسخ کسى که درباره کسب و تجارت سؤال کرده بود فرمودند:

بر تو باد راست گویى در سخن! و مبادا عیبى را که در کالاى تو هست پنهان دارى… درست بده و درست بستان که تاجر راست گو در روز قیامت، همراه با کاتبان (فرشتگان) بزرگوار نیکوکار خواهد بود. (همان، ص 560)

مطابق این حدیث، راست گویی در تجارت، مقامی برابر با فرشتگان برای فرد به همراه می آورد. بر این اساس، آیین پروتستانتیسم و مذهب تشیع، هر دو بر راست گویی تأکید می کنند و از این لحاظ دارای شباهت هستند.

 و) منع گنج اندوزی

بر اساس اسناد موجود، هر دو مذهب پروتستان و تشیع، گنج اندوزی و انباشت ثروت راکد را مردود می دانند. برای مثال، پیامبر می فرماید:

هر کس گنجى از خود برجاى گذارد، در روز قیامت براى او به صورت یک افعى پرزهر درمى‏آید که دو نقطه سیاه بر بالاى دو چشم دارد و به دنبال او به راه مى‏افتد. (زراندوز) به او مى‏گوید: «اى واى، تو چه هستى؟» مى‏گوید: «من گنج توام که پس از خود بر جاى گذاشتى». (حکیمی، 1380، ج4، ص 242)

امام علی (ع) هم فرموده اند:

آن چه افزون بر چهار هزار (درهم) باشد، کنز (گنج) است، خواه زکات آن را داده باشد یا نه. (همان)

با این همه، در آیین پروتستانتیسم نفی گنج اندوزی در کنار دیگر ویژگی های اخلاق اقتصادی آن، مسیری را هموار می کند که ثروت حاصل از کار دوباره وارد چرخه کسب و کار گردد، به ویژه این که پروتستانتیسم به خصوص کالوین، با صدقه دادن به بیچارگان مخالف بود و در برخی متون این مذهب، گدایان را رذل های ولگرد یاد می کنند. (وبر، 1388، ص 286)

در حالی که، آموزه های شیعی، راه کار مناسب برای جلوگیری از انباشت ثروت راکد، هم توصیه به سرمایه گذاری مجدد در کار است و هم انفاق و بخشش مال به تهی دستان و نیازمندان. مانند، آیه «قُلْ لِعِبادِیَ الَّذینَ آمَنُوا یُقیمُوا الصَّلاه وَ یُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَه مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فیهِ وَ لا خِلالٌ» (ابراهیم، آیه  31)؛ «به آن بندگانم که ایمان آورده‏اند بگو: نماز را برپا دارند و از آن چه به ایشان روزى داده‏ایم، پنهان و آشکارا انفاق کنند، پیش از آن که روزى فرارسد که در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستی»، یا امام صادق† فرمود:

کسى که مالک ده هزار درهم باشد، از شیعیان ما نیست، مگر آن کس که هماره و هماره انفاق کند. (حکیمی، همان، ج4، ص 223)

در نتیجه، اگرچه پروتستانتیسم و شیعه در آموزه های خویش با گنج اندوزی و انباشت ثروت راکد مخالف هستند، هر کدام راه کارهای متفاوتی در برخورد با ثروت راکد دارند. از یک طرف، توصیه به عدم انباشت ثروت راکد در آموزه های شیعه، باعث ایجاد حالتی می شود که در آن ثروت دوباره در کسب و کار استفاده گردد و از طرف دیگر، آموزه هایی چون انفاق، خمس و زکات، این سودهای حاصل را کنترل می کنند. لذا مطابق آموزه های شیعه، همه ثروت حاصل از فعالیت شغلی نمی تواند دوباره در حوزه کسب و کار به جریان افتد و از این جهت با پروتستانتیسم تفاوت دارد.

 ز) شعائر مذهبی در مورد کسب رحمت الهی

در آیین پروتستان، هیچ روش و وسیله ای برای کسب رحمت خدا و حصول اطمینان به رستگاری وجود ندارد و فرد پروتستان، تنها قادر است نشانه هایی از رستگاری را در حوزه فعالیت شغلی جست وجو کند. اما در تشیع، اعمال و شعائر و حتی ذکرهایی وجود دارد که بر اساس وعده های دین، فرد انجام دهنده آن ها موجبات رستگاری و کسب رحمت را فراهم می کند؛  مانند آیه «الَّذی یُؤْتی‏ مالَهُ یَتَزَکَّى» (اللیل: 18)؛ «همان که مالِ خود را مى‏دهد [براى آن که‏] پاک شود». از این رو، مذاهب پروتستان و تشیع، درباره این شاخص با هم تفاوت قطعی دارند.

 نتیجه

بر اساس یافته های پژوهش، مذاهب پروتستان و تشیع، از میان شاخص های هفت گانه استخراج شده از نظریه اخلاق پروتستانی وبر، در دو شاخص «پرهیز از تجمل گرایی» و «اعتقاد نداشتن به رستگاری از طریق شعائر مذهبی» تفاوت قطعی دارند. در چهار شاخص «تأکید بر کار و تلاش»، «تأکید بر صرفه جویی»، «ارزشمند بودن وقت» و «مخالفت با ثروت اندوزی راکد»، دارای تشابه موهوم هستند. در شاخص «تأکید بر راست گویی» نیز به هم شبیهند. از این رو، فرضیه تحقیق تأیید می گردد و اخلاق اقتصادی شیعه، با پروتستانتیسم مورد نظر ماکس وبر منطبق نیست.

این فقدان انطباق، بیش تر به دلیل میانه روی و اعتدال دستگاه فکری شیعه در شاخص های کار کردن (و به تبع آن ارزش وقت و فرصت) و صرفه جویی است. در نظام فکری شیعه، انسان موجودی دوبُعدی (مادی و معنوی) است که هر دو بعد، در وضعیتی اعتدالی با هم دیگر قرار دارند. تأکید بر آراستگی و تجمل گرایی، رهنمون بر قائل بودن سروری و بزرگواری برای انسان در عرصه عمومی و خصوصی جامعه است؛ در حالی که پروتستانتیسم، با مسخ کردن انسان در قالب ماشین تولید ثروت، در چارچوب یک نظام فکری تک بُعدی (مادی) به ظهور سرمایه داری «نوین» منتهی گشت.

مراجع

آقا جمال خوانسارى، محمدبن حسین، شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم، تهران: دانشگاه تهران، 1366‏.
ابن بابویه، محمدبن على، الخصال، مترجم: یعقوب‏ جعفرى، 2 جلد، تهران: نسیم کوثر، 1382.
ابن بابویه، محمدبن على، من لایحضره الفقیه، مترجم: على اکبر غفارى، 6 جلد، تهران: صدوق، 1367.
بروجردى، حسین، منابع فقه شیعه (ترجمه جامع احادیث الشیعه)، مترجم: عده اى از فضلا، فرهنگ سبز، 1386ق.
بلیکی، نورمن، طراحی پژوهش های اجتماعی، ترجمه: حسن چاوشیان، تهران: نشر نی، 1390.
بیتس، دانیل و پلاگ، فرد، انسان شناسی فرهنگی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران: علمی، 1387.
پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، مجموعه کلمات قصار حضرت رسولˆ، تهران: دنیاى دانش، 1382.
ترنر، برایان، ماکس وبر و اسلام، مترجم: سعید وصالی، تهران: نشر مرکز، 1390.
حکیمى، محمدرضا و محمد و على حکیمى، الحیاه، ترجمه: احمد آرام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1380.
ریگین، چارلز، روش تطبیقی فراسوی راهبرد های کمی و کیفی، ترجمه محمد فاضلی، تهران: نشر آگه، 1388.
زومبارت، ورنر، یهودیان و حیات اقتصادی مدرن، ترجمه رحیم قاسمیان، تهران: نشر ساقی، 1390.
سیدمن، استیون، کشاکش آرا در جامعه شناسی، ترجمه: هادی جلیلی، تهران: نشر نی، 1388.
شریف الرضی، محمدبن حسین،نهج البلاغه، مترجم: على نقى فیض الاسلام اصفهانى، ناشر: مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض الاسلام، 1379‏.
شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، جهادالنفس وسائل الشیعه، مترجم: على افراسیابى نهاوندى، ‏تهران: نشر نهاوندى‏، 1380.
طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، مترجم: سید ابراهیم میر باقرى، تهران: نشر فراهانى، 1365.
فوزی، یحیی، «مذهب و توسعه در ایران: بررسی سه دیدگاه پس از انقلاب اسلامی ایران»، پژوهش نامه متین، بهار، ش2، ص 205ـ220، سال 1378.
فیض کاشانی، محمدبن شاه مرتضی، راه روشن (ترجمه کتاب المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء)، مترجم: محمدصادق عارف، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامى آستان قدس رضوی، 1372.
قضاعی، محمد بن سلامه، شرح فارسى شهاب الاخبار (کلمات قصار پیامبر خاتمˆ)، محقق و مصحح: جلال‏الدین حسینى ارموى، ‏تهران: مزکز انتشارات علمی و فرهنگی‏، 1361.
کامپنهود، لوک وان و کیوی، ریمون، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه: عبدالحسین نیک گهر، تهران: نشر توتیا، 1376.
کرایب، یان، نظریه اجتماعی کلاسیک، ترجمه شهناز مسمّی پرست، تهران: آگه، 1391.
کَسل، فیلیپ، چکیده آثار آنتونی گیدنز، ترجمه حسن چاوشیان، تهران: ققنوس، 1383.
کلینی، محمدبن یعقوب، فروع کافی، 10جلد ، مترجم: گروه مترجمان، تهران: نشر قدس، 1388.
کیتاگاوا، جوزف، «تأملاتی درباره اخلاق کار در ادیان آسیای شرقی»، ترجمه: سیداحمد موثقی، کار و جامعه، فروردین و اردیبهشت، ش30، سال 1378.
گ‍ل‍دت‍ورپ ، ج‍ی . ای، ج‍ام‍ع‍ه ش‍ن‍اسی  ک‍ش‍وره‍ای  ج‍ه‍ان  س‍وم  ، ت‍رج‍م‍ه:  ج‍واد طه‍وریان ، ت‍ه‍ران : آس‍ت‍ان  ق‍دس  رض‍وی ، 1370.
گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران: نشر نی، 1385.
مجلسى، محمدباقر، مواعظ امامان‰؛ (ترجمه جلد 75 بحارالانوار)، مترجم: موسى خسروى، تهران: اسلامیه، 1364.
ـــــــــــــــــــــــــــــ ، ایمان و کفر؛ (ترجمه کتاب الایمان و الکفر بحارالانوار جلد 64)، ترجمه: عزیز الله عطاردى، تهران: عطارد، 1378.
مجلسى، محمدتقى، لوامع صاحب قرانى مشهور به شرح فقیه، ناشر: مؤسسه اسماعیلیان، 1414ق.
مجلسى، محمد باقر، آداب و سنن- ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، مترجم: محمدباقر کمره‏اى، تهران: اسلامیه، 1365.
وبر، ماکس، دین، قدرت، جامعه، ترجمه احمد تدین، تهران: هرمس، 1392.
ـــــــــ ، اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری، ترجمه: مرتضی ثاقب فر، تهران: جامی، 1388.
ویلم، ژان پل، جامعه شناسی ادیان، ترجمه: عبدالرحیم گواهی، تهران: نشر علم، 1386.
هاشمى خویى، میرزاحبیب الله، منهاجالبراعهفی شرح نهجالبلاغه، مترجم: حسن حسن زاده آملى و محمدباقر کمره اى، 21 جلد، ناشر: مکتبه الإسلامیه، 1400ق.
همیلتون، ملکم، جامعه شناسی دین، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر ثالث، 1390.
هملین، آلن، اخلاق و اقتصاد، ترجمه خاکباز و هاشمی، تهران: مطالعات فرهنگی و اجتماعی، 1386.
یین، رابرت کی، تحقیق موردی، ترجمه: علی پارسائیان و سیدمحمد اعرابی، دفتر پژوهش های فرهنگی، 1376.

36. Baldacchino, Jean-Paul. (2012), “Markets of piety and pious markets: the Protestant ethic and the spirit of Korean capitalism”; Social Compass, September 2012; vol. 59, 3: pp. 367-385.

37. Ragin, Charles C. (1994), ‘Constructing Social Research: The Unity and Diversity of Method’, Pine Forge Press

نویسندگان:

هادی نوری: استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان

 نیما میوه چی: کارشناس ارشد جامعه شناسی از دانشگاه گیلان

فصلنامه شیعه شناسی شماره 55

انتهای متن/

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اجرا شده توسط: همیار وردپرس